نگاهی به موضوع تفریح وشادی

نگاهی به موضوع تفریح وشادی

***

ما عُبد الله بشيء احب الي الله من ادخال السرور علي المؤمن

خداي متعال عبادت نشد به چيزي كه محبوب تر باشد نزد او از آن كه سروري در قلب مومن وارد كند.

اين روايت را مرحوم كليني در کافي از امام باقر عليه السلام آورده است.

مضمون « شاد كردن برادر مومن » يكي از عبادات بزرگ است که به صورت هاي گوناگون در روايات بسياري وارد شده و فصلهايي از مجموعه هاي روايي مثل كافي، وافي، وسائل و ... را به خود اختصاص داده است.

در كافي نظير همين مضمون از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله نيز نقل شده است :

« ان احب الاعمال الي الله تعالي ادخال السرور علي المومنين»

محبوب ترين اعمال نزد خدا، شاد كردن مومنين است.

مضامين برخي ديگر از روايات اين باب بسيار دلگرم کننده است و مشوق :

كسي كه مومني را شاد كند تنها يك شخص را شاد نكرده بلكه ما اهل بيت را نيز شاد كرده است و كسي كه ما را شاد كند، پيغمبر را شاد كرده است.

بدليل کثرت روايات متقن در اين باب شكي نيست كه از نظر اهل بيت عليهم السلام شاد كردن مومنين كار بسيار پسنديده و بلكه بالاترين عبادات است ، اما در اينجا سوالاتي ممکن است پيش بيايد و يا برداشتهاي نادرستي صورت بگيرد که در اينجا عرض ميکنم :

1- شاد کردن از هر راهي ؟!

خير! مسلما اگر شاد کردن همراه با گناهي باشد ، ثواب که نداره هيچ ، عقابش هم سر جاش محفوظه!

کما اينکه در بعضي از روايات به اين نكته، كه نبايد شاد كردن مومن همراه با گناه باشد، تاكيد شده است.

2- از ديدگاه اسلام وضع مطلوب اين است كه انسان بسيار شاد و مسرور باشد يا به عكس، محزون ؟ (با توجه به رواياتي كه در مدح حزن وارد شده است)

در توضيح اين مورد عارضم که رواياتي در مدح حزن وارد شده است از جمله روايتي به اين مضمون كه اگر در يك جمعي شخص محزوني باشد، خدا همه آن جمع را به واسطه آن شخص محزون مورد رحمت قرار مي دهد،

حال اين سوال مطرح مي شود كه چگونه مي توان بين اين دو گروه روايات جمع كرد ؟

در جواب بطور تلگرافي بايد گفت که انسان فطرتا طالب سرور و شادماني است و حتي وعده سرور يا وعيد حزن هم در قرآن براي دنياي ديگر داده شده :

وجوه يومئذ ناعمه : چهره هاي مؤمنان در بهشت بسيار شاداب و خرم است.

ينقلب الي اهله مسرورا : مؤمن پس از محاسبه، در حالي كه بسيار شاد و خندان است، نزد اهل و عيالش برمي گردد.

مؤمنان وقتي در روز قيامت وارد بهشت مي شوند مي گويند :

الحمدالله الذي اذهب عنا الحزن : خدا را ستايش مي كنند كه حزن و اندوه را از آنان برداشت؛ يعني دوران حزن و غمي، كه در دنيا داشتند سپري شد.

عبوسا قمطريرا : چهره هاي اهل جهنم چروكيده و سياه است.

فرحين بما آتاهم الله : (شهداء) ، به واسطه نعمت هايي كه خداوند به آن ها داده است در شادي و سرور هستند.

2- ممکنه سوال بشه شادي هاي دنيوي چه زماني پسنديده است ؟

طبق نظام ارزشي اسلام، مطلوبيت واقعي هر چيزي زماني است كه در مسير مطلوبيت نهايي و سعادت ابدي انسان باشد ؛ در مورد شادي هم ؛ شادي هاي دنيايي انسان در راستاي كمك به شادي آخرت او باشد، بسيار پسنديده و مطلوب است ، حزن و اندوه نيز همينطور.

مثلا اگر سرور و نشاط روحي يا حزن و اندوه قلبي باعث شود که درسش را بهتر بخواند و عبادتش را بهتر انجام دهد ، اين حزن يا سرور امري مطلوب است.

