هو یا امیرالمومنین
آموزش جهانی و مطالعه
Knowledge is power, but knowledge only comes with an understanding of words. Understanding words will enable you to read and reading will enable you to form opinions for yourself and better your life. Well, that’s the hope.
Palestinian youth reads the Koran at Al Omarah mosque in Gaza city. Ahmed Jadallah/Reuters
A woman reads a book in Havana. Enrique de la Osa/Reuters
Woman reads book and sunbathes in warm Easter weather on Brighton beach England. Luke MacGregor/Reuters
Man reads prayer book outside gravesite of late Lubavitcher Rebbe Rabbi Menachem Mendel Schneerson in New York. Shannon Stapleton/Reuters
A model relaxes backstage at the Autumn/Winter 2007-08 Pasarela Pontus Veteris fashion show in Pontevedra. Miguel Vidal/Reuters
A woman reads a book before attending the Roberto Cavalli Fall/Winter 2010/11 Women's collection show during Milan Fashion Week. Alessandro Garofalo/Reuters
A blind boy reads a Braille book in a classroom in Tbilisi. David Mdzinarishvili/Reuters
An inmate serving a jail sentence reads a book at Maricopa County's Tent City jail in Phoenix. Joshua Lott/Reuters
Palestinian girls read the Koran at a mosque near Ramallah. Mohamad Torokman/Reuters
A boy reads a book on the roof of his home during sunrise in Port-au-Prince. Shannon Stapleton/Reuters
A boy reads manga or a comic book while sitting on a pile of blankets at an evacuation center in Yonezawa, northern Japan. Yuriko Nakao/Reuters
A woman with a private licence to sell souvenirs waits for customers on Havana's seafront boulevard El Malecon. Desmond Boylan/Reuters
A woman reads a book on Filopappou hill opposite the Acropolis in Athens. John Kolesidis/Reuters
A woman reads a prayer book during an Orthodox Easter service in Tbilisi. David Mdzinarishvili/Reuters
A woman reads a book at Yokohama park where tulips are in full bloom in Yokohama, south of Tokyo. Yuriko Nakao/Reuters
A child reads a book in a Jakarta slum area. Beawiharta Beawiharta/Reuters
A student reads the Koran before morning prayer on the holy month of Ramadan at the Al-Mukmin Islamic boarding school in Solo. Beawiharta Beawiharta/Reuters
A man reads the Koran on the first Friday of Ramadan in a mosque at Umdowan Ban village outside Khartoum. Mohamed Nureldin Abdallah/Reuters
A homeless girl reads a book at a School on Wheels' after-school program in Los Angeles. Lucy Nicholson/Reuters
A model is seen reflected in a mirror while she reads her iPad backstage before the Peter Som Fall/Winter 2012 collection show during New York Fashion Week. Carlo Allegri/Reuters
Chinese vendor reads a newspaper while selling books in Jinan.. Reuters Photographer/Reuters
A Jewish settler reads a book before a rally in Gush Katif settlements block in the Gaza Strip.. Reuters Photographer/Reuters
A North Korean soldier reads a book in the study room for ideology in the Grand People's Study House in Pyongyang. Reinhard Krause/Reuters
A visitor views an installation at the Russian pavilion during the vernissage of the 53rd Biennale International Art Exhibition in Venice. Tony Gentile/Reuters
A woman reads as she sits on a chair attached to the facade of a building in Bordeaux, France April 1, 2004. German choreographer Angie Hiesl prepared the spectacle to promote the Bordeaux book fair. Regis Duvignau/Reuters
An Iranian religious student reads a book in the library of the Motaheri seminary in Tehran June 12, 2001. Country's President Mohammad Khatami, promising to press ahead with efforts to reform the Islamic Republic, was re-elected with 77 percent of the vote last weekend. The leading conservative candidate came a distant second with 15.6 percent. Reuters Photographer/Reuters
A boy reads a book on balcony near eastern bridge in the northern Kosovo town of Mitrovica. Nebojsa Markovic/Reuters
A Buddhist woman reads a sacred book in front of a sermon hall in Seoul. Jo Yong hak/Reuters
An US Army combat tank team member reads a book sitting beside his M1A1 Abrams tank in the desert outside Kuwait City. Kai Pfaffenbach/Reuters
