نخست اخلاق خود را اصلاح كن

ابو علي سينا هنوز به سن بيست سال نرسيده بود كه علوم زمان خود را فرا گرفت ودر علوم الهي و طبيعي ورياضي وديني زمان خود سرآمد عصر شد. روزي به مجلس درس ابو علي بن مسكويه ، دانشمند معروف آن زمان حاضر شد . با كمال غرور ، گردوئي را جلو ابن مسكويه افكند وگفت : مساحت سطح اين را تعيين كن .

ابن مسكويه جزوه هايي از يك كتاب را كه در علم واخلاق وتربيت نوشته بود ( كتاب طهاره الاخلاق) جلو ابن سينا گرفت وگفت : تو نخست اخلاق خود را اصلاح كن تا من سطح گردو را تعيين كنم ! تو به اصلاح اخلاق خود محتاج تري از من به تعيين مساحت سطح اين گردو.

ابو علي از اين گفتار شرمسار شد و اين جمله راهنماي اخلاقي او در همه عمر قرار گرفت .

داستان راستان ، ج

متن كامل گزارش مجلس از ماجراي بازداشتگاه كهريزك

maj2

متن كامل گزارش كميته ويژه مجلس به شرح ذيل است:

رياست محترم مجلس شوراي اسلامي

پيرو تاكيد جنابعالي مبني بر تشكيل كميته‌اي جهت پيگيري مسائل مربوط به بازداشتي‌ها و حوادث پس از انتخابات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بدين وسيله گزارش نهايي آن ايفاد مي‌گردد.

علا‌ءالدين بروجردي رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي.

با استعانت از ذات لايزال الهي و مبتني بر اصل 84 قانون اساسي گزارش مربوط به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري در دو بخش به استحضار همه مي‌رسد.

بخش اول:

چگونگي تشكيل كميته و اقدامات انجام شده

پس از حوادث انتخابات رياست جمهوري با تدبير رياست محترم مجلس شوراي اسلامي جناب آقاي لاريجاني كميته‌اي جهت پيگيري مسائل مربوط به بازداشت‌شدگان و التهابات پيش آمده تشكيل شد، اين كميته متشكل از جمعي از اعضاي كميسيون‌هاي امنيت ملي ، قضايي ، بهداشت و درمان و آموزش و تحقيقات بوده است . در فراز نخست اين گزارش شايان ذكر است كه قبل از تشكيل اين كميته در روز 24 خردادماه يعني دو روز پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري به مناسبت حوادث به وجود آمده در كوي دانشگاه تهران از جانب رياست محترم مجلس شوراي اسلامي كميته‌اي با مسئوليت جناب آقاي ابوترابي نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي تشكيل شد. لذا ارائه گزارش در خصوص حوادث خوابگاه دانشجويان بر عهده آن كميته مي‌باشد و اين كميته ورود در بررسي مسائل مربوطه به كوي نداشته است.

كميته بررسي مسائل مربوط به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري رسما در تاريخ پنجم مردادماه تشكيل شد، اولين جلسه رسمي كميته در روز دوشنبه ششم مردادماه تشكيل و ضمن بررسي جوانب مختلف حوادث به وجود آمده تقسيم كار شد و مقرر گرديد كميته جلسه‌اي با دادستان وقت عمومي و انقلاب تهران تشكيل دهد. اين جلسه در بعدازظهر همان روز تشكيل شد و قاضي مرتضوي در اين جلسه گزارشي از روند دستگيري‌ها و بازداشتي‌ها ارائه داد، وي گفت هم اينك حدود 390 نفر بازداشت هستند كه از اين تعداد حدود 250 نفر بازداشتي‌هاي ميداني صحنه اغتشاشات و 50 نفر بازداشيت‌هاي غيرميداني هستند.

از وي در خصوص كشته شدن سه تن از افراد بازداشت شده آقايان روح‌الاميني، ‌كامراني و جوادي فر پرسيده شد . وي دليل اين مساله را بنا بر بررسي‌هاي انجام شده از سوي پزشكي قانوني مننژيت دانست و متذكر شد كه با سرعت در بازداشتگاه‌ها عمليات واكسيناسيون مننژيت در حال انجام مي‌باشد.

هيات از وي پرسيد به چه دليل دستگيرشدگان روز 18 تيرماه به بازداشتگاه كهريزك منتقل شدند، وي ضمن مناسب و استاندارد دانستن اين بازداشتگاه مساله فقدان ظرفيت زندان اوين را اصلي‌ترين دليل جهت انتقال اين بازداشت‌شدگان به كهريزك دانست. در اين جلسه هيات، از دادستان وقت تهران خواست اولا كساني كه داراي اتهام سنگيني نيستند هرچه سريعتر آزاد شوند، ثانيا تكليف همه بازداشت‌شدگان براساس قواعد حقوقي هرچه سريعتر تعيين شود ،‌ثالثا اطلاع رساني به خانواده‌ها با سرعت انجام پذيرد تا التهابات ناشي از نگراني آنان كاهش يابد ، رابعا براساس گزارشات رسيده تخلفاتي از ناحيه برخي از ضابطين خصوصا در كهريزك وجود دارد ،لذا هر چه سريعتر مسير برخورد با آنان هموار شود.

هيات روز سه‌شنبه هفتم مردادماه به زندان اوين عزيمت كرد و طي ديدار پنج ساعته با همه زندانيان دستگير شده ميداني اغتشاشات ديدار و سخنان آنان را استماع كرد، در وهله نخست هيات به ديدار حدود 60 تن از بازداشت‌شدگان منتقل شده از كهريزك به اوين رفت و به شكل مفصلي سخنان آنان را شنيد . آنان مجموعه آزارهاي انجام شده را به اطلاع هيات رساندند كه اهم آن آزارها عبارت بود از زنداني شدن 147 نفر در يك مساحت كم ، عدم وجود تهويه ، فقدان آب و غذاي مناسب ، شنيدن فحش‌هاي ركيك ، كلاغ‌پر رفتن همراه با ضرب و شتم ، ‌همجواري با اراذل و اوباش و تحقير شدن.

پس از استماع سخنان آنان در جمع ساير بازداشت‌شدگان نيز حضور يافته و آنان نيز از روند دستگيري ، بازداشت و انتقال به اوين نقطه‌نظرات خود را با هيات در ميان گذاشتند. مجموعه سخنان آنان نيز اظهار نارضايتي از روند دستگيري و برخوردهاي نامناسب در بازداشتگاه‌ها بود. ليكن هيچ گونه شكايتي از زندان اوين و ماموران و مسوولان آن نداشتند.

پس از ديدار با زندانيان هيات جلسه‌اي نيز با مسئولان زندان اوين و قاضي حداد معاونت وقت امنيت دادستاني تهران داشت در آن جلسه مسئولان اوين اذعان داشتند كه انتقال بازداشت‌شدگان هجدهم تير به بهانه فقدان جا و ظرفيت در زندان اوين مطلب صحيحي نيست . زندان اوين كاملا آمادگي پذيرش آن بازداشت‌شدگان را داشته است. در همين روز با همكاري دادستان وقت تهران مقرر شد كه حدود 140 تن از بازداشت‌شدگان كه داراي اتهامات سنگيني نبودند، آزاد شوند كه اين مساله طي روزهاي سه‌شنبه هفتم و چهارشنبه هشتم مردادماه محقق شد.

در روز چهارشنبه هشتم مردادماه جمعي از اعضاي هيات از بند 209 زندان اوين بازديد كردند در اين بازديد امكان تماس مستقيم با زندانيان فراهم نشد و صرفا از بندها و سلول‌ها و امكانات موجود و همچنين سلول‌هاي مربوط به بازجويي‌ها بازديد به عمل آمد. در روز شنبه دهم مرداد جمعي از اعضاي هيات با آقاي علوي قائم مقام وزارت اطلاعات كه در فقدان وزير در اصل مسووليت وزارتخانه‌ را عهده‌دار بودند جلسه داشته و پس از اين جلسه با حضور مجدد در بند 209 زندان اوين هيات با دو تن از زندانيان آقايان قوچاني و چوبينه در خصوص وضعيت زندان و نوع تعامل ماموران و ضابطين گفت‌وگوي مفصلي نمود.

بيشترين نگراني آنان در خصوص بلاتكليفي‌شان در زندان بود.

پس از آن اين هيات از بند 240 زندان اوين بازديد كرد و پس از آن به شكل رندوم با دو تن از زندانيان آقايان امام و آقايي گفت‌وگو كرد. در اين گفت‌وگو آنان از وضعيت زندان، ماموران، بازجويان و ضابطين شكايتي نداشتند اما بيان كردند كه به دليل آن‌كه زنداني نظامي هستند كه خود را متعلق و فدايي آن مي‌دانند شكوه دارند و اين موضوع را عذابي روحي شديد براي خود مي‌دانستند.

هيات در تاريخ 21 مرداد ماه مجددا از زندان اوين بازديد به عمل آورد و با حضور در بندهاي مختلف با بازداشت شدگان گفت‌وگو كردند. در نهايت جمعي از اعضاي هيات از بند 2 الف بازديد و با آقايان ابطحي، عطريانفر و تاج‌زاده نيز گفت‌وگو كردند. شايان ذكر است كه با عنايت به نگراني شديد آقاي تاج‌زاده از سلامتي وي تا جايي كه حتي شايعاتي مبني بر كشته شدن او منتشر شده بود، هيات اصرار به ملاقات با تاج‌زاده داشت.

خانم الهيان نيز از بند مربوط به نسوان بازديدي به عمل آورد كه در اين رابطه گزارشي مبسوط تهيه و به مراجع ذيربط ارسال نمودند. خانم الهيان متذكر شدند كه خانم‌هاي حاضر در بند نسوان شكايتي از وضعيت زندان اوين نداشتند و بيشتر از زنداني بودن خود شاكي بودند.

اين هيات روز دوشنبه 19 مرداد ماه در پي تقاضاي اعضاي كميته منصوب از ناحيه دو تن از كانديداها كه پيگير مسايل بازداشت شدگان پس از انتخابات بودند با تقاضاي قبلي جهت ملاقات با هيات در مجلس حضور يافته و با كميته ملاقات كردند، در اين ملاقات آنها ضمن تشريح دريافت‌هاي خود و گزارشات رسيده به آنان، مدعي شدند كه 69 نفر در حوادث اخير كشته شده‌اند، اين هيات از آنان خواست ليست حاوي اسامي و مشخصات اين افراد را ارايه دهند، آنان نيز ليستي را متشكل از نام و فاميل ارايه كردند، پس از آن از آنها خواسته شد مشخصات بيشتري كه قابل پيگيري باشد را ارايه دهند و آنان نيز پذيرفتند وليكن تا زمان تدوين اين گزارش جز همان ورقه حاوي نام و فاميل افراد اطلاعات تكميلي واصل نشده است.