يا حزن و اندوه خاصي باعث توجه به خدا و آخرت و مسئوليت هاي شرعي و اجتماعي اش شود، حزن مطلوبي است؛ حزن از اين كه چرا در انجام تكاليف كوتاهي كرده ايم و ... کما اينکه در روايات بر آن تاکيد شده.

اما اگر اين سرور از اين حالت خارج شود مثلا به دليل نعمتهاي دنيايي سرور و سرمستي حاصل شود ، مذموم است کما اينکه در قرآن در مورد قارون و ... داريم :

لاتفرح ان الله لايحب الفرحين : خيلي شادي نكن، خدا سرمستان را دوست نمي دارد.

انه لفرح فخور : او مسرور و فخرفروش بود.

لا تفرحوا بما اتاکم : به واسطه آنچه به شما (از نعمتهاي دنيوي) داده شده ، خوشحال نشويد.

3- شاد کردن مادي منظور ائمه هُدي عليهم السلام بوده است يا معنوي ؟

سرور و شادي براي هر كسي وقتي حاصل مي شود كه خواسته اي از او تامين شود و اين خواسته ها اعمّ از خواسته هاي مادي و معنوي است.

مثلا كودك خردسال با برطرف شدن نيازهايي مادي مثل خوراكي و اسباب بازي شاد ميشود و نيازهايي مادي مثل محبت ، هم صحبتي ، تعريف قصه و ... دارد.

اما در انسان هاي بزرگتر اين نياز مثلا ميتواند بصورت نياز به ازدواج! يا محترم بودن و شخصيت قائل شدن براي وي در جامعه ، باشد.

لذا هر نوع از اين شاد کردن - مادي يا معنوي (و آبرويي) - امري مطلوب است زيرا در جهت جلوگيري از ملال ، افسردگي ، خستگي و به طور كلي ، چيزهايي است كه مانع از انجام وظايف بعدي يک مومن به نحو احسن ميشود.

توضیح تقریرات :

این مقاله را بدون منبع بایگانی کرده بودم ، لذا برای نویسنده محترم مقاله که اسم او در اینجا ذکر نشده است خیر و موفقیت طلب می کنم.

اگر مردم حرمت داشتند...!!

1 - اگر مردم مورد احترام بودند مسئولین امنیتی و انتظامی از این که چهره فرهنگی شهر مورد اهانت قرار گرفته ، از آنان که بلیط تهیه کرده بودند و برای فرزندان و خانوده خود برنامه ریزی کرده بودند تا یک روز شاد داشته باشند ، اما عده ای لباس شخصی به نام ... و در اصل هرج ومرج طلب و قانون شکن جلسه آنها را به هم ریختند ؛ به خاطر ناتوانی در تأمین و امنیت و اداره یک جلسه فرهنگی از مردم معذرت خواهی می کردند.

2- اگر مردم حرمت داشتند مدعی العموم استان با تنظیم کیفرخواست علیه خاطیان ؛ آنها را به پای میز محاکمه می آورد!!

3- اگر مردم حرمت داشتند ؛ مجریان قانون و متولیان نظم اجتماع ، 21 ملیون تومان هزینه برپایی کنسرت سراج را از برهم زنندگان این گردهمایی فرهنگی ، وصول می کردند...!!

4- اگر مردم حرمت داشتند و اگر مسئولین جرأت داشتند !! به جای عودت بهای بلیط خریداری شده به مردم ؛ به آنان قول می دادند در اسرع وقت و حداکثر تا هفته آینده کنسرت سراج را در کرمانشاه بهتر از قبل برگزار خواهند کرد.

5- اگر مردم مورد احترام بودند و اگر ولی نعمت بودند و اگر فقط در لفظ و گقتار عزیز نبودند و فقط در روزهای موردنظر و از طبقه و گروهی خاصی از آنها برای اهداف مشخصی تمجید نمی شد ؛ مسئولین استان در برابر حرمت شکنی شخصیت و حقوق اجتماعی آنان سکوت نمی کردند و این چنین یک گروه مدعی و قانون شکن ، انسانیت و حقوق اجتماعی خلق خدا را مورد تعرض قرار نمی دادند و با کمال خشوع و خضوع در برابر آنان عذر خواهی می کردند.

