یاد وخاطره شهدای انقلاب اسلامی گرامی باد

در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی

یاد وخاطره شهدا گرامی باد

 ....اينك‌ كه‌ به‌ توفيق‌ و تأييد خداوند، جمهوري‌ اسلامي‌ با دست‌ تواناي‌ ملت‌ متعهد پايه‌ريزي‌ شده‌، و آنچه‌ در اين‌ حكومت‌ اسلامي‌ مطرح‌ است‌ اسلام‌ و احكام‌ مترقي‌ آن‌ است‌، بر ملت‌ عظيم‌الشأن‌ ايران‌ است‌ كه‌ در تحقق‌ محتواي‌ آن‌ به‌ جميع‌ ابعاد و حفظ‌ و حراست‌ آن‌ بكوشند كه‌ حفظ‌ اسلام‌ در رأس‌ تمام‌ واجبات‌ است‌، كه‌ انبياي‌ عظام‌ از آدم‌ ـ عليه‌ السلام‌ ـ تا خاتم‌النبيين‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ در راه‌ آن‌ كوشش‌ و فداكاري‌ جانفرسا نموده‌اند و هيچ‌ مانعي‌ آنان‌ را از اين‌ فريضة‌ بزرگ‌ بازنداشته‌؛ و همچنين‌ پس‌ از آنان‌ اصحاب‌ متعهد و ائمة‌ اسلام‌ ـ عليهم‌ صلوات‌ الله ـ با كوششهاي‌ توانفرسا تا حد نثار خون‌ خود در حفظ‌ آن‌ كوشيده‌اند. و امروز بر ملت‌ ايران‌، خصوصاً، و بر جميع‌ مسلمانان‌، عموماً، واجب‌ است‌ اين‌ امانت‌ الهي‌ را كه‌ در ايران‌ به‌ طور رسمي‌ اعلام‌ شده‌ و در مدتي‌ كوتاه‌ نتايج‌ عظيمي‌ به‌ بار آورده‌، با تمام‌ توان‌ حفظ‌ نموده‌ و در راه‌ ايجاد مقتضيات‌ بقاي‌  آن‌ و رفع‌ موانع‌ و مشكلات‌ آن‌ كوشش‌ نمايند. و اميد است‌ كه‌ پرتو نور آن‌ بر تمام‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ تابيدن‌ گرفته‌ و تمام‌ دولتها و ملتها با يكديگر تفاهم‌ در اين‌ امر حياتي‌ نمايند، و دست‌ ابرقدرتهاي‌ عالمخوار و جنايتكاران‌ تاريخ‌ را تا ابد از سر مظلومان‌ و ستمديدگان‌ جهان‌ كوتاه‌ نمايند.

وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره)

گفتگوی مهر با دکترمحمد مطهری

بدون تبعيت از رهبر انقلاب نمي‌توان انقلاب را از گردنه‌ها عبور داد؛ ذهن مقايسه گر جوان به اقناع نياز دارد؛ توصيه به سران معترضين؛ تجليل مطلق از خود و انتقاد مطلق از ديگران درست نيست؛ اگر ضد انقلاب قدرت بگيرد کروبي و شريعتمداري را از يک دار مي‌آويزد؛ رفتار بولدوزري افراطيون مشتري جمع کن بي بي سي است؛ نقد صداو سيما؛ اخلاق دفاع از نظام را تبيين نکرده ايم؛ اگر هتاکان کنترل شوند بسياري خواص به سخن مي‌آيند؛ 22 بهمن متعلق به افراطي‌ها نيست مال مردم است و... خبرگزاري مهر، درآستانه دهه مبارک فجر با حجت الاسلام و المسلمين دکتر محمد مطهري فرزند استاد شهيد مطهري به گفت‌وگو نشست تا نظر وي را در گفت‌وگويي صريح پيرامون مسائل روز جويا شود. اين فرزند شهيد مرتضي مطهري همچون پدرش به يادگيري علوم ديني پرداخت. محمد هنگام شهادت پدر سيزده ساله بود. پس از ديپلم در سال 1363 درس‌هاي حوزوي را به طور جدي آغاز کرد و در سال 1373 به کسوت روحانيت در آمد. او علاوه بر تحصيلات حوزوي، داراي مدرک مهندسي برق از دانشگاه شريف، کارشناسي ارشد فلسفه از دانشکده ادبيات دانشگاه تهران و دکتراي فلسفه دين از دانشگاه تورنتوي کانادا است. مطهري هم اکنون عضو هيئت علمي موسسه "آموزشي وپژوهشي امام خميني (ره)" در قم است. حاصل گفت‌وگوي تفصيلي خبرنگار سياسي مهر با فرزند علامه شهيد استاد مرتضي مطهري در پي مي‌آيد: از نگاه شما و پس از سپري شدن 3 دهه از انقلاب اسلامي، در معرفي انقلاب و اساسا نظام اسلامي به نسل جوان چه نکاتي بايد مد نظر قرار گيرد؟ به نظر من عظمت اين انقلاب و اينکه ملت ما تحت رهبري امام چه کار بزرگي انجام داد نه تنها براي نسل جوان بلکه حتي براي نسلي که خودش انقلاب کرد چنانکه بايد شناخته نشده است. نبايد فراموش کرد که امروز بيش از هر زمان انقلاب تحت بمباران تبليغاتي است. بنابراين بايد در جوان امروز اعتماد لازم را نسبت به تحليلهاي درست از دستاوردهاي انقلاب ايجاد کرد. اين اعتماد ايجاد شدني و يا حفظ شدني نيست مگر اينکه در کنار تاکيد بر دستاوردهاي کم نظير و گاهي بي نظير، به کاستي‌ها هم اشاره شود. سياه نمايي يأس آفرين است و سفيد نمايي اعتمادسوز. تنها راه مؤثر واقع نمايي است. اين يکي از نکاتي است که بايد مورد توجه قرار گيرد. * از نگاه شما، براي استحکام بخشيدن به پيوند ميان مردم و نظام اسلامي چه بايد کرد؟ ببينيد، نظام ما مردم سالاري ديني است. اين باعث مي‌شود مردم به ويژه نسل جوان هميشه دو نوع مقايسه را خود به خود انجام دهند که اولي از نوع معيار است و دومي از نوع چالش. اول اينکه هر کس عملکرد نظام را با معلوماتي که از اسلام دارد ـ ولو صرفا در حد داستان راستان ـ مقايسه مي‌کند. نبايد بگذاريم از اين جهت ابهامي ايجاد شود. اگر عيبي هست بگوييم که چرا موفق به رفع آن نشده ايم و چه برنامه‌اي براي آن داريم. مقايسه دومي که جوان امروز دائما انجام مي‌دهد با غرب است. حتي اگر کسي فقط اخبار صدا وسيما را ببيند اطلاعاتي درباره غرب به دست مي‌آورد. بسياري مسائل در غرب هست مانند بي بند وباري و... که ذهن سليم، قانع است که چرا در جامعه اسلامي مجاز نيست. اما در غرب مثلا متخلفان بزرگ مالي يا غير مالي، دولتي يا غير دولتي هميشه از رسوا شدن در رسانه ترس دارند در حالي که در کشور ما چنين نيست و گاهي حتي پست جديد هم به يک متخلف مي‌دهيم. در اينجا دو راه بيشتر نداريم: يا بايد مردم را قانع کنيم که به فلان دليل عقلي يا ديني، اين روش در غرب غلط است و لذا در کشور ما اجرا نمي‌شود و يا بايد بگوييم اين روش درستي است ولي موانع اجراي آن اين است و در صدد رفعش باشيم. ذهنها از جهت اين دو مقايسه هميشه بايد قانع باشند تا پيوند ميان نظام و مردم حفظ شود.