در همان روز هيات جلسه‌اي را به تقاضاي جمعي از خانواده‌هاي زندانيان از جمله خانم و خواهر تاج‌زاده، خانم ميردامادي و خانم تاجرنيا به آنها داشت و نقطه نظرات آنها را نيز استماع كرد، هيات هم چنين با برخي از بازداشت شدگان پس از آزادي نيز تماس گرفت و مجددا در شرايط جديد از آنان خواست چنانچه داراي اطلاعاتي هستند كه در زمان بازداشت نتوانسته و يا نخواستند بيان نمايند را با كميته در ميان گذارند.

پس از انتشار نامه كروبي مبني بر آزار جنسي برخي از زندانيان، كميته با ايشان نيز جلسه مفصلي داشته و سخنان وي را استماع كردند، هيات هم چنين ضمن ديدار با رييس قوه قضاييه، آيت‌الله آملي لاريجاني در آغازين روزهاي انتساب ايشان ضمن ارايه گزارشي از مجموعه دريافت‌هاي خويش، خواهان تسريع در روند بررسي پرونده‌ها و تعيين تكليف باقي مانده زندانيان شد.

كميته طي جلسه‌اي با هيات سه نفره منصوب از جانب رييس قوه قضاييه يعني آقايان رئيسي، محسني اژه‌اي و خلفي ضمن ارايه گزارش خود از نتايج اقدامات آنان نيز مطلع شد. اين كميته هم چنين طي جلسه‌اي با رييس سازمان قضايي نيروهاي مسلح در رابطه با مسايل مربوط به برخورد جدي با متخلفين به خصوص در بازداشتگاه كهريزك گفت‌وگو نمود و خواستار برخورد جدي و عادلانه با آنها شد.

همچنين اين هيات متذكر شد كه در نظام عادلانه اسلامي بايد بدون توجه به عناوين، با مقصرين اصلي برخورد شود و افكار عمومي بايد جديت در برخورد را ببينند.

از آنجا كه به طور همزمان با تشكيل اين كميته، هياتي متشكل از نمايندگان قواي سه گانه به دستور مقام معظم رهبري در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي جهت بررسي مسايل مربوط به حوادث پس از انتخابات تشكيل شده بود و دو تن از اعضاي اين هيات آقايان سروري و دهقان نمايندگان تهران و طرقبه جزو هيات بودند لذا كميته از طريق آقاي سروري كه عضو مشترك هر دو كميته بود اطلاعات لازم را تبادل نمودند.

ضمنا طي اين ايام كميته با هدف دفاع از حقوق شهروندي امكان تماس و ارتباط با بسياري از شهروندان را جهت ارايه هر گونه شكايت يا نقطه نظري چه از طريق تماس تلفني و يا حضوري فراهم كرده است.

* نتايج و استنتاجات

1- در خصوص بازداشتگاه كهريزك بايد اذعان نمود كه از ابتدا اين بازداشتگاه با كارويژه نگهداري اراذل و اوباش و فروشندگان كلان مواد مخدر تشكيل شده بود. متاسفانه به مرور زمان ساير زندانيان نيز به دستور مقامات قضايي به آن زندان راه مي‌يابند. در خصوص اين بازداشتگاه آقاي دربين، رئيس دفتر ويژه رياست وقت قوه‌ قضاييه در تاريخ 86/11/17 طي نامه‌اي محرمانه خطاب به آقايان يساقي، رئيس سازمان زندان‌ها و مرتضوي دادستان وقت عمومي و انقلاب تهران مي‌نويسد: در خصوص بازداشتگاه كهريزك موسوم به 210 رياست قوه قضاييه مقرر فرموده‌اند لازم است بازداشتگاه كهريزك با نظارت مستقيم سازمان زندان‌ها براي متهمين دادسراي تهران باشد و هيچ متهمي از حوزه‌هاي ديگر بدون هماهنگي با دادستان تهران به اين بازداشتگاه اعزام نشود.

از اين نامه رونوشتي جهت آقايان آوايي، رئيس كل دادگستري استان تهران جهت اقدامات لازم و سردار سرتيپ احمدي‌مقدم فرماندهي نيروي انتظامي جهت استحضار ارسال مي‌شود. نتيجه آنكه اولا كهريزك يك بازداشتگاه رسمي بوده و همه مسئولان قضايي از بالاترين رده از آن مطلع و حتي بازديدهايي نيز داشته‌اند. لذا اينكه برخي مسئولان قضايي طي مصاحبه‌هايي از خود سلب مسئوليت نموده‌اند به هيچوجه قابل پذيرش نيست و امروز بيش از همه دستگاه قضايي بايد پاسخگوي ضعف‌ها و خلل‌هاي اين بازداشتگاه باشد. ثانيا اصلي‌ترين دليل ايجاد بازداشتگاه كهريزك تاديب اراذل و اوباش خطرناك و هتك‌كنندگان به نواميس مردم، متجاوزين به عنف و فروشندگان بزرگ مواد مخدر و مجرمين خطرناك بوده؛ لذا فارغ از بحث اغتشاشات پس از انتخابات انتقال برخي مجرمين با جرم‌هاي ديگر به اين بازداشتگاه فاقد توجيه است و در اين خصوص نيز دستگاه قضا بايد پاسخگو باشد.

در همين راستا در تاريخ 88/1/30 فرماندهي انتظامي تهران بزرگ طي نامه‌اي خطاب به دادستان وقت عمومي و انقلاب تهران متذكر مي‌شود كه در حال حاضر دادسراهاي نواحي مختلف تهران بسياري از متهمان كه ميزان كشفيات مواد مخدر آنها فقط چند گرم مي‌باشد را به زندان كهريزك معرفي مي‌كنند و عملا زندان مذكور محل نگهداري متهمين انواع جرايم شده است. از آنجايي كه برابر تدبير زندان كهريزك جهت نگهداري متهمين اراذل و اوباش و مواد مخدرفروشان ساماندهي گرديده است مستدعي است مراتب را به كليه دادسراهاي تهران ابلاغ فرماييد و چنانچه صلاح بدانيد از اعزام متهمين غيرمربوط خودداري شود.

همچنين فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در تاريخ 88/2/5 طي نامه‌اي خطاب به جانشين ناجا متذكر مي‌شود كه عطف به هامش نامه شماره‌ 1116 / 07 / 204 / 2 / 1726 مورخ 87/12/21 پليس آگاهي ناجا در اجراي امريه‌ حضرت‌عالي نامه‌اي به دادستان عمومي و انقلاب تهران جناب آقاي مرتضوي تنظيم مبني بر اينكه كهريزك برابر تدابير قبلي محل نگهداري اراذل و اوباش، مواد فروشان و مجرمين خطرناك بوده، ليكن دادسراها هم‌اكنون بي‌رويه هر نوع متهم را اعزام مي‌نمايند؛ لذا ابلاغ فرماييد كه مانند قبل فقط متهمين مذكور اعزام گردند.

ثالثا با توجه به آنچه گذشت اعزام 147 تن از بازداشت‌شدگان اغتشاشات روز 18 تير ماه به چنين بازداشتگاهي به هيچ وجه قابل پذيرش نيست. بر اساس بررسي‌هاي به عمل آمده در روز 19 تير ماه به دستور دادستان وقت تهران اين جمع از بازداشت‌شدگان به كهريزك اعزام مي‌شوند. اگر چه اعزام اين افراد به كهريزك حتي در صورت فقدان ظرفيت زندان اوين هم قابل توجيه نيست، لكن مسئولان زندان اوين در جلسه‌ كميته با آنان اذعان داشتند كه زندان اوين ظرفيت پذيرش آن بازداشت‌شدگان را داشته است. ضمن آنكه مسئولان بازداشتگاه كهريزك با اين عنوان كه ظرفيت پذيرش اين تعداد از بازداشت‌شدگان را ندارند در هنگام نخست از پذيرش آنان سر باز زده و بازداشت‌شدگان ساعتي نيز در بيرون از بازداشتگاه معطل بوده اما به دليل اصرار مقام قضايي دستور دهنده، مجبور به پذيرش مي‌شوند و لذا بازداشت‌شدگان را در سالن كوچك قرنطينه به مساحت 70 متر جا مي‌دهند و طي چهار روز حضور اين تعداد از بازداشت‌شدگان در شرايط بسيار سخت و بد آب و هوا در گرماي تابستان بدون وجود تهويه و امكانات بهداشتي، غذايي و آشاميدني و همچنين ضرب و شتم و توهين و تحقير توسط ماموران نگهداري آنان در جوار 30 نفر از اراذل و اوباش پرخطر همه و همه موجب شد كه دل رهبر معظم انقلاب از آن به درد آيد.

مقام معظم رهبري پس از دريافت اولين گزارشات از ضرب و شتم و رفتارهاي غيرانساني در بازداشتگاه كهريزك به سرعت دستور انتقال زندانيان به مكان مناسب، تعطيلي زندان كهريزك، بررسي دقيق و همه‌جانبه مسائل به وجود آمده و نهايتا برخورد با عوامل و مسببان اين حوادث را صادر فرمودند و در پي اين دستور كميته‌اي نيز متشكل از نمايندگان سه قوه در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي تشكيل شده است. تاكنون مقام معظم رهبري دستورات بسياري را براي پيگيري و به نتيجه رساندن اين مساله با عنايت به گزارشات كميته تشكيل شده در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي صادر فرموده‌اند كه عملا مسير را جهت به ثمر رساندن كار براي مسئولان فراهم آورده است.

كميته‌ مجلس بر آن است كه در مسئله مربوط به بازداشتگاه كهريزك عملا دو ظلم بزرگ انجام شده است.

الف – ظلم آشكار بر بازداشت‌شدگان 18 تير ماه كه بايد از آنان دلجويي درخوري شود.

ب – ظلم بزرگ‌تر بر نظام جمهوري اسلامي رفته و عملا آبروي يك نظام برآمده از خون شهيدان به بازي گرفته شده و موجب وهن نظام اسلامي در منظر جهانيان شده است و بايد دستگاه قضايي با ريشه‌يابي دقيق و برخورد جدي با همه عوامل اين حادثه تلخ اعم از قضايي، اداري و انتظامي و بدون رعايت هر گونه ملاحظه‌اي و با تقدم دلسوزي تام نسبت به آبروي نظام جمهوري اسلامي اين مسئله را به نتيجه برساند و افكار عمومي را از اقدامات خود مطلع و با عوامل اصلي بدون توجه به عناوين آنان برخورد نمايد.

2- در خصوص كشته شدن سه تن از بازداشت‌شدگان آنچه تاكنون قابل توجه است اينكه آنان با توجه به عوامل متعدد از جمله كمبود مكان، ضعف امور بهداشتي، تغذيه نامناسب، گرما، فقدان كولر و … و در نتيجه ضرب و شتم و بي‌توجهي ماموران و مسئولان بازداشتگاه به وضعيت جسمي آنان بوده و اساسا طرح مسئله‌اي با عنوان مننژيت رد شده است.