A resident reads from the new testament in the Bible during a mass in Port-au-Prince. Eduardo Munoz/Reuters
کو مرا خضر رهی تا که نمایم سفری
چه خبرهاست خدایا که ندارم خبری
کو مرا خضر رهی تا که نمایم سفری
با که گویم که چه ها می کشم از دست دلم
با تو گویم که ز احوال دلم باخبری
اسم اعظم که ز احصاء و عدد بیرون است
اسم آه است نصیبم نه که اسم دگری
حاصل آن همه از گفت و شنود شب و روز
بجز از حیرت و دهشت چه مرا شد ثمری
دگر از ذره روا نیست دهن بگشادن
فهم ذره است چو فهمیدن شمس و قمری
دیده آن که به روی تو نباشد نظرش
نتوان گفت مر او را که تو صاحب نظری
ای خوش آن بنده بیدار بدیدار رخت
دارداز عشق وصالت به سحرها سهری
صمت و جوع و سهرو خلوت و ذکر بدوام
خام را پخته کند پخته شود پخته تری
چون که خودعین سلام است بهشت است نظام
مظهر اسم سلام است هر آنچه نگری
از دغلبازی و سالوسی نسناسی چند
دین حق را چه زیانست و چه خوف و ضرری
آن همه اشک بصر کز حسنت جاری شد
باز از لطف تو داراست چه اشک و بصری
کاري به کار عشق ندارم
کاري به کار عشق ندارم
من هيچ چيز و هيچ کسي را
ديگر
در اين زمانه دوست ندارم
انگار
اين روزگار چشم ندارد من و تو را
يک روز
خوشحال و بيملال ببيند
زيرا
هر چيز و هر کسي را
که دوستتر بداري
حتي اگر که يک نخ سيگار
يا زهرمار باشد
از تو دريغ ميکند…
پس
من با همه وجودم
خود را زدم به مُردن
تا روزگار، ديگر
کاري به من نداشته باشد
اين شعر تازه را هم
ناگفته ميگذارم…
تا روزگار بو نَبَرد…
گفتم که
کاري به کار عشق ندارم!
چه غریب ماندی ای دل
چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری
که دگر بدین گرانی نتوان کشید یاری
چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزانکه به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری
دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندیچه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری
نرسید آن که ماهی به تو پرتوی رسانددل آبگینه بشکن که نماند جز غباری
همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری
به سرشک همچو باران زبرت چه برخورم من؟
که همچو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری
بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری
نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرممنم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری
سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذرکه به غیر مرگ دیگر نگشایدت کناری
به غروب این بیابان بنشین غریب و تنهابنگر وفای یاران که رها کنند یاری
"هوشنگ ابتهاج"
دانلود تصنیف با صدای همایون شجریان
ببين خون عزيزان را به ديوار
شب است و چهره ميهن سياهه
نشستن در سياهي ها گناهه تفنگم را بده تا ره بجويمکه هر کي عاشقه پايش به راهه برادر بي قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سينه ش لاله زاره شب و درياي خوف انگيز و طوفان من و انديشه هاي پاک و پويان برايم خلعت و خنجر بياور
که خون مي بارد از دلهاي سوزانبرادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
تو که با عاشقان درد آشنايي
تو که همرزم و همزنجير مايي
ببين خون عزيزان را به ديوار
بزن شيپور صبح روشنايي
برادر بي قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
از خرید ماشین احمدی نژاد تا بزرگترین اختلاس ایران
بارها و بارها از زبان منافقان و رسانه هاي وابسته به لابي صهيونيست شنيده ايم که ضد انقلاب در پي ضربه زدن به نظام پولي و بانکي ايران در راستاي به زانو درآوردن کشور مي باشند.
اگر معاون خزانه داري آمريکا در يک برنامه زمانبندي شده منسجم به اکثر کشورهاي جهان سفر مي کند تا تحريم بانکهاي ايراني و فشارهاي اقتصادي را به ايران افزايش دهد، اين خود گوياي عزم جدي اسرائيل و غرب براي ضربه زدن به بدنه اقتصادي کشورمان است.
اما اهداف آنان از اخلال در نظام بانکي ايران چيست؟ و يا بعبارتي آنان چرا مي خواهند بانکهاي ايران را از کار بيندازند؟!
1- بانکهاي ايران برغم تمامي انتقادات وارده در زمينه مديريت نقدينگي و عملکردهاي اجرايي در زمينه تجهيز منابع و تخصيص مصارف ، نقش غير قابل انکاري در توسعه اقتصادي کشور داشته و در هر کوي و برزن که طرحي در راستاي توليد،اشتغالزايي و عمران و آباداني کشور شروع و اجراء مي شود بانکها حضور داشته و بعنوان موتور محرک ايفاي نقش مي نمايند.
2- بانکهاي ايران حلقه ارتباطي تجارت خارجي ايران با جهان بشمار مي روند و برغم تمامي تلاشهاي صورت گرفته در راستاي ايجاد محدوديت در مراودات مالي بانکهاي ايراني با بانکهاي خارجي ، تا کنون بانکهاي ايران در دور زدن تحرمها موفق تر ظاهر شده اند.
3- نقش بانکهاي ايران در جذب نقدينگي سرگردان از طريق اجراي سياستهاي پولي و مالي بانک مرکزي و تزريق اين منابع در چرخه اقتصادي کشور بي بديل است.