البته برخي ممکن است بگويند هيچگاه نبايد از هيچ امر مربوط به بيگانگان به ويژه غربيها حتي نحوه رانندگي آنها تعريف کرد. اين همان روش کنوني صدا و سيماست که باعث مي‌شود جوان امروزي به نقدهاي درست صدا و سيما نسبت به غرب هم تمايلي نشان ندهد. چنانکه چند شب پيش ديديم امام (ره) که نماد ايستادگي در برابر غرب است در سخنراني خود از رفتار کانديداي رياست جمهوري آمريکا در ترجيح منافع ملي بر منافع خود تمجيد کردند. اثبات بي پايگي مباني فکري غرب يک مطلب است و انصاف در بيان نکات منفي و مثبت غرب و انسان غربي مطلبي ديگر. اميرالمومنين (ع) ابايي نداشتند که از ايستادگي و همت برخي سربازان معاويه تمجيد کنند و حتي آن را به رخ برخي ياران خود بکشند. همچنين قرآن در کنار آنهمه انتقادهاي بسيار شديد از مسيحيت تحريف شده و مسيحيان، از امانتداري برخي مسيحيان تجليل مي‌کند. اين امر که از خودمان و نظام صرفا بايد تجليل و از مخالف فقط بايد انتقاد کرد معلوم نيست از کجا آمده است. *اجازه دهيد در مورد مسائل اخير هم صحبت کنيم. شما در مردادماه مقاله‌اي نوشتيد در مورد مسأله کهريزک که انعکاس وسيعي ه پيدا کرد. انگيزه شما از نوشتن آن مقاله و بازتاب هايش چه بود؟ چرا بعد از آن مدت زيادي سکوت کرديد؟ - جنگ نرم جنگ تسخير اذهان است و هيچ چيزي مانند ظلم، مردم را از نظام و انقلاب و امام و رهبري و روحانيت دور نمي‌کند و به تعبيري تعداد قربانيان جنگ نرم با نحوه اجراي عدالت به ويژه در امور سياسي رابطه مستقيم دارد. به عنوان يک روحاني و نيز فرزند يکي از شهدا وظيفه خود دانستم که نسبت به برخي بدرفتاريها که نهايتا به نام اسلام تمام مي‌شود روشنگري کنم. وقتي اين نقد از طرف نيروهاي درون انقلاب صورت گيرد گرچه ممکن است برخي برادران و خواهران را ناراحت کند اما بسياري از افرادي را که به خاطر اين کارها در اساس نظام شک مي‌کنند به دامان انقلاب برمي گرداند. البته وقتي ديدم از اين اعتراض غيرجناحي سوء استفاده جناحي صورت گرفت شخصا تصميم گرفتم به نقدهايم ادامه ندهم. چنانکه از مقاله من پيدا بود اعتراض من ربطي به بلواي انتخاباتي نداشت. (من اساسا حرف زدن براي خوش آمدن يک جناح را نوعي شرک مي‌دانم). در سال گذشته هم به اينکه پرونده مرگ يک خانم پزشک در همدان - که يک پرونده کاملا غيرسياسي بود - به ناکجا آباد انجاميد دوبار صريحا اعتراض کرده بودم. * بهترين شيوه طرفداري از نظام در جهت استحکام روز افزون آن، از نظ شما چه ويژگي‌هايي دارد؟ آنچه بايد بدان توجه کرد اين است که طرفداري از نظام دو گونه است: روش تعريف و تمجيد صرف، که نوعا نان و آب دار هم هست. در اين زمينه به قول طلاب «من به الکفايه» وجود دارد و من نه اين روش را بلدم و نه به آن تمايلي دارم. روش دوم، طرفداري عملي يا پاسداري از نظام با هشدار نسبت به اموري است که مردم را از نظام دور مي‌کند و من قصدم انجام چنين کاري بود. (چندين مقاله نوعا انتقادي از رفتار مسئولان را هم که سال گذشته در سايت تابناک منتشر کردم بر اساس همين احساس وظيفه بود و خوشبختانه مورد سوء استفاده جناحي واقع نشد). البته ترديدي نيست که ظلم به نظام که ظلم به دهها ميليون نفري است که براي آن از جان مايه گذاشته‌اند از ظلم به افراد بزرگتر است. ولي اين را هم بايد توجه داشت که ظلم به نظام نتيجه اش لزوما قرباني شدن مردم در جنگ نرم نيست چون نظام، دستگاههاي تبليغي و امکانات فراوان براي دفاع از خود و تبيين مسائل در اختيار دارد، اما ظلم به مردم اگر با آن برخورد قانع کننده صورت نگيرد نتيجه اش هزاران و گاهي ميليونها قرباني در جنگ نرم و جنگ تسخير اذهان است. * پس در آن زمان به دنبال بيان موضع شخصي درباره انتخابات نبوديد. اما اکنون اگر بخواهيد سران معترضان را خطاب قرار دهيد چه توصيه‌اي به آنها مي‌کنيد؟ من اساسا سياسي نيستم ولي با توجه به شرايط کشورچند جمله عرض مي‌کنم زيرا به نظر من سي و يکمين سال انقلاب از جهاتي غمبارترين سال براي همه دوستداران انقلاب است. هرگز چنين اتحادي – گر چه ناپايدار - ميان ضد انقلاب، از کوموله و منافق گرفته تا سلطنت طلب و توده‌اي بر عليه انقلاب اسلامي نبوده و تا کنون چنين به وجد نيامده بودند. خداي ناکرده اگر ضد انقلاب به قدرت برسد ميان آقايان کروبي و شريعتمداري تفاوتي قائل نيست و هر دو را از يک دار خواهد آويخت.
اگر سران معترضين انتخاباتي بگويند بحث حق شخصي مطرح نيست که بگذريم، مساله حق مردم است و به قول خودشان «بر سر پيماني که با مردم بسته ايم ايستاده ايم» در جواب بايد گفت: براي اين مردم، سرمايه‌اي بالاتر از اين انقلاب نيست. اين چه نوع پيمان و ميثاق با مردم است که داريد بزرگترين سرمايه شان را از آنان مي‌گيريد؟!
بگذاريد با ادبيات خود سران معترضان صحبت کنم. هر وقت از آنان خواسته مي‌شود مواضع خود را تصحيح کنند مي‌گويند در اينجا بحث حق شخصي مطرح نيست که بگذريم، مساله حق مردم است و به قول خودشان «بر سر پيماني که با مردم بسته ايم ايستاده ايم». در جواب بايد گفت: براي اين مردم، سرمايه‌اي بالاتر از اين انقلاب نيست. اين چه نوع پيمان و ميثاق با مردم است که عملا داريد بزرگترين سرمايه شان را از آنان مي‌گيريد؟! من گمان نمي‌کنم که سران معترضان در اينکه انقلاب و نظام از رفتار و گفتار آنان آسيب جدي ديده ترديد داشته باشند، اما نکته قابل تأمل در اينجا اين است که يکي از عواملي که نمي‌گذارد اين افراد عملکرد خود را تصحيح کنند برخوردهاي بولدوزري و غلط به ويژه در اوايل ماجرا توسط افراطيون با آنان بوده و کم کم آنها را به اين نقطه رسانده است. *منظورتان از برخوردهاي بولدوزري چيست؟ گاهي ديده ايم اگر کسي انتقادي از نظام کند و يا مشکلي با نظام پيدا کند متاسفانه برخلاف فرمان هشت ماده‌اي امام و نيز تأکيد رهبر انقلاب بر جذب حداکثري، بناي اوليه بر کمک به او در تبيين حرفش يا تصحيح اشتباهش و نهايتا جذب او نيست، بلکه يک دفعه از همه جهات مربوط و نامربوط مورد حمله قرار مي‌گيرد. گاهي انتقادش تحريف مي‌شود، مسائل راست يا دروغ خانوادگي اش رسانه‌اي مي‌شود، قواي عقلاني اش زير سوال مي‌رود، پرونده‌هاي راست و دروغ او از پيش از انعقاد نطفه تا امروز افشا مي‌شود و همسويي و بلکه ارتباطش با اسرائيل اثبات مي‌شود. اين نوع برخورد يک خدمت مجاني براي مشتري جمع کردن براي امثال بي بي سي است. مثال ديگر براي برخوردهاي بولدوزري اين است که حرفهاي کفرآميز و مشمئزکننده اخير درباره قرآن و امام زمان (عج) را به همه اصلاح طلبان نسبت داده بگوييم هر که اصلاح طلب است کارش در نهايت به اينجا مي‌کشد. اين روش گذشته از غير اخلاقي و غير اسلامي بودنش چند ايراد مهم دارد: اول آنکه ديگر حتي آن بخش از انتقاد که به آن فرد واقعا وارد است هم در مخاطب مردد تأثيري نمي‌کند. دوم آنکه اين تلقي پيدا مي‌شود که عجب، اگر اين آقاي مخالف يا منتقد اينهمه پرونده دارد چطور ايشان تا با نظام بود هيچ مشکلي نداشت و اکنون اينهمه پرونده ريز و درشتش رو شد. پس «با نظام باش هرچه خواهي کن»! پس نکند همه شان پرونده دارند! سوم اينکه طرف را به عناد مي‌کشاند تا آنجا که حاضر مي‌شود از روي لجاجت کاري کند که بر اساس چند ادعاي نامعلوم و ناحق، نام جمهوري اسلامي – که خودش هم براي تحقق آن رنج ديده – تا دهها سال در نزد صدها ميليون انسان در جهان تداعي کننده تجاوز جنسي به مخالفان سياسي باشد. البته تأکيد مي‌کنم که منظور از اين تحليل اين نيست که چون با کسي تند برخورد کرده و او را به سر لج آورده‌اند پس کارهايي که او در مقابل انجام داده توجيه بردار و يا جبران پذير است و يا از نظر قانوني نبايد تعقيب شود. مثال ديگر براي برخوردهاي بولدوزري اين است که حرفهاي کفرآميز و مشمئزکننده اخير درباره قرآن و امام زمان (عج) را به همه اصلاح طلبان نسبت داده بگوييم هر که اصلاح طلب است کارش در نهايت به اينجا مي‌کشد. اين خارج از انصاف است. البته اينکه اصلاح طلبان از نظر من چه ايرادات فکري و غير فکري اساسي دارند بحث ديگري است. بحث در برخورد منصفانه است. نمي‌شود نام اصلاح طلباني که شرکت در مناظره را نپذيرفته‌اند اعلام شود اما دليل عدم شرکت آنها اعلام نشده و به نحوي با آبرويشان بازي شود. اين در حالي است که متجاوزان به عنف و مفسدان کلان اقتصادي خيالشان جمع است که آبرويشان در رسانه ملي محفوظ است. به هر حال هر گاه نگاه افراد و دستگاههاي مرتبط به حاکميت نگاهي منصفانه نباشد بر قربانيان جنگ نرم افزوده مي‌شود. * در مورد جمله اخير ؛ يعني قربانيان جنگ نرم لطفا توضيح بيشتري بدهيد؟ بهتر است با مثال ديگري توضيح دهم. اسلامي که امام و علامه طباطبايي و شهيد مطهري و ديگر بزرگان در ترويج آن کوشيدند شاه بيتش اين بود که اين دين به خوبي توانايي اداره جامعه را دارد. چه مي‌شود که در سال 76 يعني هجده سال پس از پيروزي انقلاب، اکثر مردم و مخصوصا نخبگان نه يکبار، بلکه دو بار به کسي رأي مي‌دهند که بيت الغزل کلامش «جامعه مدني» يعني يک مفهوم غربي است. البته گوينده را متهم نمي‌کنم که به دنبال برقراري نظام سکولار بوده است سخن در اين است که چرا در آن زمان يک واژه غربي اينقدر طرفدار به خود جلب مي‌کند؟ آيا اين نخبگان، قرآن و روايات در مورد حقوق بشر را از يکطرف و آراي غربيان را از طرف ديگر مطالعه کرده و به اين نتيجه رسيده بودند که حق با غربيهاست؟! تکيه جامعه مدني روي حقوق مردم است. آيا مکتبي بيش از اسلام به طور مستدل و معقول و متناسب، بر حقوق مردم تکيه کرده است؟ اگر در جوامع غربي حق انتقاد مردم از حکومت را به رسميت مي‌شناسند، اميرالمؤمنين در خطبه 34 بالاترش را مي‌گويد يعني انتقاد از خودش را که معصوم است جزو «حق خود بر مردم» مي‌داند. يعني اگر مرا نصيحت - که اعم از انتقاد است - نکنيد صرفا اين نيست که از اين حق استفاده نکرده ايد بلکه به من جفا کرده ايد. جالب اينکه حضرت قيد مي‌آورد که اين نصيحت بايد هم در خفا و هم در پيش روي مردم انجام گيرد: (أمّا حقّي عليکم فالوفاء بالبيعة و النصيحة في المشهد و المغيب). بسياري از کساني که به آقاي خاتمي رأي دادند سرخوردگان از ادبيات برخي مدافعان نظام بودند که از آنها جز «نظام، نظام و نظام» چيزي نشنيده بودند. در لزوم حمايت تمام قامت از نظام ترديدي نيست اما با اين نحو دفاع يکطرفه بسياري فکر کردند حال که در اسلام حقوق مردم بسيار فرعي است پس برويم از دستاوردهاي غرب بهره ببريم! اين ادبيات باعث شد نگاه درستي به اهتمام جدي اسلام نسبت به حقوق مردم پيدا نشود و در واقع به همين سادگي اذهان بسياري از جوانان ما تسخير شد، البته واضح است که رأي آوردن يک نفر، تک علتي نيست. اگر دوست نداريم مفاهيم غربي در ذهن‌ها حاکم شود بايد برخوردهاي تفکيکي وغربالي را جايگزين برخوردهاي بولدوزري کنيم. آنچه من مي‌گويم ربطي به تساهل و تسامح غربي ندارد. در جاي خود بايد با قاطعيت رفتار شود اما در نظام اسلامي هيچکس نبايد ظلم ببيند. اينکه فکر کنيم صرفا با تبيين تئوريک اينکه « فرهنگ غرب، انسان محور است و فرهنگ اسلامي خدامحور» ديگر غرب از تسخير ذهن جوانان بازمي ماند اشتباه است. جوان اول بايد حساسيت و التزام عملي گوينده سخن و نيز رسانه منتسب به نظام به انصاف وعدالت درباره همه حتي نسبت به دشمنان را – که يک دستور قرآني است – بعينه ببيند. آن وقت است که اين تبيين‌ها تأثير خود را مي‌گذارد. امروزه چرا اگر کسي به هر دليل سياسي دستگير شود ديدار با خانواده اش ذنب لايغفر و يا لااقل امري جنجال آفرين است؟ آيا به صرف دستگير شدن پدر، بقيه خانواده بايد طرد شوند و کسي به ملاقات آنها نرود؟ آيا اين يک روال اسلامي است؟ البته گاهي افرادي اين عمل اسلامي را با اغراض سياسي انجام مي‌دهند اما اگر از همه جناحها به ديدار اين خانواده‌ها بروند لااقل اميد اين مي‌رود که فرزندان آن زنداني با انقلاب مشکل کمتري پيدا کنند. * از سران معترضان و امثال آنان که بگذريم، به نظر شما چرا برخي خواص که بايد موضع روشن تري در دفاع از نظام و رهبري انقلاب داشته باشند امروز سکوت مي‌کنند؟ يک دليل مهم آن به عقيده من فراهم نبودن زمينه است. تبيين مسائل براي کساني که صد در صد دلبسته نظام و رهبر بزرگوار انقلاب هستند نياز چنداني به خواص ندارد. نياز به تبيين خواص عمدتا در مورد کساني ضرورت مي‌يابد که به هر دليل شبهاتي دارند. اما سؤال اين است که چه نوع خواص يا نخبگاني مي‌توانند بر اين قشر از جامعه تأثيرگذار باشند؟ به نظر من اين وظيفه تنها از عهده کساني برمي آيد که عدالت در کلامشان موج بزند و ضمن دفاع از نظام، انتقادات و نظرات خود را هم بتوانند مطرح کنند (همان چيزي که رهبري اشاره کردند.). متأسفانه برخي بخشهاي خبري صدا و سيما و نيز برخي مطبوعات چنين تحملي ندارند. به محض اينکه اين خواص به سخن درآيند آماج حمله قرار مي‌گيرند که چرا جمله بيست و هفتم شما شبيه جمله دوازدهم راديو اسرائيل بود و بنابراين بي بصيرت و احيانا پياده نظام دشمن هستيد. به نظر من دفاع کسي از نظام و رهبر انقلاب در قشر مردد منشأ اثر است که بتواند در کنار حمايت مثلا انتقاد کند که چرا با متهم اصلي کهريزک برخوردي صورت نمي‌گيرد؟ چرا از رسيدگي به حادثه‌اي که دل رهبري را خون کرد (حمله به کوي دانشگاه) خبري نشد؟..اگر خواص در کنار حمايت از نظام نتوانند انتقاد کنند اساسا حمايتشان تأثيري ندارد و چون اين نقدها فورا با تخريب مواجه مي‌شود ترجيح مي‌دهند وارد ميدان نشوند. به نظر من دفاع کسي از نظام و رهبر انقلاب در قشر مردد منشأ اثر است که بتواند در کنار حمايت مثلا انتقاد کند که چرا با متهم اصلي کهريزک برخوردي صورت نمي‌گيرد؟ چرا از رسيدگي به حادثه‌اي که دل رهبري را خون کرد (حمله به کوي دانشگاه) خبري نشد؟ چرا برخي دستگيريها در ساعت 2 نيمه شب صورت مي‌گيرد؟ مگر متهم مسلح بوده يا عمليات فتح المبين است که از اصل غافلگيري و کلافه کردن طرف مقابل بهره گرفته مي‌شود؟ آن برادر ناشناخته‌اي که براي اينکه طرف را بشکند و کار بازجويي و اعتراف را آسان کند چنين تصميمي مي‌گيرد و به گمان خودش توطئه دشمن را خنثي مي‌کند در واقع سربازاني براي جنگ نرم به دشمن هديه مي‌کند زيرا دختر ده ساله‌اي که ببيند پدرش را که مي‌توانستند با يک تلفن احضار کنند يا لااقل صبح که او مدرسه است ببرند نيمه شب مي‌برند کدورتش نسبت به نظام به اين سادگي برطرف نمي‌شود و از طرف ديگر پخش خبر ساعت دستگيري هم خودش موجب تشويش اذهان بر عليه نظام و اضافه کردن بر قربانيان جنگ نرم است. به بيان ديگر آن برادر ناشناخته خودش دارد ترويج سکولاريسم مي‌کند و نمي‌داند. اگر خواص در کنار حمايت از نظام نتوانند انتقاد کنند اساسا حمايتشان تأثيري ندارد و چون اين نقدها فورا با تخريب مواجه مي‌شود ترجيح مي‌دهند وارد ميدان نشوند. من به صراحت مي‌گويم که بدون تبعيت از رهبر انقلاب نمي‌توان انقلاب را از گردنه‌ها عبور داد. اما شما ببينيد افراطيون به خاطر همين چند انتقاد با همين مصاحبه چگونه برخورد مي‌کنند. آن وقت خواهيد فهميد خواص چرا ساکتند. (البته به نظر بنده تعريف خواص بايد دقيق تر مطرح شود و من خود را جزو خواص نمي‌دانم). اگر هتاکان کنترل شوند خواص به سخن مي‌آيند. نقش رهبري در جلوگيري از افراطيون دو طرف کليدي بوده و هست. يکي جريان ضد انقلاب که کمر به نابودي انقلاب بسته و ديگر جرياني که براي جان مردم به‌اندازه جان پشه هم بهايي قائل نيست و فقط نظام نظام مي‌کند و شايد کشته شدن سه نفر به جاي صد نفر در کهريزک را مظهري از رأفت نظام مي‌داند! باز همين که اين افراد افراطي، خود رهبر معظم انقلاب را در خط رهبري مي‌دانند بايد خدا را شاکر بود!! * آيا عدم ايفاي نقش صريح از سوي برخي خواص، ناشي از عدم بصيرت آنها نيست؟ اين بستگي دارد به اينکه کدام خواص مورد نظر باشند. عدم مشارکت خواص تک علتي نيست. گاهي مسئله نداشتن بصيرت است ولي در بيشتر موارد مانع اصلي عکس العمل هتاکان است. اين را هم بايد اضافه کنم که گاهي اگر بصيرت نيست نبايد هميشه همه علت را در درون خواص جستجو کرد. بصيرت هميشه توصيه کردني نيست بلکه گاهي پديدآوردني است زيرا بعضا اين عملکردهاست که تشخيصها را عوض مي‌کند. (مرحوم دکتر آيتي در کتاب «بررسي تاريخ عاشورا» درباره اينکه چطور تشخيص يک انسان عوض مي‌شود بحث خوبي دارد.) * تکليف افراطيون ضد انقلاب و مخالف روشن است. اما بر اساس دسته بندي شما، چرا برخي با شعار دفاع از انقلاب و ولايت، دست به اعمال افراطي مي‌زنند؟ البته بسياري با حسن نيت چنين مي‌کنند. اما يک دليل اين است که ما "اخلاق دفاع از نظام" را تبيين نکرده ايم. برخي افراد مخلص و آماده جان دادن براي نظام، بعضا نمي‌دانند کجا جاي قاطعيت و کجا جاي محبت است. فکر مي‌کنند هميشه هر چه شديدتر برخورد کنند به صواب نزديکتر و مؤثرتر است. مثلا اگر عمامه کسي را پرت کرده و يا يقه پيراهنش را پاره کنند او را خنثي کرده‌اند در حالي که اين کار بهترين و موثرترين راه ترويج افکار اوست و تعداد مخاطبانش را دهها و شايد صدها برابر مي‌کند و چون مظلوميت هم به همراه دارد تأثير گذار تر هم مي‌شود، درست خلاف مقصودي که در کار بوده است. البته قاطعيت قانوني در جاي خود لازم است. در آستانه 22 بهمن قرار داريم. براي اتحاد بيشتر ميان مردم و برگزاري باشکوهتر راهپيمايي چه پيشنهادي داريد؟ اين روز متعلق به همه است و نبايد در خدمت مطامع افراط گرايان از هر دو طرف قرار گيرد. به نظر مي‌رسد لازم باشد همه دوستداران انقلاب ـ ولو بعضا به اموري معترض باشند ـ رويه واحدي داشته باشند. اميدوارم چنين نباشد ولي به هر حال ممکن است دشمنان خوابهايي براي اين روز ديده باشند. مسئله اين است که اين اکثريت عظيم در مقابل سناريوهاي مختلف بايد چه کنند؟ عکس العملي نشان ندهند؟ شعار را با شعار جواب دهند؟ کار را به نيروي انتظامي محول کرده محل را ترک کنند؟ با موج جمعيت آنان را برانند؟ با صميمانه ترين برخورد ممکن سعي در جذبشان کنند؟ به نظر من بايد در همين فرصت باقيمانده به خيل عظيم مردم لااقل در تهران آموزش داده شود که چگونه رفتار کنند. اگر به سلايق واگذار شود و يکي با تندي و ديگري با برخورد فيزيکي و... وارد شوند ناخواسته به اهداف دشمنان کمک مي‌شود. به نظر مي‌رسد توصيه اخير فرمانده سپاه تهران مبني بر اينکه راهپيمايان نسبت به يکديگر تحمل از خود نشان دهند، توصيه‌اي مدبرانه در همين راستاست. روشن است که منتقد منطقي هرگز شعار ساختارشکن نمي‌دهد. گر چه مراد معلوم است اما من با تعبير «ساختارشکن» موافق نيستم زيرا نوعي بزرگ کردن دشمن است. البته دشمن قصدش ساختارشکني است اما «ساختار» انقلاب و نظامي که در دل ميليون‌ها عاشق جان برکف، ريشه دارد با شعارهاي يک عده خاص و معلوم الحال «شکسته» نمي‌شود. دشمن وقتي مثلا خمپاره رها مي‌کند يکي از اهدافش شکستن روحيه است اما نبايد خمپاره اش را «روحيه شکن» ناميد. آن شعارها شعار ضد نظام و ضد ساختار است نه ساختارشکن. تعبير ساختارشکن، نوعي بزرگ نشان دادن تلاش مذبوحانه دشمنان اساس انقلاب و نظام را در خود دارد. يکي از عواملي که بسياري از افراد مخصوصا در اين روزها از مصاحبه پرهيز دارند اين است که متأسفانه اکثر رسانه‌ها فقط بخشي را که مطابق اهداف جناحي شان است نقل مي‌کنند و طبيعي است يک فرد غيرجناحي دوست ندارد که به نفع يک جناح مصادره شود. انصاف در نقلها فضا را آرام مي‌کند. اميدوارم اگر رسانه‌هايي قصد پرداختن به اين مصاحبه را دارند به خلاصه‌اي از همه نکات اصلي – که ان شاء الله برادران خبرگزاري مهر زحمت تهيه آن را مي‌کشند - فارغ از گرايشهاي سياسي خود اشاره کنند.