مرحوم جوادي‌فر يكي از دستگيرشدگان 18 تير در بين راه انتقال از كهريزك به اوين جان خود را از دست داده است. ايشان در زمان دستگيري مورد ضرب و شتم قرار گرفته و قبل از انتقال به كهريزك مداوا گرديده ولي با اين حال نامبرده از لحاظ جسمي ضعيف شده بود و توان مقاومت در برابر صدمات جسمي و روحي بازداشتگاه كهريزك را نداشته است و در چهار روز حضور در كهريزك يك بار به پزشك وظيفه‌ زندان مراجعه كرده كه مداواي خاصي نسبت به ايشان انجام نمي‌پذيرد. به هر حال ايشان با حالت وخيم سوار اتوبوس مي‌شود و در همان آغاز حركت اتوبوس‌ها نامبرده وضعيت بحراني پيدا نموده و در بيرون از اتوبوس جان مي‌دهد.

همچنين مرحوم روح‌الاميني در مسير انتقال از كهريزك به اوين وضعيت وخيمي داشته كه هر چه بازداشت‌شدگان به ماموران محافظ در اين خصوص متذكر شده‌اند آنان بدون توجه از اين مساله گذشتند. انتقال از كهريزك به اوين با اتوبوس‌هاي نامناسب و با ازدحام بسيار زندانيان آن هم در اوج گرما در ساعت 10 صبح تا دو بعدازظهر انجام شد و در اوين نيز علي‌رغم وخيم بودن وضعيت مرحوم روح‌الاميني از ساعت 14 الي 17 در نوبت قرنطينه بوده و در ساعت 17 پزشك وي را جهت مداوا به بيمارستان اعزام نمود.

مرحوم محمد كامراني نيز پس از دستگيري بدون بازجويي به زندان كهريزك منتقل مي‌شود و در آنجا نيز همچون ساير زندانيان مورد ضرب و شتم و تحقير قرار مي‌گيرد و وي نيز تحمل صدمات وارده را نداشته و پس از بازگشت به زندان اوين به بيمارستان لقمان منتقل مي‌شود و در بيمارستان نيز رسيدگي لازم صورت نمي‌گيرد و وضعيت بحراني نامبرده پس از 30 ساعت از انتقال به بيمارستان به خانواده وي اطلاع داده مي‌شود. آنها همان شب فرزند خود را به بيمارستان مهر منتقل نموده، اما انتقال ايشان ثمره‌اي نداشته و وي در بيمارستان مهر جان خود را از دست مي‌دهد.

كميته تاكيد مي‌كند كه بررسي همه‌جانبه دلايل كشته شدن اين سه جوان بازداشت‌شده بر عهده دستگاه قضايي است و مسئولان قضايي بايد در اين خصوص با دقت و سرعت بررسي نموده و به خانواده محترم آنان و افكار عمومي پاسخگو باشند.

3- در خصوص طرح مساله آزار جنسي برخي بازداشت‌شدگان كميته بررسي‌هاي جامعي انجام داده است. پس از طرح نامه آقاي كروبي و انعكاس رسانه‌اي آن هيات با وي ملاقات كرده و خواستار ارايه اسناد و مدارك و شواهد شد. وي در آن ديدار در پاسخ سوال كميته مبني بر اينكه چند نفر به شخص شما مراجعه و مدعي آزار جنسي شده‌اند پاسخ داد كه چهار نفر مراجعه مستقيم داشته‌اند. سوال ديگر كميته از وي اين بود كه آيا براي شما وقوع آزار جنسي بر روي اين چهار نفر قطعي است؟ وي با برآشفتگي منكر قطعيت شد و قائل بود كه به اين دليل نامه‌اي به رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام ارسال نموده تا بررسي نمايند و در صورت وقوع با اين مساله برخورد جدي شود و در صورت عدم وقوع رفع شبهه شود.

آقاي كروبي از ارائه هر گونه سند و مدركي به كميته استنكاف ورزيد و اعلام كرد در صورت تعيين هياتي از جانب شخص رئيس قوه‌ قضاييه حاضر است اسناد و مدارك خود را ارايه نمايد. اين خواسته آقاي كروبي از طريق كميته با رياست مجلس شوراي اسلامي جناب آقاي دكتر لاريجاني در ميان گذاشته شد و نهايتا رياست قوه قضاييه با تعيين سه نفر نماينده از طرف خود آنان را مسئول بررسي همه‌جانبه موضوع نمود كه گزارش كار اين كميته به اطلاع همگان رسيد.

اما كميته مجلس شوراي اسلامي نيز در اين خصوص اقدامات جدي و بررسي‌هاي همه‌جانبه به عمل آورد تا جايي كه از طريقي به اطلاع هيات رسيد كه فردي كه مورد آزار جنسي قرار گرفته آماده است ماجرا را براي هيات بيان كند. رياست مجلس شوراي اسلامي به محض اطلاع از چنين مساله‌اي دستور دادند با تمهيداتي به دفتر خودشان دعوت و هيات با وي گفت‌وگو نمايند. اين جلسه با حضور رئيس دفتر رياست مجلس و حتي دو تن از نمايندگان غير عضو كميته، آقايان كاتوزيان و مطهري تشكيل شد و كاملا براي همه حضار در جلسه آشكار شد كه مادر آن جوان بر اثر كثرت شايعات دچار نوعي توهم شده و هيچگونه آزار جنسي متوجه آن فرد نشده و خود وي نيز قائل بود كه مادرش درگير يك توهم ذهني است.

همچنين اعضاي كميته بررسي‌هاي ديگري داشته و هيات دبيرخانه شوراي عالي نيز در اين خصوص به تفصيل بررسي كرده و نتايج هر سه كميته مجلس، قوه‌ قضاييه و دبيرخانه شوراي عالي دقيقا منطبق بر هم بوده و آن اينكه اعلام مي‌شود ضمن بررسي‌هاي همه‌جانبه انجام شده به هيچ موردي از آزار جنسي نرسيده و آن را قويا تكذيب مي‌نماييم.

4- در بررسي‌هاي به عمل آمده از زندان اوين طي بازديدهاي هيات از بندهاي مختلف چه زندانيان ميداني اغتشاشات و چه زندانيان غيرميداني هيچ گونه شواهدي دال بر شكنجه و آزارهاي جسمي ديده نشده است، اما همان‌گونه كه در همه ملاقات‌ها با مسئولان قضايي از جانب هيات‌ تبيين شد ضروري است در خصوص زندانيان باقي‌مانده هرچه سريع‌تر تعيين تكليف شود و آنان در روند دادرسي از همه حقوق خود مبتني بر قانون برخوردار باشند.

5- كميته ضمن دفاع از كليت نيروي انتظامي و قدرشناسي از زحمات پرسنل پرتلاش نيرو در صيانت از امنيت شهروندان گزارش‌هايي از برخوردهاي نامناسب برخي از افراد نيروي انتظامي دريافت نموده است. در اين خصوص لازم است سيستم‌هاي نظارت و بازرسي در اين نيرو تقويت شود و از رفتارهاي غيرمسئولانه جلوگيري شود. همچنين لازم است نيروي انتظامي از ابزارهاي مناسب جهت برخورد با اغتشاشات برخوردار شود كه سبب كاهش خسارت‌هاي جاني و مالي گردد كه در اين خصوص نياز است دولت و مجلس تمهيداتي را جهت تامين بودجه و تقويت نيروي انتظامي بينديشند.

6- كميته تاكيد مي‌كند تمامي بازداشتگاه‌ها بايد زيرنظر سازمان زندان‌ها اداره شود و اين سازمان موظف است در تمامي زمينه‌ها پاسخگوي شرايط زندان‌ها باشد، لذا دراين خصوص مديريت دستگاه‌ قضايي ضمن بررسي همه جانبه بايد دستورات قاطعي صادر نمايد. لذا كميته يادآور مي‌شود كه هنوز هم برخي ديگر از بازداشتگاه‌ها وجود دارد كه هرچه سريع‌تر بايد نسبت به نظارت بر آن‌ها و استانداردسازي آنها اقدام شود.

7-كميته قائل است متاسفانه عدم اطلاع‌رساني به موقع به خانواده‌ها در خصوص دستگيري‌ها موجب سردرگمي، گسترش شايعات و ناامني رواني جامعه شده بود، لذا لازم است اطلاع‌رساني به خانواده زندانيان توسط نيروي انتظامي، ‌امنيتي و قضايي در اسرع وقت صورت پذيرد. هم‌چنين دستگيري افراد بايد در ساعات مناسب كه موجب سلب امنيت رواني خانواده‌ها نشود صورت پذيرد.

8-كميته معتقد است يكي از نكات مهم براي پيشگيري چنين حوادثي اتخاذ ساز‌وكارهاي واقع‌بينانه و طراحي روندهايي است كه موجب تكرار چنين وقايعي نشود و به عنوان پيشنهاد مشخص بايد زيرنظر بالاترين مقامات دستگاه‌هاي ذي‌ربط به شكل نوبه‌اي و مرتب از بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها بازديد به عمل آمده و اشكالات گوشزد شود.

همچنين لازم است ضوابطي يكسان براي همه زندان‌ها تدوين شود چنانچه امور نيازمند قانون‌گذاري باشد، بي‌ترديد مجلس شوراي اسلامي آمادگي همكاري كامل را دارد.

كلام آخر آن‌كه كميته مجلس شوراي اسلامي با هدف دفاع از حقوق مردم ضمن بررسي همه جانبه حوادث پس از انتخابات وقت خود را صرفا به تهيه و ارائه يك گزارش سپري ننمود، بلكه از نخستين روز ماموريت يافتن از ناحيه رياست محترم مجلس شوراي اسلامي با جلسات مستمر و ملاقات با مسئولين، بازداشت‌شدگان و خانواده‌هاي آنان به اصلاح مسير پرداخت و در اين خصوص برخي از اعضاي كميته دهها ساعت وقت جهت پيگيري امور مربوط به پاسخگويي به مردم و خانواده‌ها صرف نمودند، و از طرف ديگري در حالي كه استراتژي اطلاع‌رساني دقيقي جهت ارائه اطلاعات دقيق و شفاف و به موقع براي مردم عزيزمان وجود نداشت اين كميته تلاش كرد تا حدودي اين خلا را نيز جبران نمايد.

اما در فراز آخر اين گزارش بايد بر اين دو نكته تاكيد نمود كه ماموريت اين كميته بررسي از نوع معلول بود. بدان مفهوم كه حوادثي پس از انتخابات اتفاق افتاد و اين كميته در خصوص بدرفتاري‌ها و كژي‌هاي پديد آمده در ذيل اين حوادث در راستاي وظايف نمايندگي و به عنوان دفاع از حقوق شهروندي وارد عمل شده است و طبيعتا دستورات، بيانات و تاكيدات مقام معظم رهبري مسير اين پيگيري‌ها را هموار و انگيزه اين كميته را در استمرار جدي اقدامات خود مضاعف نمود اما آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه از علل اصلي پديد آمدن اين حوادث نبايد غافل ماند و از جمله القاي يك دروغ بزرگ به نام تقلب در انتخابات رياست جمهوري و رفتارهاي غيرقانوني كه سبب ايجاد اين حوادث شد و اگر همگان براساس چارچوب‌هاي قانوني مسير خود را طي مي‌نمودند و اگر دو كانديداي رياست جمهوري دست به قانون‌شكني، تحريك احساسات و عواطف مردم نمي‌پرداختند امروز شاهد اين گونه حوادث تلخ نبوديم كه سبب هتك حرمت نظام مقدس جمهوري اسلامي و تضييع فرصت گران‌سنگ حضور 40 ميليوني مردم در پاي صندوق‌هاي راي شود. بي‌ترديد آنان بايد پاسخگو باشند و دستگاه قضايي در خصوص اين گونه رفتارهاي مجرمانه نبايد بي‌اعتنا باشد.

ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دى با رهبر معظم انقلاب


بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
هر سال نوزدهم دى را همه ى ملت ايران، بخصوص مردم عزيز و بابصيرت قم، همچون يك مقطع تاريخىِ گويا و زباندار، به رخ مستكبران عالم ميكشند. جا هم دارد؛ حقيقتاً هم حادثه اى مثل نوزدهم دى، به رخ دشمن كشيدنى است.
اين حادثه از ابعاد مختلفى قابل توجه و تأمل است: هم بصيرت در اين حادثه موج ميزند، هم موقع شناسى، هم دشمن شناسى، هم مجاهدت و اقدام و فداكارى؛ اينها ابعاد اين حادثه ى عظيمى است كه در نوزدهم دى سال 56 - يعنى سى و دو سال قبل - به وقوع پيوسته است. از طرف ديگر، همين حادثه، مبدأ يك تحول، يك حركت، يك جريان عظيم و جهتدارى در ملت ايران شد. پس حادثه، حقيقتاً حادثه ى مهمى است. آن روز هم تأثير گذاشت؛ امروز هم كه شما ياد آن حادثه را و ياد شهداى روحانى و غير روحانىِ آن حادثه را گرامى ميداريد، باز تأثير ميگذارد؛ درس ميدهد، بصيرت ميدهد و جهت حركت را به ما نشان ميدهد.
روزهاى سال، به طور طبيعى و به خودى خود همه مثل همند؛ اين انسانها هستند، اين اراده ها و مجاهدتهاست كه يك روزى را از ميان روزهاى ديگر برميكشد و آن را مشخص ميكند، متمايز ميكند، متفاوت ميكند و مثل يك پرچمى نگه ميدارد تا راهنماى ديگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى ديگر فرقى ندارد؛ اين حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز جان ميدهد، معنا ميدهد، او را تا عرش بالا ميبرد؛ اين مجاهدتهاى ياران حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز، اين خطورت و اهميت را ميبخشد. روز نوزدهم دى هم همين جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همين قبيل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ اين مردمند كه ناگهان با يك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكيل داد؛ يعنى برخاسته ى از بصيرت است، از دشمن شناسى است، از وقت شناسى است، از حضور در عرصه ى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمايز ميكنند.
مطمئن باشيد كه روز نهم دىِ امسال هم در تاريخ ماند؛ اين هم يك روز متمايزى شد. شايد به يك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - اين حركت مردم اهميت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن على (عليه السّلام) را مى بيند. اين كارها كارهائى نيست كه با اراده ى امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در يك موقعيت حساسى - كه من بارها اين را نقل كرده ام - به بنده فرمودند: «من در تمام اين مدت، دست قدرت الهى را در پشت اين قضايا ديدم». درست ديد آن مرد نافذِ بابصيرت، آن مرد خدا.
در شرائط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخيص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را هميشه تمام ميكند؛ هيچ وقت نميگذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگويند تو حجت را براى ما تمام نكردى، راهنما نفرستادى، ما از اين جهت گمراه شديم. در قرآن مكرر اين معنا ذكر شده است. دست اشاره ى الهى همه جا قابل ديدن است؛ منتها چشم باز ميخواهد. اگر چشم را باز نكرديم، هلال شب اول ماه را هم نخواهيم ديد؛ اما هلال هست. بايد چشم باز كنيم، بايد نگاه كنيم، دقت كنيم، از همه ى امكاناتمان استفاده كنيم تا اين حقيقت را كه خدا در مقابل ما قرار داده است، ببينيم.
مهم اين است كه انسان اين مجاهدت را بكند. اين مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداى متعال هم در اين مجاهدت به او كمك ميكند. نوزده دىِ مردم قم در سال 56 از اين قبيل بود، نهم دىِ امسالِ آحاد مردم كشور - كه حقيقتاً اين حركت ميليونى فوق العاده ى مردم حركت عظيمى بود - از همين قبيل است، و قضاياى گوناگونى كه ما در طول انقلاب از اين چيزها كم نداشتيم. اين مجاهدت، راه را به ما نشان ميدهد.
ببينيد در جنگ صفين، اميرالمؤمنين در مقابل كفار كه قرار نداشت؛ جبهه ى مقابل اميرالمؤمنين جبهه اى بودند كه نماز هم ميخواندند، قرآن هم ميخواندند، ظواهر در آنها محفوظ بود؛ خيلى سخت بود. كى بايد اينجا روشنگرى كند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضى ها حقيقتاً متزلزل ميشدند. تاريخ جنگ صفين را كه انسان ميخواند، دلش ميلرزد. در اين صف عظيمى كه اميرالمؤمنين به عنوان لشكريان راه انداخته بود و تا آن منطقه ى حساس - در شامات - در مقابل معاويه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق مى افتاد؛ بارها اين اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضايا طول كشيد. يك وقت خبر مى آوردند كه در فلان جبهه، يك نفرى شبهه اى برايش پيدا شده است؛ شروع كرده است به اينكه آقا ما چرا داريم ميجنگيم؟ چه فايده دارد؟ چه، چه. اينجا اصحاب اميرالمؤمنين - يعنى در واقع اصحاب خاص و خالصى كه از اول اسلام با اميرالمؤمنين همراه بودند و از اميرالمؤمنين جدا نشدند - جلو مى افتادند؛ از جمله جناب عمار ياسر (سلام اللَّه عليه) كه مهمترين كار را ايشان ميكرد. يكى از دفعات عمار ياسر - ظاهراً عمار بود - استدلال كرد. ببينيد چه استدلالهائى است كه انسان ميتواند هميشه اينها را به عنوان استدلالهاى زنده در دست داشته باشد. ايشان ديد يك عده اى دچار شبهه شده اند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانى كرد. يكى از حرفهاى او در اين سخنرانى اين بود كه گفت: اين پرچمى كه شما در جبهه ى مقابل مى بينيد، اين پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا ديدم - پرچم بنى اميه - زير اين پرچم، همان كسانى آن روز ايستاده بودند كه امروز هم ايستاده اند؛ معاويه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاويه، هم عمروعاص و ديگر سران بنى اميه در مقابل پيغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنى اميه بود. گفت: اينهائى كه شما مى بينيد در زير اين پرچم، آن طرف ايستاده اند، همينها زير همين پرچم در مقابل پيغمبر ايستاده بودند و من اين را به چشم خودم ديدم. اين طرفى كه اميرالمؤمنين هست، همين پرچمى كه امروز اميرالمؤمنين دارد - يعنى پرچم بنى هاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همين كسانى كه امروز زيرش ايستاده اند، يعنى على بن ابى طالب و يارانش، آن روز هم زير همين پرچم ايستاده بودند. از اين علامت بهتر؟ ببينيد چه علامت خوبى است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهايند، در يك جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهايند در جبهه ى ديگر، در جبهه ى مقابل. فرقش اين است كه آن روز آنها ادعا ميكردند و معترف بودند و افتخار ميكردند كه كافرند، امروز همانها زير آن پرچم ادعا ميكنند كه مسلمند و طرفدار قرآن و پيغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهايند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اينها بصيرت است. اينقدر كه ما عرض ميكنيم بصيرت بصيرت، يعنى اين.
از اول انقلاب و در طول سالهاى متمادى، كى ها زير پرچم مبارزه ى با امام و انقلاب ايستادند؟ آمريكا در زير آن پرچم قرار داشت، انگليس در زير آن پرچم قرار داشت، مستكبرين در زير آن پرچم قرار داشتند، مرتجعين وابسته ى به نظام استكبار و سلطه، همه در زير آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همين جور است. الان هم شما نگاه كنيد از قبل از انتخابات سال 88، در اين هفت هشت ماه تا امروز آمريكا كجا ايستاده است؟ انگليس كجا ايستاده است؟ خبرگزارى هاى صهيونيستى كجا ايستاده اند؟ در داخل، جناحهاى ضد دين، از توده اى بگير تا سلطنت طلب، تا بقيه ى اقسام و انواع بى دين ها كجا ايستاده اند؟ يعنى همان كسانى كه از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى كردند، سنگ زدند، گلوله خالى كردند، تروريسم راه انداختند. سه روز از پيروزى انقلاب در بيست و دوى بهمن گذشته بود، همين آدمها با همين اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خيابان ايران، بنا كردند شعار دادن؛ همانها الان مى آيند توى خيابان، عليه نظام و عليه انقلاب شعار ميدهند! چيزى عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمريكا بود؛ اسمشان سوسياليست بود، ليبرال بود، آزادى طلب بود، پشت سرشان همه ى دستگاه هاى ارتجاع و استكبار و استبداد كوچك و بزرگ دنيا صف كشيده بودند! امروز هم همين است. اينها علامت است، اينها شاخص است؛ و مهم اين است كه ملت اين شاخصها را ميفهمد؛ اين چيزى است كه انسان اگر صدها بار شكر خدا را بكند، حقش را به جا نياورده است؛ سجده ى شكر كنيم.
اين ملت عظيم از قشرهاى مختلف در سراسر كشور نگاه ميكنند به صحنه، ميشناسند صحنه را؛ خيلى چيز بزرگ و مهمى است. اينى كه من عرض ميكنم روز نُه دى در تاريخ ماندگار است، به خاطر اين است. مردم بيدارند؛ همين است كه كشور شما را نگه داشته است عزيزان من! همين است كه انقلابتان را حفظ كرده است؛ همين است كه جرأت سران استكبار را از آنها گرفته است كه بخواهند به ملت ايران حمله كنند؛ ميترسند. حالا در تبليغات، زيد و عمرو و بكر را ميكشند جلو، بمباران تبليغاتى ميكنند؛ اما حقيقت قضيه چيز ديگرى است. دشمن حقيقى آنها ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها ايمان و بصيرت ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها همين غيرت دينى جوانهاست كه ميجوشد. يك وقتى هم دندان روى جگر ميگذارند، صبر هم ميكنند، بايد هم بكنند؛ اما يك وقت هم آنجائى كه وقت حضور در صحنه است، مى آيند توى صحنه.
تحليل حوادث جارى كشورمان تحليلى نيست كه از حوادث عالم جدا باشد. حوادث عالم، حوادث منطقه، اينها به هم متصل است. بخشى هم مربوط به كشور ماست، كه البته آن بخش اصلى و اساسى است. علت هم اين است كه استكبار لنگى كار خود را از اينجا مى بيند؛ و اين نشان ميدهد كه يك ملت و يك مجموعه ى انسانى چه نقشى ميتواند ايفاء كند. اينى كه امام بزرگوار ما هى خطاب ميكرد به امت اسلام، با توجه به اين حقيقت است. يك ملت وقتى بيدار ميشود، اينجور ميتواند همه ى محاسبات استكبار را به هم بريزد. كارخانه اى كه آنها درست كردند، خط توليدى كه براى به ثمر رساندن اهداف استكبارىِ خودشان به وجود آوردند، اين خط توليد را بيدارى يك ملت اينجور كُند يا متوقف ميكند. اگر همه ى ملتهاى مسلمان بيايند توى ميدان، چه ميشود! اگر همه ى ملتهاى مسلمان همين بصيرت را، همين آمادگى را، همين حضور را پيدا كنند، چه اتفاقى در دنيا مى افتد! از اين ميترسند. ميخواهند صداى من و شما خاموش بشود و به گوش ملتهاى ديگر نرسد. ميخواهند كارى كنند كه ملتهاى ديگر نفهمند تأثير بيدارى و بصيرت يك ملت در حوادث عالم چقدر است.
يك نكته را هم به جوانان عزيز انقلابى، به فرزندان عزيز انقلابى خودم، به فرزندان بسيجى - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان دينى به گوششان ميخورد يا با چشمشان مى بينند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بينند روز عاشورا چگونه يك عده اى حرمت عاشورا را هتك ميكنند، حرمت امام حسين را هتك ميكنند، حرمت عزاداران حسينى را هتك ميكنند، دلهاشان به درد مى آيد، سينه هاشان پر ميشود از خشم؛ البته خوب، طبيعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى ميخواهم عرض بكنم جوانهاى عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بى رويه اى، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن ميكنند - ميفهمم من، ميخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه ميكنند، هر روز مى آورند، من نگاه ميكنم - مى بينم همين طور جوانها گله مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله ميكنند كه چرا فلانى صبر ميكند؟ چرا فلانى ملاحظه ميكند؟ من عرض ميكنم؛ در شرائطى كه دشمن با همه ى وجود، با همه ى امكاناتِ خود درصدد طراحى يك فتنه است و ميخواهد يك بازى خطرناكى را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خيلى بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاه هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطى از قانون، بايستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظيفه ى قانونى و مسئوليت قانونى ندارند، قضايا را خراب ميكند. خداى متعال به ما دستور داده است: «و لايجرمنّكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى».(1) بله، يك عده اى دشمنى ميكنند، يك عده اى خباثت به خرج ميدهند، يك عده اى از خباثت كنندگان پشتيبانى ميكنند - اينها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخى از قضايا بشود، بى گناهانى كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال ميشوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد
. من برحذر ميدارم جوانهاى عزيز را، فرزندان عزيز انقلابىِ خودم را از اينكه يك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون.
مسئولين كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مى بينند؛ مى بينند مردم در چه جهتى دارند حركت ميكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظيم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولين قوه ى مجريه، مسئولين قوه ى مقننه، مسئولين قوه ى قضائيه، دستگاه هاى گوناگون، همه ميدانند كه مردم در صحنه اند و چه ميخواهند. دستگاه ها بايد وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنيت و اينها، هم وظائفشان در زمينه ى اداره ى كشور. مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نيست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سياسى دارد، مسائل بين المللى دارد، مسائل امنيتى دارد؛ صدها مسئله ى مهم پيش روى مسئولان كشور هست؛ بايد اينها را انجام بدهند؛ بايد كشور را مديريت كنند؛ بايد كشور را جلو ببرند. دشمن ميخواهد با اين حوادث، چرخهاى كشور از كار بيفتد؛ نبايد به دشمن كمك كرد. دشمن ميخواهد با اينگونه حوادث، چرخ پيشرفت اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن ميخواهد چرخ پيشرفت علمى كه بحمداللَّه دور برداشته است و حركت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن ميخواهد حضور سياسى قدرتمندانه ى جمهورى اسلامى در عرصه هاى بين المللى را كه امروز از گذشته بسيار بارزتر و پرجلوه تر است، مخدوش كند، خراب كند با اين مسائل اينجورى؛ نبايد به دشمن كمك كرد. بنابراين مسئولان بايد كارهاى خود را در زمينه هاى اقتصادى، در زمينه هاى علمى، در زمينه هاى سياسى، در زمينه هاى اجتماعى، در همه ى زمينه هائى كه مسئوليتى دارند، وظيفه اى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همكارى هاى با دولت و مسئولين كشور هم بايد ادامه پيدا كند. مردم هم كه حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند.
بزرگترين ثروت براى يك نظام همين است كه مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند اين حركت مردمى را خراب كنند؛ گفتند راهپيمائى حكومتى! بى عقلها نفهميدند كه با اين حرف دارند حكومت را تعريف ميكنند؛ دارند از حكومت تمجيد ميكنند. اين چه حكومتى است كه در ظرف دو روز - روز عاشورا (يكشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه اين حركت عظيم راه افتاد - ميتواند يك چنين بسيج عظيم ملى را در سرتاسر كشور بكند؟ امروز كدام كشور ديگر، كدام حكومت ديگر چنين قدرتى دارد؟ قوى ترين حكومتهاى دنيا و ثروتمندترينشان - كه ولخرجى هاى زيادى هم براى جاسوس پرورى و خرابكارى و تروريست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بكنند، نميتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بياورند توى خيابانهاى شهرشان يا كشورشان. چند ده ميليون انسان در سرتاسر كشور بيايند! اگر به دستور حكومت آمده باشند، اين خيلى حكومت مقتدرى است؛ پس خيلى حكومت قوى اى است كه اينجور امكان بسيج را دارد. اما حقيقت غير از اين است؛ حقيقت اين است كه در كشور ما حكومت و مردمى وجود ندارد - همه يكى اند - مسئولين حكومت، از شخص حقير اين بنده گرفته تا ديگران، هر كدام قطره هائى هستيم در اقيانوس عظيم اين ملت.
رحمت خداوند بر روان پاك امام بزرگوارمان كه سلسله جنبان اين حركت عظيم، او بود؛ و رحمت خداوند بر روان پاك شهداى عزيزمان كه آنها بودند كه پيشروان و سابقون اين حركت عظيم بودند، كه «و السّابقون السّابقون. اولئك المقرّبون»؛(2) اينها هستند كه راه را باز كردند، هموار كردند؛ و رحمت خدا بر شما مردم عزيز، بر شما جوانان عزيز، كه اينجور بصيرت و آمادگى را از خودتان نشان ميدهيد و دشمن را از دست اندازى به كشورتان و نظامتان و انقلابتان مأيوس ميكنيد. خداوند ان شاءاللَّه يار و نگهدار شما باشد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) مائده: 8؛ «... و البته نبايد دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد؛ عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است ...»
2) واقعه: 10 و 11؛ «و سبقت گيرندگان مقدمند. آنانند همان مقربان [خدا]»