لباس شخصی ها و آزمونی برای سردار منکرسی...!!؟؟

یکی از اخبار مهم در دو روز گذشته سایت های خبری کشور این بود که : « کنسرت حسام الدين سراج که قرار بود به مناسبت مبعث رسول گرامی اسلام(ص) و به همت جمعيت دانشجويي خيريه امام(علي) طي سه شب در روزهاي 18، 19 و 20 تير ماه در کرمانشاه برگزار شود، با همت لباس شخصی ها لغو شد » .

این اقدام ؛ یعنی گروه موسم به لباس شخصی های(....) کرمانشاه دوباره نفس گرفتند ولی این بار ، آنان علیه برگزاری جلسات اصلاح طلبان اعتراض و شعار نمی دهند ،بلکه فریاد آنان بر سر کارگزاران دولت اصولگرای احمدی نژاد است . وقتی بزرگان مدیریتی کشور، نسبت به اجرای قانون مصوب مجلس ،تمرد و بی اعتنایی می کنند ، فرزندان ؛ راحت تر، قانون شکنی می کنند . اگر بزرگان در خفا و پنهان و با اهمال قانون را اجرا نمی کنند و به آن بی اعتنایی می کنندو اهمیت نمی دهند. اینان در ملاء عام و با فریاد بلند؛ قانون و نیروی انتظامی و امنیت روحی و روانی مردم را مورد تعرض و تجاوز قرار می دهند.

حال روی سخن با سردار منکرسی است ، آیا می تواند به عنوان معاون سیاسی امنیتی و مسئول امنیت استان ، موضوع لباس شخصی ها را که خود بهتر از هرکسی، آنها را می شناسد ، حل کند ؟ آیا سردار هم اغماض خواهد و یار دیرینه خود را فقط نصحیت می کند؟ آیا آنان قدرتمند هستند و شما که مجری قانونید در نظم و مدیریت شهری، ناتوان و ضعیف هستید؟

جلال منکرسي در مراسم توديع و معارفه رييس سازمان قضايي نيروهاي مسلح استان کرمانشاه گفته بود: بايستي نيروهاي نظامي و انتظامي خود را حافظ امنيت جامعه دانسته و در اجراي قانون تمام تلاش خود را به کار گيرند و با برخوردهاي صحيح در برابر خاطيان و برهم زنندگان امنيت جامعه قاطعانه بايستند.

منتظر می مانیم و اقدامات شما را می ببیینم !!

نقاشی های زیبا اثر استاد کاتوزیان

عباس كاتوزيان در سال 1302 در تهران متولد شد و چنانكه خود مي‌گويد: «تا آنجا كه ياد دارم نقاشي كردم و نقاش بودم. هميشه در تار و پود طراحي تلاش كردم و غرق در رنگ بوده‌ام».
وي هنرجوي هنرستان كمال‌الملك بود و بعدها در سال 1322 نايب‌رييس اين هنرستان نيز شد، كاتوزيان تنها نقاش ايراني است كه در سال 1352 آثارش در كنار آثار استاد كمال‌الملك در مجلس شوراي ملي در معرض تماشا قرار گرفت.
وي 5 نمايشگاه در آمريكا، 2 نمايشگاه در پاريس، يك نمايشگاه در لندن، 27 نمايشگاه انفرادي در تهران و 9 نمايشگاه در آبادان برپا كرده است. برخي از آثار اين استاد نقاش در موزه‌هاي آستان قدس رضوي، موزه بوداپست موزه سلطنتي اروپا و... به يادگار مانده است.

























































صلوات برمحمد ( ص )


لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ

به يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند

سوره آل عمران آیه 164

***********

صلوات برمحمد ( ص )