آرمان های انقلاب اسلامی، ماندگار است.

سال 57 برای من و امثال من، که در آن سال های نوچوانی؛ کم و بیش نظاره گر ایثار و فداکاری مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) بودیم ، خاطره انگیزترین دوران زندگی است " اگرچه خاطرات در اوج عرفان و ایمان جوانان؛ در دفاع مقدس خود حکایت دیگری است" اما اوایل انقلاب که مردم یکصدا و متحد بودند ، شروع حرکتی هماهنگ ، برای رسیدن به اوج معنویت بود.

اعتقاد به قران و اسلام ، برای دست یابی به آزادی وآزادگی وبرپایی عدالت اجتماعی واز بین بردن فقر واختلاف طبقاتی در سایه معنویت وایمان ، اوج آرمان های مبارزان انقلاب است ، وهیچ گاه ودر هیچ زمانی وتحت هیچ شرایطی عهد ما با شهدای انقلاب ؛ گسسته نخواهد شد .

اسلام ، قرآن ، وآرمان های امام (ره) ، شهدا و رهبری و ولایت ، حلقه مشترک و متحد همه دوست داران انقلاب است . فرزندان امروز جامعه شدیداً ، نیازمند تبیین اهداف جهانی انقلاب هستند. افسوس ! و در سایه اختلافات سیاسی و به آتش جهالت متولیان بلامنازع مدیریت اجتماعی ، و به خواست دشمنان ،غبار غربت بر اندام این شجره طیبه بنشید.

باید تلاش کرد و نگذاشت اهداف امام و شهدای انقلاب به دست نادانان و نامحرمان ، وارونه جلوه گر شود و بد به فرزندان تشنه آگاهی و واقعیت ، ایران عرضه شود .


 

اولین فتوای سیاسی آیت‌الله جوادی آملی

اولین فتوای سیاسی آیت‌الله جوادی آملی
آیت‌الله جوادی آملی: اغتشاش و اخلال در مراسم‌ 22 بهمن حرام عینی و حفظ نظام اسلامی از واجبات عینی است. مبادا خدای ناکرده آنها که اهل اعتراض هستند این آلودگی‌ها و ننگ «نه غزه، نه لبنان» و «جمهوری ایرانی» را به خودشان راه دهند.
آیت‌الله جوادی آملی اولین فتوای سیاسی خود را که «حرمت اخلال در مراسم 22 بهمن» بر مبنای «وجوب عینی حفظ نظام اسلامی» است، در دیدار با جمعی از اساتید بسیجی سراسر کشور بیان داشتند.

به گزارش «فردا»، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی از آیات عظام و مراجع تقلید در دیدار 300 تن از اساتید بسیجی دانشگاههای کشور که روز گذشته، برگزار شد، با اشاره به دهه مبارکه فجر و راهپیمایی 22 بهمن از تمامی مردم خواست تا در این راهپیمایی حضور پرشور داشته باشند.

ایشان در فراز مهمی از سخنان خود اغتشاش و اخلال در این مراسم‌ را حرام عینی دانستند و تاکید کردند: «این نظام، نه به آسانی به دست آمده و نه به آسانی برمی‌گردد. اگر معاذالله کوچکترین آسیبی ببیند تمام لعنت‌های گذشته دامنگیر ما می‌شود. این امانت الهی است. بر همه ما واجب عینی است که این نظام را حفظ کنیم. کاری که باعث تضعیف این نظام است، باعث تفرقه است، باعث نفاق‌افکنی می‌شود، باعث طمع بیگانه است، این کار حرام عینی است.»

مفسر بزرگ قرآن کریم با تاکید بر این‌که نعمت رهبری عادل و شجاع یکی از نعمت‌های بزرگ انقلاب اسلامی است، افزودند: «این چنین نیست که اگر کسی دارای رهبر خوب بود بگوید کشور حفظ می‌شود. رهبر اگر علی‌ابن ابی‌طالب «علیه السلام» هم باشد مادامی که مردم عاقل نباشند کشور به مشکل برمی‌خورد. داشتن رهبر خوب نیمی از قضیه است. پس مبادا بگوییم ما یک رهبر خوب داریم و همین کفایت می‌کند.»

آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر اینکه حضور پرشور مردم در راهپیمایی 22 بهمن بیعت مجدد با رهبر انقلاب است، خاطرنشان کرد:‌ حفظ نظام اسلامی از واجبات عینی است.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود که در پایگاه اطلاع‌رسانه موسسه اسراء انتشار یافته به تأکید مراجع و علما در خصوص هوشیاری مردم نسبت به اغتشاشات و فتنه‌هایی که در جامعه رخ داده است اشاره کردند و راه برون رفت از این فتنه‌ها را تبعیت از محور نورانی ولایت و رهبری جامعه دانستند.

نباید هر حرفی را بزنیم و به هر کسی اهانت کنیم و هر چیزی که مطابق با ما نیست فتوا به بطلانش بدهیم. مبادا خدایی ناکرده آنها که اهل اعتراض هستند این آلودگی‌ها و ننگ «نه غزه، نه لبنان» و «جمهوری ایرانی» را به خودشان راه دهند. این ننگ برای همیشه ننگ است. اینهایی هم که کافرند ـ بالاخره کافر هم داریم در این مملکت و این طور نیست که نباشند ـ اینها اگر اسلام را قبول ندارند که ندارند، اگر ایرانی هستند باید بگویند: «جمهوری اسلامی»؛ برای اینکه از جمهوری ایرانی هیچ کاری ساخته نیست. در جنگ جهانی اول همین ما ایرانی‌ها تسلیم شدیم و تسلیم کردیم. در جنگ جهانی دوم همین ایران را ما ایرانی‌ها تسلیم کردیم. گفتند 17 شهر بدهید گفتیم چشم. گفتند باید نوکر بشوید گفتیم چشم.

کناره‌گیری از نماز جمعه

آیت‌الله جوادی آملی از جمله علما برجسته حوزه علمیه قم هستند که امامت جمعه این شهر را نیز پیش‌تر بر عهده داشتند.

ایشان در آخرین خطبه نماز جمعه خویش، ضمن عذرخواهی از مردم گفتند که امام جمعه دو مسئولیت مهم روحانیت "یعنی سیر و سفر در من الاخلق و الی الحق و پیام آوری دستورات الهی" را بر عهده دارد و اگر به آنها نتواند عمل کند نزد خدا مسئول خواهد بود.