منبع : موسسه نشر آثار مقام رهبری

نماینده حاکمیت یا افکار عمومی ؟

هیات منصفه مطبوعات استان کرمانشاه معرفی و اعضای آن احکام خود را از دست نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمانشاه دریافت نمودند . نگاهی به ترکیب و اعضای هیئت منصفه مطبوعات استان کرمانشاه گویای بسیاری از واقعیت های درونی جامعه ماست . هیچکدام از چهره های معرفی شده سابقه رسانه ای و مطبوعاتی شناخته شده ای نداشته و تعداد قابل توجهی از آنان نیز از چهره های مطرح یک جریان سیاسی خاص هستند که این جریان سابقه مثبتی در تعامل با مطبوعات و روزنامه ها در کارنامه اش نیست . در جلسه معرفی اعضای هیئت منصفه مطبوعات کرمانشاه اللهیار ملکشاهی رئیس دادگستری استان هم بیاناتی در خصوص وظیفه مطبوعات و رسانه ها بیان نمود . وی ضمن توصیه مطبوعات به دامن نزدن به اختلافات قومی از آنان خواست تا با نمایش امنیت استان به سایر استانها ، زمینه جذب سرمایه گذاران را فراهم کنند .

نهاد هیئت منصفه که این روزها تحت عنوان " هیئت نظارت بر مطبوعات " نامیده می شود سوابق زیادی در ساختار حقوقی کشور ما داشته و در سال 1286 شمسی با تصویب قانون اساسی مشروطه وارد نظام حقوقی کشور شد . فلسفه اصلی نهاد هیئت منصفه ، مهار قدرت سیاسی در حاکمان جامعه است اما در ایران این نهاد برای رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی مورد استفاده قرار می گیرد . این که از نظر حقوقی ، هیئت منصفه چه جایگاهی در ساختار محاکمات ما دارد و در برگزاری دادگاههای مطبوعات چه نقشی می تواند ایفا نماید از مسائل مهمی است که تاکنون حقوقدانان ما کمتر به آن پرداخته اند . هیئت منصفه در حقیقت نماینده افکار عمومی در دادگاه است و به لحاظ اهمیت و حساسیتی که مطبوعات دارند ، اراده قانونگذار بر این بوده که افکار عمومی ، وظیفه رسیدگی به تخطی و جرائم ارباب رسانه ها را به عهده گرفته و احیانا آنان را محکوم نماید . رسانه ها در نقد و تحلیل قدرت سیاسی بعضا در برابر ساخت قدرت قرار می گیرند با توجه به این که دادگاهها از مهمترین مظاهر حاکمیت و قدرت سیاسی هستند همواره این احتمال وجود دارد که در دفاع از حاکمیت ، حقوق متهم را نادیده بگیرند و در رسیدگی به جرائم آنان دادرسی عادلانه ای صورت نگیرد . بنابراین قاعده کلی بر این است که هیئت منصفه باید در مورد مجرمیت یا بی گناهی متهم تصمیم بگیرد و دادگاه بر اساس تصمیم هیئت منصفه مجازات او را تعیین کند . به عبارتی دیگر در رسیدگی به جرائم مطبوعاتی ، این دادگاه نیست که در مورد بی گناهی یا مجرم بودن متهم تصمیم می گیرد بلکه قانونگذار این وظیفه را بر دوش افکار عمومی جامعه که هیئت منصفه نماینده آن است گذاشته است .

متاسفانه در رویه قضایی فعلی ما این مهم اصلا رعایت نمی شود و در برخی مواقع شورای نظارت بر مطبوعات یا همان هیئت منصفه خود نقش مدعی العموم را در برخورد با روزنامه ها و مطبوعات به عهده می گیرد . ترکیب هیئت منصفه مطبوعات و بررسی سوابق و دیدگاههای تک تک اعضای آن به خوبی نشان می دهد که نمی توان آنان را به مفهوم واقعی نماینده افکار عمومی جامعه قلمداد کرد . افرادی که در گذشته همواره یک پای ثابت شکایت از روزنامه ها و کشاندن آنان به محاکم قضایی بوده اند آیا می توانند نماینده افکار عمومی باشند ؟


بر گرفته از وبلاگ مصلحین کرمانشاه

آيات دلنشين

*****

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿63﴾

بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به نرمى گام برمى‏دارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏دهند .

وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا ﴿64﴾

و آنانند كه در حال سجده يا ايستاده شب را به روز مى‏آورند .

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ﴿65﴾

و كسانى‏اند كه مى‏گويند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بازگردان كه عذابش سخت و دايمى است .

إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿66﴾

و در حقيقت آن بد قرارگاه و جايگاهى است .

وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا ﴿67﴾

و كسانى‏اند كه چون انفاق كنند نه ولخرجى مى‏كنند و نه تنگ مى‏گيرند و ميان اين دو [روش] حد وسط را برمى‏گزينند .

وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ﴿68﴾

و كسانى‏اند كه با خدا معبودى ديگر نمى‏خوانند و كسى را كه خدا [خونش را] حرام كرده است جز به حق نمى‏كشند و زنا نمى‏كنند و هر كس اينها را انجام دهد سزايش را ريافت‏خواهد كرد .

يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ﴿69﴾

براى او در روز قيامت عذاب دو چندان مى‏شود و پيوسته در آن خوار مى‏ماند .

إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿70﴾

مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند پس خداوند بديهايشان را به نيكيها تبديل مى‏كند و خدا همواره آمرزنده مهربان است .

وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿71﴾

و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد در حقيقت به سوى خدا بازمى‏گردد .

وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ﴿72﴾

و كسانى‏اند كه گواهى دروغ نمى‏دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏گذرند .

وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا ﴿73﴾

و كسانى‏اند كه چون به آيات پروردگارشان تذكر داده شوند كر و كور روى آن نمى‏افتند .

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿74﴾

و كسانى‏اند كه مى‏گويند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان .

أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا ﴿75﴾

اينانند كه به پاس آنكه صبر كردند غرفه[هاى بهشت را] پاداش خواهند يافت و در آنجا با سلام و درود مواجه خواهند شد .

آيات 63 تا 75 فرقان


 

عالم و عاقل و متدین

….در زمان مرحوم میرزای بزرگ، یک طلبه‏ای را مرحوم میرزا فرستادند برای تبلیغ در یک شهری. او بد درآورد. نتوانست تبلیغ کند.

آقای آن شهر که مرد واردِ عالمی بود یک نامه نوشت برای مرحوم میرزای بزرگ. به مرحوم میرزا گفت :آقا! مبلغ تو باید سه تا شرط داشته باشد. عالم باشد، متدین باشد ،عاقل باشد.

بعد آن آقا به مرحوم میرزا گفته بود اگر نمی‏توانی این سه شرط را احراز کنی یک کسی را بفرست که متدین و عاقل باشد و اگر نمی‏توانی این دو شرط را احراز کنی یک کسی را بفرست که عاقل باشد. دین ضربه نخورد از اثر گفتارش. از اثر کردارش ....

نتیجه اجتماعی : اگر کسی آدم خوبی باشد واخلاقیات را هم رعایت بکند ولی عقل نداشته باشد و به عقل اجتماعی هم توجه نکند و به حال اجتماع ضرر داشته باشد اگر چه متدین باشد و رعایت نکات اخلاقی بکند، نباید به عنوان مدیر اجتماع ، انتخاب شود چون ضررش برای دین مردم بیشتر از سودش است.

غرور ماندگار

غرور ماندگار

سربازی در جنگ ، روی سینه ابوجهل نشست و خواست سرش را از بدنش جدا کند ؛ ابوجهل گفت : سرم را از این جایی که می خواهی ببری ، پایین تر قطع کن .

گفت: چرا !؟مگر فرقی می کند بالا یا پایین!؟

ابوجهل گفت : برای این که وقتی سرم را ، سر نیزه کنند ، از همه بلندتر باشد وهمه بدانند و بفهمند این سر ابوجهل است !

هفت دشمن انسان

هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاک مي سازد؛

سياست بدون شرف،

لذت بدون وجدان،

پول بدون کار،

شناخت بدون ارزشها،

تجارت بدون اخلاق،

عبادت بدون فداكاري،

ودانش بدون انسانيت...

مهاتما گاندي

خـطاپـــــوشــی

به مصداق كریمه " كونوا ربانیین" (آل عمران/79)، هركس موظف است به میزان وسع و ظرفیت خود تلاش كند تا اوصاف الهی در وی تجلی و تبلور یابد اما سوال این است كه:

چگونه می توان به اخلاق الهی تخلق پیدا كرد؟

چگونه می توان ادب رحمانی را در خود پیاده كرد و مودب به آداب الهی شد؟

علمای اخلاق كه خود منازل و مراحل سلوك عرفانی را پیموده اند، نه صرفا با زبان كه با اعمال خویش راز و رمز این مساله را گشوده اند.

داستانی زیر گواهی روشن بر این مدعاست:

«آیة الله مروى (ره)، از علماى بزرگ دوره قاجاریه، روزى در مسجد با جوانى مواجه گردید كه مدّعى بود براى درس طلبگى آمده است.آن عالم بزرگوار براى تفقّد حال او، وارد حجره‏اش شد و سپس براى وضو گرفتن، قباى خود را به دیوار آویزان نمود. ساعتى كه درون جیب قبا بود نظر جوان را به خود جلب كرد و آن را ربود.

شیخ پس از مراجعت و فهمیدن موضوع، كنار جوان نشست و از او خواست به سبب پاك بودنش براى وى دعایى كند به این مضمون كه: خدا گوش‏هاى شدیداً سنگین شیخ را شفا بدهد، زیرا وى مضطرب بود مبادا صداى زنگ ساعتِ ربوده شده از درون جیب جوان به گوش آید و موجب رسوایى‏اش گردد.

اتفاقاً این چنین شد و رنگ جوان پرید، اما ماجراى دعایش براى شیخ به یادش آمد و گفت:

خدایا شكر كه گوش‏هاى آقا نمى‏شنود وگرنه به كلى آبرویم مى‏رفت؛ عاقبت با این روش او متنبّه شد».

آری اینگونه می توان به اسما و صفات علیای الهی (از جمله صفت ستاریت ) تخلق یافته و ربانی شد.

برگرفته از:

بهرام‏پور، ابوالفضل، اخلاق و عرفان

امام حسين (عليه السلام)

حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمودند:

إنَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَل.

شيعيان و پيروان ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) ـ آن كسانى هستند كه أفكار و درون آن ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد.

تفسيرالإمام العسكرى(عليه السلام): ص 309، ح 154، بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11.

كرمانشاه، نگين تاريخي و طبيعي غرب ايران

خبرگزاري موج - استان تاريخي كرمانشاه همچون ديگر نقاط كشور كهنسال ما آثاري از روزگار مجد و عظمت ايران را در سينه كوه ها و پهن دشت هاي خود محفوظ كرده است.