خــوش رحمتي است يــاران، صلوات برمحمــد

گوئيــم از دل و جـــــــــــان، صلــوات بر محمــد

گـــــــر مؤمني و صادق، با ما شـــوي موافــق

کــــــــــــوري هـــر منافـــــق، صلوات بر محمد

در آسمان فرشتـــه، مهـرش بجـــــان سرشته

بـر عــــرش خـــوش نوشته صلوات بر محمــــد

صلوات اگــــــــــر بگوئي، يابي هر آنچه جويي

گــــــــــــر تــو ز خيــل اوئي صلوات بر محمـــد

اي نـــــــــــور ديــده ما، خوش مجلسي بيارا

ميگو خوشي خــــــــــدا را، صلوات بر محمـــد

ماننـــد گـل شکفتيم، در لطيـــــف سفتيــــم

خوش عاشقانه گفتيم، صلوات بر محمــــــــد

والله ديــــده من از نـــــور اوست روشـــــــــن

جان مــــن است و من تن، صلوات بر محمـــد

گفتيـــــــــم با دل و جـان با عاشقان خوبــان

شـــــــادي روي يــــــــاران، صلوات بر محمــد

بي شـــک علي ولي بود، پرورده نبي بــــود

شاه همه علي بـــــــود، صلوات بر محمــــــد

گويــــــــم دعاي سيــــد، خوانـم ثناي سيــد

جانـــــــم فداي سيــتد، صلوات بــــر محمــــد

خــــــوش گفت نعمت الله رمــزي زلي مع الله

خـــــــوش گو به عشق الله، صلوات بر محمــد

شاه نعمت الله ولي

چهارمین سالروز انتشار تقریرات

هر وبلاگی تولدی دارد و مرگی ! هرکسی هم ، حداقل یک بار در زندگی ، یک کسی برای او جشن تولدی می گیرد . تقریرات هم تولدی دارد و یک بار هم به قتل رسید! روز نوزدهم سال 86 روز تولد و انتشار تقریرات بود ، حروفیه برای عدد 19 احترام خاصی قائل هستند چون تعداد حروف" بسم الله الرحمن الرحیم " 19 حرف است. روز نوزده را به این مناسبت انتخاب کردم . وقتی خواستم ؛ با تفال به دیوان حافظ؛ اسمی را برای نوشته هایم انتخاب کردم ؛ این شعر آمد:

دانی که چنگ و عود چه « تقریر » می‌کنند ..... پنهــان خورید باده کـــه تعزیــر مــــی‌کنند

نامـوس عشــق و رونـــق عشاق مـی‌بــــرنــد ..... عیــب جـــوان و سرزنش پیــــر مــــی‌کنند

جــز قلـب تیــره هیـچ نشد حاصـــل و هنـــوز ..... باطل در ایــــن خیال کـــه اکسیر می‌کنند

گویند رمـــــز عشــــــق مگویید و مشنـویــــد ..... مشکل حکایتیست که « تقریر » می‌کنند

.....

نام تقریرات که جمع کلمه تقریر به معنی بیان ها و نوشته ها است برای وبلاگم انتخاب کردم ، قبل از تقریرات یعنی از سال 80 و در دوره اصلاحات با نام حقیقی خودم دو وبلاگ؛ یکی در موضوعات سیاسی و اجتماعی و دیگری در یک موضوع تخصصی داشتم. اما مستعار نویسی نه بخاطر ترس از برملا شدن مشخصاتم ، بلکه به خاطر راحت نویسی، تجربه جدید من شد.

تقریرات دو سال در بلاگفا فعال بود مقالات او ؛ هم در سایت « رجا نیور » منتشر می شد و هم در سایت « کلمه » ، سایت ها و بلاگ های دیگری هم ، به مطالب ما لینک داشتند . با این که مشی اصلاح طلبی داشت ولی بر اصول خود پایبند بود و خوشحال از این است که به کسی تهمت نزد ولی نقدهای خود را با احترام بیان کرد.

با کمال تأسف وبلاگ تقریرات در روز بیستم تیرماه88 بعداز دو سال فعالیت در بلاگفا ، مسدود و به عبارتی فیلتر شد و تمام مطالب گذشته ام را مصادره کردند، چون از قبل این احتمال را می دادم لذا از آن مطالب، یک کپی، در وبلاگ دیگری نگه داری کردم و حدود 100مطلب را به اینجا منتقل کردم.

مسدود شدن تقریرات در بلاگفا برای من خیلی سخت بود ؛ قالب بلاگفا به مدیر وبلاگ، این اجازه را می دهد که با دلخواه و استفاده از فونت و رنگ های مختلف مطالبش را منتشر کند و حتی می توان یک جمله ناب را به عنوان یک پست ارائه کرد تا خواننده لذت وبهره ببرد ، به همین خاطر خوانندگان وبلاگ هر روز و هر روز بیشتر می شدند اما قالب بلاگر این مزیت را ندارد.