کناره‌گیری ایشان موجب انتشار شایعات گسترده‌ای در این رابطه شد و عده‌ای آن را «اختلافات سیاسی» عنوان کردند. این در حالی است که بررسی نظرات ایشان و تعلق خاطر ایشان به نظام، چنین شایعه‌ای را به طور کلی رد می‌کند.

"گوش‌تان به حرف‌های رهبر انقلاب باشد"

آیت‌الله جوادی آملی در مورد حوادث اخیر کشور نیز گفته بود که "گوش‌تان به حرف‌های رهبر انقلاب باشد."

آيت‌الله جوادی آملي در پاسخ به سوال دانشجويی كه نظرش را درباره حوادث پس از انتخابات پرسيده بود اظهار داشت:‌ شما بايستی در اين خصوص به سخنان مقام معظم رهبری توجه كنيد و گوشتان به حرف‌های ايشان باشد و ببينيد كه ايشان چه می‌گويد.

ایشان در مورد شائبه‌ و شايعه‌هايی مطرح شده مبنی بر اينكه حمايت‌شان از مقام معظم رهبری بعد از انتخابات نامحسوس شده است، تأكيد كرد: شما اصلا به اين حرف‌ها توجه نكنيد و اصلا اين‌طور نيست.

به کجا چنین شتابان؟


معاويه در دمشق براى خودش كاخ سبز ساخته بود .

ابوذر به او اعتراض كرد و گفت: اگر اين كاخ را از اموال خداوند (بيت المال مسلمين) ساخته اى، خيانت كرده اى و اگر از اموال خودت ساخته اى اسراف كرده اى!

حکایت برگزاری همایش ها و کنفراس هایی که بعضی از آقایان مدیر ، برای آینده سیاسی و اجرایی خود برگزار می کند هم ، این سخن ابوذر است.

چه لزومی دارد، اداره اوقاف کرمانشاه که مدیر آن یک روحانی جوان است ، متن سخن رانی کسی که شاید انتظار حمایت از او برای بهره برداری سیاسی در آینده و احتمالاً در انتخابات خبرگان رهبری از او داشته باشد با پول بی زبان مردم از محل موقوفات و یا بیت المال باشد، در تیراژ فراوان بصورت کتاب تکثیر نماید و به مردم هدیه نماید . براستی این کار چه لزومی دارد ویا بهتر بگوییم چه ثمره شخصی و اداری برای مدیر دارد؟

آیا اداره اوقاف استان کرمانشاه ، در مقابل این کار غیر ضروری، دفاعی از عملکرد خود دارد؟ انتشار متن سخنر انی سیداحمد خاتمی در جمع تعدادی ازدوستان خود ؛ بصورت کتاب ؛ آیا رعایت الگوی مصرف در سال اصلاح نحوه مصرف است؟ آیا در برگزاری همایش با عنوان عاشورا پژوهی ، در دانشکده علوم قرانی کرمانشاه لازم بود آن همه هزینه از بیت المال هدر برود ؟ و آقایان بفرمایند چه نتیجه ای از آن برای مردم به ارمغان آوردند؟

در استقبال از " دریابار نیوز "

آغاز فعالیت رسمی خبرگزاری " دریـابارنیوز "برای منطقه کرمانشاه که از وجود خبرگزاری های مستقل و توانمند محروم است مایه مسرت و خوشحالی است . اگر این خبر گزاری شخصی ، بتواند به تحلیل غیر احساسی و منصفانه اخبار و حوادث منطقه غرب کشور بخصوص استان کرمانشاه بپردازد ، می تواند جایگاه ویژه ای در بین مردم پیدا کند .

اگرچه مدیر محترم این خبر گزاری به اردوگاه اصولگرایان کرمانشاه منسوب است ولی می تواند یک طرف دعوای خبری روزمره نباشد. و با دعوت و مصاحبه با افراد اهل فکر و سیاسیون مطلع و منصف و واقع نگر در هر دو جناح موجود و مطرح در کرمانشاه فضای بی تحرک خبری منطقه را رونق ببخشد.و خلاء اطلاع رسانی منطقه را بر طرف نمایید. اگرچه قبل از ایشان سایت کرمانشاه امروز منسوب به مهدوی چشمه گچی به همه نواقصی که داشت توانست جایگاه ویژه ای پیدا کند ولی نتوانست دوام بیاورد.

انتظار است این خبر گزاری نوپا ، صــرفاً به تریبونی برای انتشار اخبار سایت های کشوری همسوی خود ، که مطالب آنها، در همه جا کپی پیست و و منتشر می شود، تبدیل نشود که در این صورت مانند سایت خبری "زاگرس نا " مخاطیبن محدودی خواهد داشت و مطالب آن کم اهمیت می شود.

اگر مدیران این پایگاه خبری بتوانند دایره فکر خود را به همه مردم منطقه و بخصوص دوست داران انقلاب با هر گرایشی که دارند گسترش دهند می توانند در فضای کنونی ، صدای مردم منطقه باشند. این دوستان می توانند از توهین های بازاری که کار افراد کم مایه و احساسی است و موجب التهاب و بد بینی و دسته بندی های کاذب در جامعه می شود بپرهیزند و جانب حقیقت را بگیرند ولو به ضرر آنان باشد.

امیدواریم عنوان " دریاباری " در عمل به مردم نشان داده شود و صفت " برکــــه باری " که در روحیه اهل فکر نیست در در این پایگاه خبری پیدا نشود.

آدرس دربار نیوز :


http://www.daryabarnews.com/


نگاهی به برگزاری جشن های سالگرد انقلاب اسلامی در مدارس

از دو سال بعد از انقلاب که کار معلمی را شروع کردم ؛ هر سال شاهدبرگزاری جشن های سالروز پیروزی انقلاب در مدارس بوده ام و دهه فجر را ، روزهای شادی و شکوفایی استعداد های دانش آموزان و فرصتی برای تحلیل علل انقلاب مردم ایران در سال 57 و نیز روز های شاد مدارس و همراه با برنامه های متنوع دانش آموزان می دانستم و می دیدم.

اما چند سالی است که برگزاری این جشن ها، بیشتر شکل اجرای یک دستورالعمل کاری در مدارس توسط مدیران به خود گرفته است و آن حال هوای گذشته و مشارکت های عمومی را از دست داده است. مدیران قصد دارند بدون هیچ مشکل و هزینه ای گزارشی تهیه کرده و به همراه چند قطعه عکس به اداره متبوع ارسال نمایند تا از قافله امتیاز ارزشیابی جا نمانند و دل مسئولان را شاد نمایند. ...

دیگر از مراسم تزیین مدارس واجرای برنامه های متنوع فرهنگی و هنری خبری نیست معلمان در تحلیل اهداف انقلاب 57 رغبتی از خود نشان نمی هند. اکثر مدارس با حداقل پوسترهای ارسالی اداره تزیین می شود و خبری از توزیع شیرینی و همهمه و شادی های دانش آموزی نیست.

امسال که مراسم دهه فجر با مراسم اربعین امام حسین (ع) و عزاداری دهه آخر ماه صفر همراه بود همه چیز به هم ریخت شد و مهار اندیشه های اعتراضی مردم ، برخاسته از فضای بعد از انتخابات خرداد 88 همه کاری را تحت شعاع قرار داده است آن چنان که در شرح حوادث انقلاب - مانند مجالس عزاداری که مداحان همیشه گریزی به حادثه کربلا می زنند- سخنرانان جدید هم ، در تبین اهداف انقلاب، گریزی به موضوع حوادث بعداز انتخابات زده می زنند و معترضین را " از اول تا آخر " به عنوان کوفیان و ... تعبیر می شوند ... این همان اندیشه ای است که می خواهد به جای وحدت در بین مردم ، به تفرقه در اجتماع ، می اندیشد و دایره دوستداران انقلاب را محدود و به چهره های جدید خلاصه کنند .