بر خلاف ساير نقاط ايران كه به صورت مقطعي مورد سكونت قرار گرفته اند، كرمانشاهان بدون وقفه در ادوار مختلف تاريخ مورد سكونت قرار گرفته است. شواهد و مدارك باستان شناختي نشان مي دهد اين منطقه از اولين زيستگاه هاي انسان اوليه به شمار مي رفته و يكي از مراكز مهم جمعيتي در زاگرس مياني محسوب مي شده است. تمامي مراحل و ادوار زندگي انسان از عهد حجر تا دوره هاي تمدني پيش از تاريخ و سپس تا تشكيل حكومت هاي بزرگ سير تطور خويش را در اين محدوده طي كرده است.
غار شكارچيان بيستون نكات جالبي را درباره سابقه زندگي بشري در دوران پارينه سنگي در ايران روشن مي دارد. پس از اين دوره، در حدود 9 هزار سال پيش به علت گرم شدن هوا، انسان غار را ترك كرده و روي به يكجانشيني مي آورد كه اين حركت موجب زراعت و دامپروري و براثر آن روستا نشيني مي شود كه بدون شك نخستين روستاها در اين استان شكل گرفته كه از جمله آنها مي توان گنج دره هرسين، گاكيه و تپه سراب اشاره كرد. انسان هاي پيش از تاريخ گنج دره، جزء نخستين انسان هايي هستند كه در ايران سفالگري را اختراع كرده و روي به فعاليت هاي صنعتي آورده اند.
در هزاره چهارم پيش از ميلاد، استان كرمانشاه يكي از مراكز مهم تجاري و بازرگاني بوده و بازرگانان آن با بازرگانان شوشي و بين النهريني به داد و ستد و مبادله كالا مبادرت مي ورزيدند. حضور بازارهايي در گودين كنگاور و چغاگاوانه اسلام آباد از آن دوره شاهدي بر اين مدعا است.
به استناد كتيبه هاي بابلي و آشوري، ساكنان زاگرس اقوام لولوبي و گوتي بودند. اين مردمان سخت كوش و شجاع به منظور حفاظت از اين خطه مرتب با بين النهريني ها در جنگ و ستيز بوده اند كه در اين امر به پيروزي هاي چشمگيري نيز نايل شده اند و از آن پس دره هاي زاگرس قرن ها مركز تمدن و حكومت هاي ايراني و بين النهريني بوده كه سرانجام عنصر ايراني تمدن خود را بر اين سامان غالب ساخت. حضور نقش برجسته‌هاي‌ اين اقوام در سرپل ذهاب كه يكي از قديمي ترين نقش برجسته هاي خاورميانه محسوب مي‌شود بيانگر اين موضوع است.
منطقه كرمانشاه به واسطه همجواري با دولت آشور، پيوسته در معرض تهاجم دولت مقتدر آشور بود و شاهاني چون تيكلات پليسر، شلمانصر سوم، بارها به محدوده كرمانشاه لشكركشي كرده اند در كتيبه هاي به جا مانده از آشوريان از سرزمين هاي پارسوا، زكروت ، مادي ها و سرزمين نيشاني نام برده شده است، نيشاني سرزميني است كه به اطراف كرمانشاه و ماهيدشت كنوني اطلاق مي شد و به واسطه مراتع معروف خود براي پرورش و نگهداري اسب شهره بود. در سالنامه هاي آشوري از شهري به نام الي پي نام برده شده كه مورخان آن را بين كرمانشاه و همدان تشخيص داده اند و برخي ديگر از مورخان آن را در محل فعلي كرمانشاه معرفي كرده اند.
با شكل گيري حكومت ها، اين خطه نيز يكي از مراكز مادي محسوب مي شده است كه از اين دوره، يادمان هايي با ارزش چون دژ گودين در كنگاور بر جاي مانده است. در اين دوره، كرمانشاه يكي از شاهراهاي حياتي ايران بوده و جاده اكباتان به بابل از اين استان عبور مي كرده است.
در دوره هخامنشي با عبور جاده شاهي كه يك رشته آن اكباتان را به بابل وصل مي كرد، بر رونق و آباداني اين منطقه افزوده شد. پس از انقراض هخامنشيان، در دوره سلوكي مناطقي از كرمانشاه چون بيستون و دينور محل حضور كلني هاي يوناني بوده، ولي ديري نپائيد كه اشكانيان آنان را شكست داده و در اين منطقه حضور پيدا كردند. نقش برجسته‌هاي اشكاني در بيستون بيانگر اين موضوع است. در اين دوره بيستون يكي از مراكز مهم دوره اشكاني محسوب مي شده است.
استان كرمانشاه در دوره ساساني بيش از هر دوره ديگري از اعتبار و رونق خاصي برخوردار بوده است. اين منطقه همواره مورد توجه شهرياران ساساني بوده و به علت نزديكي با تيسفون پايتخت آنها، ايام تابستان را در قصور ييلاقي اينجا مي گذرانده اند. در اخبار مورخان اسلامي به كرات آمده كه خسرو اول در نواحي طاق بستان قصوري ساخته بود كه در آنها از فغفور چين وراي هند و قيصر روم و ديگر حكمرانان روزگار پذيرايي كرده است.
با احداث شهرهايي چون حلوان در اين سو و سياست شهر سازي پادشاهان ساساني در غرب كشور كه به بنياد شهر كرمانشاه منجر گرديد. اين حوزه بيش از پيش اعتبار يافت و شاهان ساساني با ايجاد پل هايي بر روي رودخانه ها و بناهاي عام المنفعه رفاه و رونق اقتصادي را براي مردم اين ديار به ارمغان آورده بودند.
با شكست ساسانيان توسط مسلمين، مردم اين منطقه بر خلاف برخي مناطق ديگر جزء اولين مردماني بودند كه به دين مقدس اسلام ايمان آورده و به ترويج آن پرداختند.
مسجد عبدالله بن عمر در ريجاب كه يكي از قديمي ترين مساجد صدر اسلام است. يادگاري از آن زمان مي باشد. از دوران آرامگاهي از ياران وفادار پيامبر اسلام كه در جنگ ها وي را ياري مي كردند به يادگار مانده كه مي توان به آرامگاه ابودجانه در ريجاب اشاره كرد.
در دوره خلفاي عباسي، كرمانشاه يكي از چهار شهر مهم و معتبر ولايات جبال بود. هارون‌الرشيد خليفه معروف عباسي بدين سامان توجه خاصي داشت، به طوري كه سياحان و جهانگردان از آباداني و زيبايي شهر ياد مي كنند.
ابن حوقل و استخري از شهر كرمانشاه به عنوان شهرستاني زيبا كه اشجار و آب فراوان دارد، ياد مي كنند. مقدسي اين شهر را به همراه شهرهاي همدان، ري و اصفهان جزء چهار شهر معروف ايالت جبال معرفي مي كند.
در سده سوم هجري كرمانشاه در قلمرو و حكومت صفاريان قرار داشت. در قرن چهارم، سلسله كوچكي از اكراد بنام حسنويه در ولايات غرب استقلالي پيدا كردند. مؤسس اين سلسله، حسنويه كه معروفترين اين خاندان نيز هست نزديك پنجاه سال حكمراني كرد و قلعه بزرگ سرماج را مقر خود نمود. در سال 441 ساطان طغرل سلجوقي صد هزار سپاهي به تسخير قلعه سرماج فرستاد كه پس از چهار سال موفق به تسخير قلعه گرديد. در سده ششم هجري سلطان سنجر سلجوقي، كرمانشاهان و توابع آن را در حوزه حكمراني برادر زاده خود سليمان شاه ملقب به «‌ايوه» قرار داد.
در سده هفتم، كرمانشاهان همچون مناطق خراسان و ديگر بخش هاي ايران از هجوم مغول آسيب فراوان ديد به طوريكه سپاهيان هلاكو در اين منطقه قتل و غارتي فجيع به عمل آوردند ولي در اواخر دوره ايلخاني در زمان حكومت ابوسعيد اين خطه مورد توجه قرار مي گيرد، به طوري كه در زمان حكومت وي شهر سلطانيه چمچمال نزديك بيستون احداث گرديد . در اين زمان همان طوريكه حمدالله مستوفي اشاره مي كند كرمانشاهان يكي از ايالت هاي 16 گانه كردستان بوده است.
در قرن نهم و اوايل قرن دهم هجري كرمانشاه مورد تجاوز عثمانيان واقع مي گردد. در اين زمان هرسين و ماهيدشت حكومت نشين بوده ولي از كرمانشاهان نامي پيدا نيست.
در زمان صفويه كرمانشاهان اهميت و اعتبار زيادي پيدا كرد در دوره سلطنت شاه طهماسب اول حكومتي بنام كلهر و در زمان شاه صفي حكومتي تحت عنوان سنقر و كلهر در اين حدود تشكيل شد و به خوانين زنگنه تفويض گرديد. در حقيقت از اين زمان تجديد بناي كرمانشاه و تشكيل ولايت فعلي شروع مي شود.
همزمان با حمله افغان و سقوط اصفهان، كرمانشاهان نيز با تجاوز عثماني ها مواجه گرديد و بار ديگر رو به خرابي نهاد. در زمان حكومت زنديه، خوانين زنگنه و اهالي كرمانشاه نخست حكومت كريم خان را نپذيرفتند به همين جهت كرمانشاه مدتي با محاصره و خرابي مواجه گرديد. در دوره قاجاريه، كرمانشاه اعتبار و اهميت زيادي پيدا كرد. فتحعليشاه در سال 1221 ه.ق يكي از پسران خود به نام محمد علي ميرزاي دولتشاه را با سمت سرحدداري عراقين به اين شغل منصوب كرد و ايالت خوزستان را نيز ضميمه قلمرو او كرد و در حقيقت در اين زمان كرمانشاه به يك پايگاه نظامي مجهز عليه دولت عثماني تبديل شد.
در جنگ جهاني اول، كرمانشاه به تصرف قواي عثماني درآمد، ولي بعد از سقوط بغداد آنها شهر را تخليه كرده، عقب نشيني كردند. در جنگ جهاني دوم نيز به تصرف قواي نظامي انگلستان درآمد.
استان كرمانشاه همچون ديگر نقاط كشور آثاري را از روزگار مجد و عظمت ايران در سينه كوهها و پهنه دشتهاي خود محفوظ كرده است.
بر اساس شواهد و مدارك باستان شناسي كرمانشاه را مي‌توان يكي از نخستين زيستگاه هاي بشري به شمار آورد و به جرات مي‌توان آن را موزه سير تاريخ تمدن بشري ناميد، چرا كه در اين منطقه اسكان بشر از زمان پيدايش تا كنون بدون انقطاع ادامه دارد.
شواهد و آثار بسياري مويد اين مطلب است كه اولين و قديمي‌ترين آنها غار شكارچيان مربوط به دوره پارينه سنگي است.
اين ناحيه همچنين از اولين مناطقي بوده كه در آن انسانها از غارنشيني به سوي يكجانشيني روي آورده‌اند و موجب پيدايش نخستين روستاها حدود هفت هزار سال پيش از ميلاد مسيح (ع) شده است.
از جمله اين روستاها مي‌توان گنج دره، گاكيه و تپه سراب را نام برد و در همان دوره ساخت اولين سفالينه‌هاي ايران زمين در منطقه گنج دره آغاز شده است.
روند سير پيشرفت و تمدن همچنان در اين منطقه ادامه داشته، به طوري كه در هزاره چهارم قبل از ميلاد كرمانشاه يكي از مراكز مهم تجاري و بازرگني محسوب مي‌شده است.
وجود آثار تاريخي فراوان مانند كتيبه‌هاي بابلي و آشوري و نقش برجسته هاي اين دوران كه از نخستين نقش برجسته‌هاي خاورميانه به حساب مي‌آيد بيانگر اهميت اين ناحيه در آن دوران مي‌باشد.
در دوره‌هاي مادي، هخامنشي، سلوكي و اشكاني نيز كرمانشاه يكي از مرا كز مهم به شمار مي‌رفته و برخي نواحي آن مانند بيستون ،دينور و گودين از اهميت فراواني برخوردار بوده است.
در دوره ساساني كرمانشاه عصر طلايي خود را طي كرد و از رونق بيشتري بر خوردار شد. به واسطه نزديكي اين ناحيه با پايتخت آن دوران (تيسفون) و آب و هواي مفرح شاهان ساساني در تابستانها اوقات خود را در كاخ‌ها و قصرهاي ييلاقي خود كه غالبا" در از اطراف طاق بستان بنا شده بود سپري مي‌كردند.
همچنين در اين منطقه شهرياران ساساني كاخ‌هايي ساخته بودند كه در آنها از امپراطوران چين و هند و قيصر روم و ديگر حكمرانان آن زمان پذيرايي مي شد.
در دوره‌هاي مختلف اسلامي نيز كرمانشاه مورد توجه خاصي بود و روند رشد و شكوفاي خود را همچنان حفظ كرد و آثاري برجا گذاشت.
اولين اثر بناشده در دوره اسلامي در كرمانشاه مسجد عبدالله ابن عمر در منطقه ريجاب مي‌باشد كه از اولين مساجد ساخته شده در صدر اسلام در ايران است.
از آن زمان همچنين آرامگاههايي از ياران وفادرا پيامبر اسلام به يادگار مانده كه از جمله آنها مي‌توان آرامگاه ابودجانه در ريجاب اشاره كرد.
اكنون نيز استان كرمانشاه يكي از استان هاي با اهميت در غرب كشور است كه به واسطه دارا بودن مناظر طبيعي و آثار تاريخي فراوان ، كوهستانهاي مرتفع، چشمه سارها و سراب هاي زيبا، مساجد، تكايا، كاروانسراها، پل ها، بازار و گذرهاي قديمي همچون نگيني در غرب كشور مي‌درخشد.
موقعيت:

استان كرمانشاه با مساحتي حدود ‪ ۲۴‬ ميليون كيلومتر مربع در غرب ايران قرار گرفته است.
اين استان كه حدود ‪ ۱/۴۵‬از مساحت كشور را در برگرفته از لحاظ وسعت هجدهمين استان كشور است.
استان كرمانشاه از شمال به استان كردستان، از شرق به استان هاي همدان و لرستان، از جنوب به استان ايلام و از غرب به كشور عراق محدود است.
مركز استان كرمانشاه شهر كرمانشاه است و داراي ‪ ۱۴‬شهرستان اسلام آباد غرب ، قصر شيرين، گيلانغرب، سرپل ذهاب، دالاهو، پاوه، جوانرود، روانسر، هرسين، صحنه، سنقر، ثلاث باباجاني است.
استان كرمانشاه از نظر موقعيت استراتژيكي و جغرافيايي چه در گذشته و زمان حال داراي اهميت بسزايي بوده كه موجب ايجاد تمدن‌هاي عظيم ، كهن و باشكوه با شاهراه‌هاي ارتباطي قوي و بسيار بااهميت دراين نواحي شده‌است.
راه اصلي و قديمي تهران به مرز عراق كه در گذشته جاده شاهي خوانده مي شد از كرمانشاه مي‌گذرد كه مهمترين راه منطقه غرب كشور بوده و از زمان هخامنشيان تا كنون با تغييراتي مورد استفاده بوده‌است.
وجود سه راه مهم و پرآوازه جاده شاهي ، جاده ابريشم و جاده بزرگ خراسان و پس از اسلام نيز جاده معروف بغداد به خراسان كه به بزرگراه خراسان مشهور است نشانه اهميت استان كرمانشاه در گذر تاريخ است.
اكنون نيز بزرگراه كربلا كه ستون اصلي راههاي استان را تشكيل مي‌دهد عمده‌ترين محور ارتباطي در استان است كه نقش عمده‌اي در حمل و نقل و ارتباط اين منطقه از كشور دارد.
طبيعت
استان كرمانشاه منطقه‌اي است كوهستاني كه ارتفاعات آن به وسيله رشته كوهه اي زاگرس امتداد پيدا كرده است.
آب و هواي معتدل كوهستاني، تابستان هاي ملايم و زمستان هاي سرد با قلل برف و گير يا زمستان هاي ملايم و تابستان هاي گرم به طور كلي در منطقه گرمسير و سردسير را در كرمانشاه به وجود آورده است.
مهمترين كوه هاي اين استان، پراو، دالاهو، بيستون، سفيدكوه، كوه هاي قلاجه، شاهو، گزن، آتشگاه، دالاخاني، امروله، بازي دراز، قلعه قاضي و آق داغ مي‌باشد كه از لحاظ ويژگي هاي طبيعي و تاريخي منحصر به فرد هستند.
كرمانشاه به دليل كوهستاني بودن، وجود قله‌هاي پر برف و قرار گرفتن در مسير بادهاي مديترانه داراي ريزش باران فراوان مي‌باشد.
رودهاي گاماسياب، قره سو، راز آور، دينور، راوند، سيروان از رودخانه‌هاي پر آب اين استان است.
همچنين مي‌توان به سراب هاي پرآبي همچون سراب طاق بستان، سراب نيلوفر، هرسين، خضر الياس، خضر زنده، بيستون، ريجاب و ياوري اشاره كرد كه هر كدام طبيعتي باصفا و بكر و خيال انگيز را به وجود آورده است.
از دشت هاي زيباي اين استان نيز مي‌توان ماهيدشت، اسلام آباد، كرند غرب، دشت بين ارتفاعات پاتاق و خسروي، سنجابي ،و دشت دربند را نام برد كه مناطق وسيعي ازاستان را در بر مي‌گيرند.
گشتي در اين استان با طبيعتي متنوع، جنگلهاي انبوه، چشمه‌هاي جوشان، رودهاي فراوان، كوههاي مرتفع و باشكوه، دره‌هاي عميق و دشت هاي سرسبز با گل هاي معطر آدمي را تا ژرفاي بي‌پايان انديشه مي‌برد، اوج لذت را به جان مي‌بخشد و خستگي را از تن بيرون مي‌كند.
وجود كوه ها، جنگل ها، مراتع و سراب ها و تالاب ها مناطق مناسبي را جهت رشد و پرورش گونه‌هاي گياهي و جانوري مختلف در اين استان به وجود آورده و مي‌توان كرمانشاه را يكي از مناطق مهم كشور از نظر زيست محيطي به شمار آورد.
منطقه حفاظت شده بيستون، بوزين مرخيل، قلاجه، پناهگاه حيات وحش ورمنجه، مناطق شكار و تيراندازي ممنوع تالاب هشيلان، زله زرد، بدر و پريشان و اثر طبيعي ملي غار قوري قلعه مهمترين مناطق تحت حفاظت محيط زيست استان است كه اين مناطق حافظ گونه‌هاي متنوع گياهي و جانوري است.
كل، بز، ميش و قوچ وحشي، سياه گوش، كفتار، خرس قهوه‌اي، گربه وحشي، آهو، سمندر، تيهو، سار، فاخته، كركس مصري، غاز، كشيم، جي جاق عقاب جنگلي، مرغ شباهنگ از جمله جانوران و بلوط، آلبالوي وحشي، بادام وحشي، خر زهره، زالزالك از جمله هزاران گونه گياهي و جانوري اين منطقه است.
استان كرمانشاه داراي آثار تاريخي و جاذبه‌هاي گردشگري فراوان است كه تاكنون سه هزار اثر در اين استان شناسايي شده كه از اين تعداد دو هزار اثر مستندسازي شده و ‪ ۷۰۰‬ اثر نيز در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.
بيستون يادگار شيرين و فرهاد و عشق جاودانه تاريخ ، طاق بستان يادآور دليري ها و افسانه‌ها، معبد آناهيتا يادگار الهه پاكي‌ها، كاخ خسرو، طاق گرا، قلعه يزدگرد، سراب هميشه سبز نيلوفر، غار شگفت انگيز قوري قلعه، تكيه معاون الملك، تكيه بيگلر بيگي، بازار و خانه‌هاي قديمي از جمله هزاران اثر تاريخي زيبا و باشكوه اين استان است.
مجموعه تاريخي بيستون كرمانشاه شامل كتيبه بيستون و ‪ ۱۳‬اثر پيرامون آن هفتمين اثر جهاني كشور است كه در استان كرمانشاه در فهرست آثار جهاني به ثبت رسيده است.

فرهنگ و نژاد:
مردم استان كرمانشاه داراي آداب و رسوم، فرهنگ، گويش و نوع پوشش‌هاي خاص هستند كه در مناطق مختلف اين استان متفاوت است و از تنوع زيادي برخوردار است.
نژاد اغلب مردم استان كرمانشاه نيز كرد است و زبان اغلب آنها كردي است كه به گويش هاي متفاوتي از جمله كلهري، كرمانشاهي، اورامي، سوراني و لكي در مناطق مختلف رواج دارد.
با وجود اين اغلب اهالي شهر كرمانشاه به زبان فارسي و با لهجه شيرين و مختص خود مكالمه مي‌كنند به نحوي كه اين زبان در ادبيات و فرهنگ كرمانشاه نيز وارد شده و اشعار، داستان ها و ترانه‌هاي بسياري را با اين گويش زيبا سروده‌اند.
مردم استان كرمانشاه از نظر مذهب شيعه دوازده امامي هستند و در برخي مناطق مسلمانان اهل سنت و مسلك هاي مختلف شيعه نيز زندگي مي‌كنند.
لباس اكثر مناطق اين منطقه داراي شهرت جهاني است كه در عين ظرافت و زيبايي، آميخته به زيورآلاتي است كه همراه و تكميل‌كننده لباس است.
تنوع رنگ، دوخت و بافت هاي مختلف كه در يك دست لباس اين منطقه به كار مي رود تجليگر بهاري زيبا با گل هاي زنگارنگ است.
ايلات و طوايف مختلفي در اين استان زندگي مي‌كنند كه از جمله آنها مي توان به ايل كلهر كه بزرگترين ايل جهان است و ايلات زنگنه، سنجابي، جاف، تركاشوند و گوران اشاره كرد.
استان كرمانشاه يكي از مناطق مهم كشور از نظر موسيقي است.
موسيقي از ديرباز تاكنون با زندگي مردم اين منطقه عجين بوده و دردل و جان آنها ريشه دوانده است به طوريكه نقش نوازندگان و رامشگران در حجاريهاي طاق بستان گواهي بر اين ادعا است.
در اين منطقه موسيقي كردي كه يكي از پايه‌هاي موسيقي اصيل است نواخته مي شود و سازهاي دهل ، سرنا و دوني ،طبل ، شمشال و بلور و دف خاص اين منطقه است.
يكي از سازهاي اين منطقه كه هزاره‌هاي عمر خود را پشت سر مي‌گذارد و همواره مونس مردان حق در اين ديار بوده تنبور است كه ريشه در باورهاي ديني مردم اين منطقه دارد و نواي افسانه‌اي آن با روح و جان آنها آميخته است.

صنايع دستي:
تمدن هزار ساله اين ديار و دستان هنرمند مردمان اين مرز و بوم موجب شده كه كرمانشاه از ديرباز مهد صنايع دستي باشد.
به سبب موقعيت جغرافيايي خاص ، وجود مواد اوليه فراوان و مرغوب و واقع بودن بر سر شاهراه زيارتي و تجارتي ايران و بين النهرين و تردد صاحبان ذوق و هنر در اين منطقه مي‌توان ردپايي از هر نوع صنايع دستي يافت.
نقش و نگارهايي كه در گليم‌ها و موج‌هاي هنرمندان اين ديار جلوه گري مي‌كند نشان از زندگي دارد زندگي مردمي ساده و سخت كوش كه علاوه بر تامين نيازهاي زندگي خود شكوه و هنر را هديه مي‌دهند.
آري موج بافي ، گيوه بافي ، جاجيم بافي ، قلم زني ، حكاكي ، قالي بافي ، ساخت سازهاي سنتي ، پرده بافي ، سراجي ، تسبيح‌سازي ، طلا و نقره كاري ، نمد مالي ، و موتايي همه و همه نشان از روح بي‌الايش و دستان بي‌رياي مردمي دارد كه عشق را در عشق مي‌تنند و زيبايي مي‌آفرينند.
در ميان اين بافته‌ها گيوه بافي داراي شهرت فراوان است ( گيوه ، نوعي پاپوش محلي است) كه به دليل زيبايي و استحكام تنوع رنگ و طرح همواره مورد توجه مسافران بوده كه به عنوان سوغات به شهر و ديار خود مي‌برند.

غذاها و شيريني ها:
مردم كرمانشاه علاوه بر غذاهاي اصلي ايرانيان غذاهايي دارند كه تنها در اين ناحيه پخت مي‌شود كه بسيار لذيذ هستند و اغلب با روغن مخصوص كرمانشاهي پخت مي‌شوند.
از جمله اين غذاها مي‌توان خورشت خلال بادام، آش عباسعلي، سيب پلو، بژي، جگر و بز، شلمين، سوپ ترخينه و را نام برد.
روغن كرمانشاهي نيز علاوه بر طعم و عطر دهي به بسياري از غذاها به عنوان يكي از سوغاتي‌هاي اين ناحيه محسوب مي‌شود.
شيريني‌هاي مخصوص كرمانشاه نيز از شهرت خاصي برخوردار هستند كه از جمله آنها مي‌توان به نان برنجي، نان شكري، كاك، نان خرمايي و نان روغني مخصوص كرمانشاه اشاره كرد كه كام مهمانان و مسافران استان را شيرين مي‌كند.
با تشکر از وبلاگ امید رسان

ساده دل

لگد نخورده

گران جانی بی ادبی می کرد. عزیری او را ملامت نمود. گفت : «چه کنم ؟ آب وگل مرا جنین سرشته اند.» گفت : « آب وگل را نیکو سرشته اند امّا لگد کم خوده است!» «لطایف الطّوایف»

زاهدی از جهت قربان (برای قربانی کردن) گوسپندی خرید در اره طایفه طرّاران او را بدیدند.طمع در بستندوبا یک دیگر قرار دادند که او را بفریبند و گوسپند بستانند . پس یک تن به پیش او در آمد و گفت : این سگ را کجا می بری ؟ دیگری گفت : این مرد عزیمت شکار می دارد که سگ در دست گرفته است ؟سوم بدو پیوست و گفت : او در کسوت (لباس) اهل صلاح (صالحان)است امّا زاهد نمی نماید؛ که زاهدان با سگ بازی نکنند و دست وجامه ی خود را از آسیب (تماس) او صیانت (نگهداری ) واجب بینند.

از این نَــسَـق هر چیز می گفتند تا شکّی در دل زاهد افتاد وخود را در آن متّهم گردانید( به شک وتردید افتاد) وگفت که شاید بُـــــوَد که فروشنده ی این ، جادوگر بوده است وچشم بندی کرده . در جمله گوسپند را بگذاشت وبرفت وآن جماعت بگرفتند وببردند وخوردند!! « کلیله ودمنه »