4- بانکها بعنوان بازوي اقتصادي دولت تاثير بسزايي در اجراي طرحهاي اجتماعي مثل: پرداخت يارانه ها، طرحهاي اقتصادي مثل: سهميه بندي بنزين و اعطاي کارت سوخت و طرحهاي زير بنايي دارند.
5- بانکهاي ايران در زمينه تسهيل تجارت داخلي و مبادلات بازرگاني کشور نقش اساسي دارند.
اين دلايل در کنار دهها عوامل ديگر سبب مي شود که دستهاي ناپاک عزم جدي براي اخلال در نظام پولي و بانکي کشور داشته باشند و با علم نمودن يک ايراني تبعه آلمان بنام مه آفريد امير خسروي و نزديک نمودن نامبرده با برخی اطرافيان رييس جمهور و جريان انحرافي، وي را از رانتهاي بزرگ بهره مند سازند.
اما جالب آن است که بدانيد مه آفريد امير خسروي همان خريدار گمنام پژو 504 رييس جمهوري است که از او بعنوان يک ايراني مقيم آلمان نام برده مي شد و هرگز اسم کامل او بدلايل انسان دوستانه ( !! ) علني نشد!
و با اين حساب بايد پرسيد که چرا امير خسروي طي يک سناريوي تبليغاتي ، ماشين قديمي رييس جمهور را به قيمت گزاف خريده و در قبال اين کار بزرگ که نخواسته نامش فاش شود چه هديه و رانتي را از حلقه نزديک به رييس جمهوري دريافت نموده است؟!
تصنیفی زیبا از شهرام ناظری در سوگ آیت الله طالقانی
ای پدر سوگ ِ تو، ماتم آزادیست
سرنگون زین ماتم، پرچم آزادیست
دریغ دریغ دریغ، از این پدر دریغ
آن سحر تا سر زد، شب شد و روز آمد
مِهر ِ روشن جانش، تیرگی سوز آمد
دریغ دریغ دریغ، از آن سحر دریغ
ای سحری اختر ِ ما، مِهر ِ صفاپرور ما
در شب ِ دل ریشان
ای تو به این داور ما، بی تو رود بر سر ِ ما
رای ِ بداندیشان
ماه مِهی، سرو ِ سِهی، شد سفری از بر ِ ما
سایه کشید از سر ِ ما، از غم بدکیشان
دریغ دریغ دریغ، از این سفر دریغ
ای فُـتاده، در چاهِ خود، تو ماه ِ نّخشِب ِ ما
کِی تابد، بی رویت، ستاره در شب ما
چون غریبی، غرق ماتم، چه غمگین می گذرد
در سوگت، روز ما، چه سنگین می گذرد
شبی سحر شد، شبی دگر شد
شبی سحر شد، شبی دگر شد
تا شود این شب سپری، لاله باغ سحری
چهره بیاراید
فتنه دور ِ قمری، همچو شب آید سفری
مهر ظفر زاید
مهر ظفر، بار دگر، سر چو کُـنـد جلوه گری
نقش غم بی پدری، پیش نظر آید
دریغ دریغ دریغ، از آن پدر دریغ
دریغ دریغ دریغ، از آن پدر دریغ
این سروده از آقای جواد آذر و تصنیفی باصدای گرم استادشهرام ناظری است که درسوگ درگذشت آیت الله طالقانی اجراگردیده است
شور در فراق
شور در فراق را با صدای استاد شجریان از اینجا بشنوید.
بسم از هوا گرفتن
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت
به کجا روم زدستت که نمیدهی مجالی
که نمیدهی مجالی
بسم از هوا گرفتن
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت
به کجا روم ز دستت که نمیدهی مجالی
که نمیدهی مجالی
نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
چه غم اوفتادهای را که تواند احتیالی
چه غم اوفتادهای را که تواند احتیالی
چه خوشست در فراقی همه عمر صبر کردن
چه خوشست در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
به تو حاصلی ندارد
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
به تو حاصلی ندارد
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی
به تو حاصلی ندارد
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی
که شبی نخفته باشی
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی
غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی
غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی
سخنی بگوی با من
سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی
همه عمر در فراقت
همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
به کجا رَوَم ز دستت؟ که نمیدهی مجالی
نَه ره گریز دارم نَه طریق آشنایی
چه غم اوفتادهای را که تواند احتیالی
همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی
چه خوشست در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی
غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی
سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی
چه نشینی ای قیامت؟ بنمای سرو قامت!
به خلاف سرو بستان، که ندارد اعتدالی
که نه امشب آن سماعست که دف خلاص یابد
به طپانچهای و بَربَط برهد به گوشمالی
دگر آفتاب رویت منمای آسمان را
که قمر ز شرمساری بشکست چون هلالی
خط مشک بوی و خالت به مناسبت تو گویی
قلم غبار میرفت و فروچکید خالی
تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد
گنهست برگرفتن نظر از چنین جمالی