بعداز فیلتر شدن تقریرات در بلاگفا و غارت 500 مطلب آن ، به بلاگر منتقل شدم تا اگر روزی وبلاگم فیلتر شد ، لااقل مطالبش از بین نرود. در اینجا ، هم آن خوانندگان را قدیم ومتنوع را ندارد و هم ارائه مطالب ،برای من سخت است .

بعد از سه سال فعالیت تصمیم دارم مشی خودم را در ارائه مطالب تغییر بدهم ؛ امیدوارم بتوانم در جهت بهبود و ارائه مطالب ماندگار و اخلاقی وادبی بیشتر فعالیت کنم.

از فعالیت ها و نوشته های گذشته خود ، هیچ پشیمان نیستم و تمام مطالب گذشته آن در آرشیو مسدود شده بلاگفا و مطالب تازه در اینجا حاضر است ، ولی باید تغییر نگارش، داشته باشم تا بتوانم مطالبی که به خوانندگان عزیز ارائه می دهم آموزنده و ماندگار و تربیتی باشد . البته نقدهای خود را عرضه خواهم کرد.
چنان چه به ناحق تا این زمان از کسی بد گفته ام و نمی توانم حضوری از او حلالیت بطلبم و یا اگر مطلب شخصی را ارائه کرده ام و اسم او را ذکر نکرده ام ؛ از همین جا از تمامی آنها و کاربران عزیز و خوانندگان محترم پوزش می خواهم و حلالیت می طلبم.

از ریاست اداره آموزش وپرورش تا دکه روزنامه فروشی

برایم سخت بود چهره یک متولی فرهنگی را با وجود همه مشکلات اقتصادی موجود جامعه ، درحد یک آدامس فروش و یا یک روزنامه فروش کنار خیابان ببینم. نه این که فکری بکنی با این کار مخالف هستم ، نخیر ! چون موضوع تلاش برای زنده ماندن خود و خانواده در حکومت مدعی عدالت است ، این کار ایرادی ندارد و این کار جهاد به حساب می آید . و شاد و بانشاط زندگی کردن پیش کش آقایان!!

من از سیستمی که یک کارشناس خبره تعلیم وتربیت را به یک بیسواد و دست فروشی مبدل می کند ؛ دلم گرفته است ! از این تغییرات معکوس ! از این ادعایی که می خواهد حهان را این چنین مدیریت کند، خنده ام می گیرد و یاد داستان ستاره شناس در گلستان می افتم.

اگر این فرد ناتوان بود ، چرا مدت 10- 15 سال به عنوان یک کارشناس فرهنگی در مدیریت مناطق استان از او استفاده کردید و او را پای سخنان رهبری و رؤسای جمهوری و وزرای آموزش و پرورش نشاندید تا به عنوان عامل و کارگزار ، اهداف عالیه نظالم را در گوشه ای از کشور اجرای کند و به نتیجه برساند ؟ و اگر توانا بود ؛ چرا او را مجبور به بازنشستگی پیش از موعود کردید و امروز باید ساندیس فروش میدان شهر یک ملیونی کرمانشاه باشد؟

فقط می توانم بگویم ؛ از این که یک مدیر فرهنگی کشور بعد از حدود 30 سال تلاش و کار معلمی در حد یک بی سواد دست فروش کنار خیابان تنزل پیدا می کند ؛

متــــــــــــــــأســفــــــــــــــم!!!

امام موسي كاظم ( ع)

۩ مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛

هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى ‏دارد.

۩ ۩ عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛

كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

۩ ۩ ۩ لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛

مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

نیایش ناب

اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ سَدّدْنِي لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشّنِي بِالنّصْحِ، وَ أَجْزِيَ مَنْ هَجَرَنِي بِالْبِرّ، وَ أُثِيبَ مَنْ حَرَمَنِي بِالْبَذْلِ، وَ أُكَافِيَ مَنْ قَطَعَنِي بِالصّلَةِ، وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذّكْرِ، وَ أَنْ أَشْكُرَ الْحَسَنَةَ، وَ أُغْضِيَ عَنِ السّيّئَةِ.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرإ توفيق ده تا با آن كس كه با من غش و دغلى كند به نصيحت و اخلاص مقابله كنم، و آن را كه از من دورى گزيند به نيكوئى پاداش دهم.و به آنكه مرا محروم سازد به بخشش عوض دهم، و آن را كه از من ببرد با پيوستن مكافات كنم، و با كسى كه از من غيبت كند، بوسيله ذكر خيرش مخالفت نمايم. و در برابر نيكى سپاسگزارى نمايم. و از بدى چشم بپوشم.

اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلّنِي بِحِلْيَةِ الصّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النّائِرَةِ، وَ ضَمّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ، وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ، وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السّيرَةِ، وَ سُكُونِ الرّيحِ، وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ، وَ السّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ، وَ إِيثَارِ التّفَضّلِ، وَ تَرْكِ التّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقّ، وَ الْقَوْلِ بِالْحَقّ وَ إِنْ عَزّ، وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ اسْتِكْثَارِ الشّرّ وَ إِنْ قَلّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي بِدَوَامِ الطّاعَةِ، وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ، وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ، وَ مُسْتَعْمِلِ الرّأْيِ الْمُخْتَرَعِ.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به زيور صالحين بياراى، در گستردن داد و فرو خوردن خشم، و خاموش كردن آتش فتنه و خصومت و جمع آورى پراكندگان و اصلاح ميان مردمان و فاش كردن نيكيهاى اهل ايمان و پوشاندن عيب ايشان و نرم خوئى و فروتنى و خوش رفتارى و سنگينى و وقار و حسن معاشرت و سبقت جستن به فضيلت و برگزيدن انعام و تفضل و فرو گذاشتن سرزنش و خرده‏گيرى و ترك احسان درباره نااهل و گفتن حق هر چند دشوار آيد و اندك شمردن خير در گفتار و كردارم گر چه بسيار باشد و بسيار ديدن شر در گفتار و كردار خويش گر چه اندك باشد مرا در همگى اين صفات به خلعت زيباى پرهيزگاران بپوش. و اين صفات را وسيله ادامه اطاعت و التزام جماعت و فروگذاشتن اهل بدعت، و بكار برنده رأى خودت در آور و كامل ساز.

بخشی از دعای

مکارم الاخلاق امام سجاد(ع)

هرکه با ما نیست ،علیه ماست!!

در فضای سیاسی امروز که اصلاح طلبان با انواع تهمت ها ، به کلی از میدان رقابت و مدیریت اجتماع، کنار زده شده اند و حتی ممکن است در آینده نزدیک، تندروی های مدیران جامعه تک صدایی موجود ، به جایی برسد که مانند " داستان قَــرمَطی کُشی گذشته ایران" باقی مانده اصلاح طلبان به هر بهانه ای ، ترور شخصیت بشوند و با این وصف که از میدان سیاست و مدیریت کنار زده شده اند ، جایگاه اجتماعی و شأن خانوادگی آنان نیز در سایه حاکمیت دولت مهروز عدالت گستر، به خاطر ثواب و خیرات ، هر روز مورد هجمه نیروهای غیبی قراربگیرند و از مسجد و دانشگاه منع شوند و امان زندگی از آنها گرفته شود. این رفتار با اصلاح طلبان بیان می کند که زمان ؛ زمان بهره برداری از وضعیت مورد قبول موجود، برای کنار زدن بخش دیگری از نیروهای انقلاب باشد حتی اگر آنان دوستان دیروز و منتقدین امروز باشند!

اگر هشدار های افراد دلسوز و اهل منطق در نظر گرفته نشود ؛ این بار نوبت کنار گذاشته شدت طیف دیگری از اصولگرایان ؛ یعنی علی لاریجانی ، علی مطهری وقالیباف است . انتشار نامه اعتراضی در نماز جمعه قم، علیه رئیس مجلس بعد هتک حرمت به مجلس و مرکز جایگاه قانون گذاری ایران ، ب مقدمه این اقدامات است.

زمانی بوش رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد ؛ " در جهان هرکه با ما نیست علیه ماست " و امروز طرفداران تندرو دولت همین نگرش را با منتقدین خود بیان می کند و نمی توانند حضور منتقدین را در عرصه اندیشه و قانونگذاری و مدیریت اجتماع تحمل کنند ، حتی اگر این افراد کسانی باشند که دیروز در دایره اصولگرایان بوده اند!!