اساسنامه انجمن اوليا و مربيان 40 سال عقب‌تر از آموزش‌وپرورش كنوني است

به گزارش خبرنگار سرويس «آموزش و پرورش» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر حميررضا حاجي بابايي در همايش انجمن اوليا و مربيان با تاكيد بر جايگاه اين انجمن، گفت: انجمن اوليا و مربيان همزمان با سرعت و تغييرات آموزش و پرورش پيش نرفته و ما معتقديم اساسنامه اين انجمن بايد تغيير كند و نوع مديريت و قدرت مدارس بايد متحول شود.

وي ادامه داد: در نظام تعليم و تربيت مهمترين بخش پيشگيري، مصونيت و ايجاد امنيت است و در سال‌هاي اخير ما شاهد بي‌سابقه‌ترين اتفاق در طول تاريخ تعليم و تربيت ايران بوده‌ايم و آن برداشت چهار ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي براي ساخت مدارس بوده است كه اين امر نشان از توجه مسوولان به امر تعليم و تربيت و در راس آن آموزش و پرورش دارد.

وزير آموزش و پرورش گفت: تا چهار سال آينده دغدغه‌اي به نام مدرسه نخواهيم داشت و برنامه‌هاي اوليه آن را از همين استان تهران كه بيشترين مدارس فرسوده را دارد آغاز شده است.

وي با بيان اين كه دانش‌آموزان سرمايه‌هاي بزرگ حاكميت هستند، گفت: ما مي‌خواهيم دانش‌آموزي تربيت كنيم كه افتخار حاكميت، آموزش و پرورش و خانواده‌ باشد و در اين راه به اوليا نياز داريم، چرا كه بحث انجمن اوليا و مربيان در ساختار فكري وزارتخانه بسيار حائز اهميت است.

حاجي بابايي اظهار كرد: رشد دانش‌آموز نيازمند مولفه‌هاي متعددي است از جمله خانواده ، مدرسه و معلم و چنانچه اين‌ها در كنار هم و در يك سو حركت كنند شاهد رشد كامل و تعالي دانش‌آموزان خواهيم بود.

وي گفت: خطرناك‌ترين مولفه براي يك دانش‌آموز اين است كه بين يافته‌هاي خود از مدرسه و خانواده‌ تعارض ببيند، در حالي كه اگر ارتباط بين خانواده‌ و مربيان در انجمن يكسو تعريف شود، مسلما چنين تعارضي پيش نخواهد آمد و اين مساله جايگاه مهم انجمن اوليا و مربيان را تبيين مي‌كند.

حاجي بابايي درباره واگذاري مدارس به بخش خصوصي گفت: برخي‌ها مدام مي‌گويند كه مدارس را به بخش خصوصي واگذار كنيد، در حالي كه به اعتقاد ما به مدارس نبايد همانند يك شركت يا خودروسازي نگاه شود. از نگاه تعليم و تربيت مدرسه بايد به شخصي واگذار شود كه با ايمان به خدا تنها به تعليم و تربيت مي‌انديشيدند و نوع مديريت در مدرسه با مديريت روزمره متفاوت است.

حاجي بابايي در بخش ديگري از سخنان خود تصريح كرد: جامعه وام‌دار معلم است و بدون معلم جامعه معنا ندارد، چرا كه شقاوت‌ها و سعادت‌ها در رابطه با معلم تعريف مي‌شود و جايي را نمي‌توان تعريف كرد كه هم عرض آموزش و پرورش باشد، چون جايگاه آموزش و پرورش بي‌بديل است.

وي ادامه داد: ما در حال ثروتمند شدن هستيم و در اين راه گام‌هاي بلندي برداشتيم، وقتي پژوهشگر سه به فضا مي‌رود به دنيا پيام مي‌دهيم كه ما در فضا حضور داريم يا وقتي سخن از سلول‌هاي بنيادين و يا فناوري هسته به ميان مي‌آيد نشان از يك اقتدار بلند و يكي از عوامل توليد ثروت و توسعه ملي اقتدار است.

حاجي بابايي گفت: امروزه كشورها در جايي سرمايه‌گذاري‌ مي‌كنند كه داراي اقتدار باشد، چرا كه امنيت هم در امتداد اقتدار قرار گرفته است و زيرساخت همه اين اقتدارهاي ملي در آموزش و پرورش شكل مي‌گيرد، چون دانشمند‌ان ما زماني دانش‌آموز بودند و بعد دانشجو شدند و در سايه تعليم و تربيت به اين جايگاه‌هاي رفيع رسيدند.

آوازحسن زیرک ، راحت بخش روان خسته معلمان

آوازحسن زیرک

راحت بخش روان خسته معلمان

رواج روحیه بی تفاوتی دربین معلمان و بی توجهی به مطالبات آنان موجب خسارت به آموزش وپرورش خواهد شد و این رفتار ،نوعی مباره منفی در مقابل مخاطبان و متولیان و مجریان امور فرهنگی کشور است .

این اواخر ، این بی اعتنایی به همه ارکان ؛ در آموزشگاه ها طبیعی وعادی شده است و بعضی افراد هم از فرصت این بی تفاوتی، به سود اغراض خود ، استفاده می برند و با پخش آوازهای غیر متعارف در محیط دفتر آموزشگاه، فضای آموزشی را بیش از حد آلوده می کنند. در همین مدارس ، پخش «هوره حسن زیرک» ( نوعی آواز محلی کرمانشاه وکردستان) از طریق تلفن همراه ، راحت بخش روان خسته معلمان ناامید شده است که با تمسخر به آن دامن زده می شود.

به راستی برای یادآوری اهداف فراموش شده آموزش وپرورش و باز گرداندن اعتمادشکسته معلمان ، تاکی باید از طرف متولیان ،خسارت به فرهنگ وآموزش وپرورش وارد شود وموضوع مشکلات معیشتی ، یک بار برای همیشه حل نمی شود؟

نامه اعتراض‌آمیز و شدید‌اللحن سیدحسن خمینی خطاب به رئیس صدا و سیما


پارلمان‌نیوز: عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با اشاره به پخش گزینشی سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در صدا و سیما از نگارش نامه‌ای اعتراض آ‌میز و شدیداللحن از سوی یادگار امام(ره) خطاب به عزت‌الله ضرغامی خبر داد.

حجت الاسلام قدرت الله علیخانی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، گفت:«در آستانه 22 بهمن، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، وظیفه همگان به ویژه رسانه ملی این است که همه را به وحدت و رحمت و رافت که همان آرمانهای امام و منویات رهبری است دعوت کنیم و همگان را در این مراسم سرنوشت‌ساز همه ساله دعوت نمائیم.»

وی تاکید کرد:« می‌بایست شعار اصلی نظام و انقلاب که استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است را فراموش نکنیم و خدایی ناکرده باعث آرزردگی روح امام عزیز و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نشویم.»

نماینده اصلاح‌طلب مردم قزوین ادامه داد:«لیکن متاسفانه در این ایام به صورت گزینشی مطالبی از امام بزرگوار از طریق صدا و سیما پخش شده که مقدمه و مؤاخره آن برای بینندگان و شنودگان چندان مشخص نیست.»

علیخانی تصریح کرد:«این عمل باعث نگرانی پیروان آرمان‌های امام(ره) بخصوص بیت شریف امام و بویژه حضرت حجت الاسلام والمسلین حاج سید حسن آقای خمینی گردید.»

وی افزود:«به طوری که مطلع شدم، یادگار امام راحل، حضرت حجت‌الاسلام و المسلین حاج سید حسن آقای خمینی، نامه‌ای اعتراض آمیز و شدید اللحنی خطاب به ریاست محترم صدا و سیما نوشته‌اند.»

این عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس خاطر نشان کرد:«انتظار می‌رود ریاست محترم صدا و سیما با اشراف بیشتر نسبت به زیرمجموعه خود و مراقبت بیشتر، هر چه سریعتر نسبت به این موارد گزینشی عکس العمل لازم را نشان داده و جلوی این موارد را بگیرند و کار به جایی نرسد که نامه اعتراض‌آمیز حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی برای آگاهی افکار عمومی منتشر شود.»
----------------
در نامه انتقادي سيد حسن خميني به عزت‌الله ضرغامي مطرح شد؛
به حکم وظیفه فرزندی امام به اشتباه فاحش صدا و سیما اعتراض دارم


جای تاسف است که در صدا و سیما از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت چشم پوشیده می‌شود و بدون اشاره به شرایط زمانی خاص به بزرگ‌نمایی غلط و تحریف‌گونه قضایای گذشته همت گذاشته و درصدد مشابه‌سازی تاریخی هستند.