باید منتظر ماند و دید که آیا طیف حامی دولت در چه موقعیت و مناسبت و بهانه ای ، پروژه کنار گذاشتن روحانیونی که تا دیروز حامی او بوده اند و امروز منتقد وی شده اند، کلید خواهد زد؟ آیا این توانایی را دارد ؟

برگزاری دعای توسل برای مهار آتش چاه نفت شهر

آیین پرفیض دعای توسل برای سلامتی و آرزوی موفقیت مهارگران فوران چاه شماره 24 نفت شهر برگزار شد. به گزارش خبرنگار شانا از نفت شهر، در این آیین معنوی جمع زیادی از کارکنان و خانواده های آنان به ویژه جوانان حضور داشتند و خالصانه یکدل و یکصدا دست دعا به درگاه الهی بردند.

در این آیین رحیم بروایه، رئیس اداره حراست شرکت ملی حفاری ایران با بیان خاطراتی از دوران هشت سال دفاع مقدس گفت: حال و هوای این روزها در موقعیت چاه 24 نفت شهر همانند شور و دلاورمردی های رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس است.

وی افزود: اکنون که حفارمردان شجاع در خط مقدم سنگرهای تلاش با رشادت و پایمردی به جنگ شعله های سوزان و سر به آسمان کشیده چاه نفت شهر 24 رفته اند، کارکنان غیور صنعت نفت نیز به همراه خانواده های خود و به منظور پشتیبانی معنوی از مهارگران دست دعا و نیایش به سوی خداوند بزرگ بلند کرده اند تا پولاد مردان با توکل به ذات اقدس الهی هرچه زودتر بر آتش سوزان فائق آیند .

چاه شماره 24 نفت شهر به هنگام حفاری در بامداد شنبه 8 خردادماه گذشته به علت نشت نفت و گاز دچار آتش سوزی شد. و تا به حال این آتش سوزی ، مهار نشده است و صدها نفر از نیروهای تخصصی عملیاتی و پشتیبانی صنعت نفت از شرکت های ملی حفاری ایران، حفاری شمال، نفت مناطق مرکزی، مناطق نفت خیز جنوب، سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت با سرگرم مهار کنترل و فوران این چاه هستند

شانا _ گروه عکس: عملیات مهار چاه 24 نفت شهر از سطح (TOP KILL) با تخصص، تجربه و‌ شجاعت کارکنان صنعت نفت و با استفاده از امکانات داخلی در حال انجام است. اجرای این عملیات در چند مرحله برنامه ریزی شده که بر این اساس با استفاده از توان داخلی و بدون اتکا به شرکت‌های خارجی و بسیار زودتر از استانداردهای جهانی آتش این چاه مهار خواهد شد.

سد خاکی ایجاد شده برای جمع‌آوری نفت ناشی از فوران چاه 24

دومین مرحله عملیات Well-Capping و مهار موقت آتش در روز پنجشنبه 10 تیر

حمله مستقیم به آتش و کنترل آن با نصب دستگاه استینگر

عملیات cooling با پاشیدن 18 هزار لیتر آب در دقیقه برای ایجاد فضای کار برای مهارگران

شیر BOP چاه 24 و حضور مهارگران در چندمتری حرارت کشنده آتش

تاجرای تلاش مهارگران برای اجرای عملیات cooling

مهارگران خستگی ناپذیر در چندمتری آتش و گازهای سمی چاه 24

پشتیبانی با آب از مهارگران خط مقدم مهار آتش

جسارت مهارگران در نزدیک شدن به آتش مهیب چاه 24

تزریق گل حفاری در چاه 24 نفت‌شهر

کنترل آتش با دستگاه استینگر

نَـفَـحات ، همان لحظه های ناب است .

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

اِنَّ لِــرَّبـــکُــم فِــی اَیـَّامِ دَهـــرِکُـــم نَـفَـحاتٌ ألا فَـتَـعــرِضــُوا لَها

« همانا برای پروردگار شما در دوران زندگی شما ، لحظه های بسیار سودمند و مغتنم روی می آورد، خودتان را در معرض آن لحظه های سودمند قرار دهید و استفاده شایان ببرید.»

در حدیث دیگر که حدیث قدسی است، خداوند به حضرت داود(ع) چنین وحی کرد:

إنَّ للهَ فِــی أَیـَّامِ دَهـرِکُـــم نَـفَـحاتٌ ألا فَـتَـرصَـدُوا لَــها

« همانا برای خداوند در دوران زندگی شما لحظه های سودمندی است، بدانید و مترصد این لحظه ها باشید و آنها راهوشیارانه و با جدیت به دست آورید.»