ايلنا:يادگار امام در نامه‌اي به رئيس صدا و سيما با انتقاد از مشابه سازي تاريخي از سخنان امام در برنامه‌هاي اين رسانه ،تاكيد كرد: به حکم وظیفه فرزندی امام نسبت به اشتباه فاحش صدا و سیما و تصمیم گیرندگان چنین موضوعاتی، اعتراض جدی دارم و معتقدم اگر حقیقتا به دنبال شناخت واقعی امام هستید، باید از یاران نزدیک امام دعوت نمایید تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بیان نمایند و هم ناگفته‌های زندگی امام را بیان کنند.
به گزارش ايلنابه نقل از پايگاه اطلاع رساني جماران متن كامل نامه حجت الاسلام سيد حسين خميني به عزت‌الله ضرغامي بدين شرح است:
بسمه تعالی
جناب آقای عزت الله ضرغامی
رئیس سازمان صداو سیمای جمهوری اسلامی
با تبریک سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، لازم است نکاتی را پیرامون برنامه‌های صدا وسیمای جمهوری اسلامی در ایام دهه فجر یادآوردی نمایم. خوش داشتم این مطالب را مثل سابق و به طور شفاهی متذکر شوم ولی احساس می‌کنم اثر سخنان شفاهی کم شده و عمق تاثیر گذاری برنامه های تلویزیون به گونه ای است که محتاج تذکر کتبی است.
چنانکه از منابع موثق شنیده‌ام، برنامه‌ای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش می‌شود و به گونه‌ای غیر صادقانه و تحریف آمیز، شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی(س) را مخدوش نموده است. جامعه‌ی جوان امروز ما به وسیله آنچه در این برنامه پخش می‌شود، شخصیت واقعی امام را نمی‌شناسد و تنها با شخصیت دست ساخته‌ی صدا و سیما آشنا می شود که متاسفانه فرسنگ‌‌ها با حقیقت امام که به فرموده‌ی رهبری انقلاب همه هویت جمهوری اسلامی است، فاصله دارد.
در شرایطی که دشمنان قسم خورده انقلاب و امام با استفاده از رسانه های بیگانه، هر لحظه چهره ای خشن و غیر انسانی و صد البته غیر واقعی از انقلاب شکوهمند اسلامی می سازند، انتظار بی‌هوده‌ای نیست اگر چشم انتظار تبیین شخصیت جامع امام و امت امام در صدا و سیما باشیم و ابعاد بلند معرفتی و ماهیت انسانی انقلاب را که بی شک در میان همه انقلاب‌های قرن حاضر، بیشترین ارزشهای اسلامی و بشر دوستانه را آفریده، تصویر نماییم. جای تاسف است که در صدا و سیما از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت که با اتکا‌ی به جوهره اسلامی و روح بلند مذهب شیعه اثنی عشریه آفریده شد، چشم پوشیده می‌شود و بدون اشاره به شرایط زمانی خاص به بزرگ نمایی غلط و تحریف گونه‌ی قضایای گذشته همت می‌گمارید و به غلط در صدد مشابه سازی تاریخی هستید.
اینجانب جناب عالی را از علاقمندان امام راحل می شناسم و به حکم وظیفه فرزندی امام نسبت به این اشتباه فاحش صدا و سیما و تصمیم گیرندگان چنین موضوعاتی، اعتراض جدی دارم و معتقدم اگر حقیقتا به دنبال شناخت واقعی امام هستید، باید از یاران نزدیک امام دعوت نمایید تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بیان نمایند و هم ناگفته های زندگی امام را بیان کنند.
امیدوارم احتیاجی به تصدیع بیشتر نباشد و دوستان واقعی امام وظیفه خویش را در قبال امام و تحلیل انقلاب اسلامی به انجام برسانند.

کدامین چشمه سمی شد...؟

کدامین چشمه سمی شد ، که آب از آب می ترسد ؟
و حتی ، ذهن ماهیگیر ، از قلاب می ترسد

کدامین وحشت وحشی ، گرفته روح دریا را
که توفان از خروش و موج از گرداب می ترسد

گرفته وسعت شب را ، غباری آنچنان مبهم
که چشم از دیدگاه و ماه از مهتاب می ترسد

شب است و خیمه شب بازان و رقص وحشی اشباح
مژه از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب مي ترسد

فغان ، زین شهر کج باور ، که حتی نکته آموزش
زافسون و طلسم و رمل و اسطرلاب می ترسد

فضا را آنچنان آلوده ، دود نفرت ونفرين
که موشک هم ، ز سطح سکوی پرتاب می ترسد

طنین کار سازی هم ، زسازی بر نمی خیزد .
که چنگ از پرده ها وسیم ، از مضراب می ترسد

سخن ، دیگر کن ای بهمن ! کجا باور توان كردن
که غوک از جلبک و خرچنگ از مرداب می ترسد

بهمن رافعی

سهم مبهم متولیان سیاسی استان

سهم مبهم متولیان سیاسی استان

در توسعه سیاسی و ترویج حقوق شهروندی

برای اهمیت دادن به موضوع توسعه سیاسی جامعه و آشنا نمودن طبقات مختلف با حقوق شهروندی خود ، تنها احزاب سیاسی و کارمندان ناراضی از وضعیت اقتتصادی ؛ مسئولیت ندارند. متولیان سیاسی کشور وبه تبع آن استان؛ برای نهادینه کردن این مهم چه کرده اند؟ و چه برنامه ای دارند؟ آیا به وظایف خود توجه و عمل کرده اند ؟ آیا اصولاً با موضوع مردم سیاسی و اجتماعی میانه و علاقه ای دارند؟

حوزه سیاسی استانداری در دولت نهم و دولت فعلی نتوانسته موضوع سیاست و مردم سیاسی را در اجتماع و در بین مردم اهمیت وبها بدهد و از طریق تعامل و همراهی با احزاب کرمانشاه و یا دیگر شخصیت های سیاسی استان ؛ نسبت به برگزاری جلسات عمومی اقدام نماید !!

شاید چون جایگاه احزاب و توجه به گروه های سیاسی در دولت فعلی کم اهمیت است ؛ متولیان سیاسی استان نیز با تأسی از این نگرش ، چنین رفتاری با احزاب استانی دارند؟ و رغبتی به این مهم نشان نمی دهند؟

آیا نمی شود در بعضی از برنامه های زنده ی بی محتوای ساعت 9 تا 10 شب شبکه زاگرس که با مجریان ناتوان و هنرپشگان کم مایه که بعضی اوقات به تمسخر فرهنگ استان پرداحته می شود؛ از شخصیت های سیاسی و دانشگاهی وفرهنگی دعوت نمود و به تبین حقوق شهروندی مردم پرداخت؟

جابجایی معاونت سیاسی استانداری بدون پرسش از اقدامات برنامه سیاسی قبلی و اطلاع از برنامه های معاونت سیاسی جدید ، فقط چهره یک جابجایی صرفا اداری به خود گرفته است و می گیرد ونتیجه ای برای شهروندان علاقه مند به برنامه های سیاسی ندارد.

ای کاش سردار دمیاد می توانست بگوید که در مدت تصدی مسئولیت خود در حوزه سیاسی استان" نه امنیتی " چه اقدامات انجام داده است و نتایج آن چه تعامل استانی بوده است؟ و سردار منکرسی که بناست به جای ایشان به این مهم بپردازد چه برنامه ای برای توسعه سیاسی استان و ترویج حقوق شهروندی مردم دارد؟