بعد از آیت الله زرندی

بعد از انتخاب حجت الاسلام علما به جای آیت الله زرندی به امامت جمعه کرمانشاه ، روحانیت کرمانشاه دوره جدیدی، از حضور خود ،در صحنه های اجتماعی ومدیریتی استان تجربه می کند :

· حجت الاسلام علما : وی تاکنون صرفاً در نقش یک خطیب جمعه ،که صرفاً به بیان مسائل اخلاقی می پردازد ،نمایان شده است ، ظاهراً قصد دخالت در مدیریت های استان را ندارد وهر از چند گاهیحجت الاسلام علما هم ،جای خطابه را برای حضور بعضی از روحانیون، خالی می کند و خود به مسافرتی و انجام صله رحمی می پردازد. در غیاب ایشان، آقای عبداللهی به به ایراد خطبه می پردازند. اگر چه ایشان نتوانستند، مدیری قوی و توانمند به عنوان رئیس دفتر خود انتخاب بکنند ولی امیدواریم ، انتخاب فعلی بتواند ارتباط روحانیون کرمانشاه ومردم را استحکام بخشد .اگر چه بناست مسجد قدیمی حاج شهبازخان ، پذیرای امامت جماعت حجت الاسلام در نماز مغرب وعشا باشد ، ادامه فعالیت مرحوم حاح آخوندکرمانشاهی به ایشان محول خواهد.و چنانچه آیت الله زرندی هم به مسجد گوهرشاد خیابان شریعتی برگردند، ترکیب محلی قبل از انقلاب علمای کرمانشاه تکمیل خواهد شد.

· آیت الله ممدوحی: که عضو جامعه مدرسین ونماینده مردم کرمانشاه در خبرگان رهبری است ، با آیت الله ممدوحیغیبت آیت الله زرندی ، بیشترین فرصت حضور را ،در مراسمات سیاسی اجتماعی استان پیدا کرده است ،و متأسفانه اگر آنچه در خصوص رایزنی ایشان برای انتخاب مدیریت کرمانشاه در حوزه های مختلف گفته می شود صحیح باشد جایگاه خود را خدشه دار می کنند ؛ چون در این صورت، در مقام یکی از اعضای باندهای محفلی و تشکیلاتی استان ، ظاهر می شوند ، در صورتی که شأن عضویت در جامعه مدرسین ایشان ، اجل از این است که برای تعیین مصداق استاندار، با افرادی که باید از ایشان راهنمایی ومشورت بگیرند ؛ به مشورت ورایزنی بپردازد. بلکه ایشان ، باید به تعیین معیارها بپردازند نه مصداق ها . ایشان نباید خود را محدود به یک گروه خاص بنمایند ، اگر همان مرام آقای علما را پیش بگیرند به سود ایشان وجایگاه علمی حوزه ،خواهد بود.

· آیت الله زرندی بعد از برکناری ؛ تا به حال به عنوان مدیر حوزه علمیه کرمانشاه ، فعالیت داشته آیت الله زرندی  است و بجز در مراسم فاتحه یکی از علمای اهل سنت کرمانشاه، جضور دیگری در اجتماع پیدا نکرده است و معمولاً گروه های سیاسی اصلاح طلب استان، با حضور در نزد ایشان و انجام دیدارهای دوستانه ، به تقویت ایشان می پردازند.عدم حضور ایشان در هنگام مسافرت رئیس جمهور به کرمانشاه وافتتاح پالایشگاه پتروشیمی و حضور برجسته آیت الله ممدوحی ، نشان از گله مندی های همیشگی است.

· حجت الاسلام عبداللهی ، وی امام جماعت مسجد صباغ خیابان بهار و یکی از روحانیون قدیمی کرمانشاه است نام ایشان برای کرمانشاهیان ، بیگانه نیست اگر در زمان امامت جمعه آیت الله زرندی ، مدتی امام جمعه موقت بودند ، اما بعدها در نماز جمعه کمتر حضور پیدا می کرد ، وامروز در نقش امام جمعه موقت ، جایگاه گشته خود را باز یافته است .آیت الله نجومی

· حضرات آقایان معصومی « مسجد ترک ها »و نجومی «در مسجد نواب» ، کماکان پشتیبانان در سایه اصولگرایان هستند اگر چه در ظاهر در مناقشات سیاسی استان ، دخالتی نمی کنند ، ولی توصیه های آنان هیچگاه بی تأثیر نبوده است. آیت الله نجومی با تفسیر هفتگی قرآن خود ، و پخش آن توسط سیمای کرمانشاه ،توانسته حضور کمرنگی در صدا و سیما داشته باشد.

· حجت الاسلام دکتر رضا موسوی : همچنان در مسجد حاج دایی با سخنان نقادانه خود ، آنچه را که لازم است ، بیان می کند وگروه های اصلاح طلب استان هم ، هر ازچندگاهی با حضور در نزد ایشان به تحلیل اوضاع فعلی می پردازند. وی بعد از 30سال، هنوز تحریم صدا وسیما ورادیو است و یاد ندارم تصویری از ایشان در روز نامه ها و سایت ها منتشر شده باشد ، این هم استانی آیت الله منتظری که گویی ، احترام به او ، برایشان محفوظ است ، با بیان غرا وشیوا و مستدل خود همیشه مکتوم بوده است و احتمالاً هم مکتوم خواهد ماند.فقط در دوران اصلاحات ، مجامع علمی همچون دانشگاه ومدارس ، اندک زمانی از حضور معنوی وعلمی ایشان بهره بردند.



زمان ارسال در وبلاگ قبلی : پنجشنبه بیستم تیر 1387 -

نیایش

خدایا:

رحمتی کن تا ایمانم نان و نام برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را

و حتی نامم را در راه ایمانم افکنم،

تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار می کنند،

نه آنها که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند.

خدایا:

همواره، تو را سپاس می گذارم که هر چه، در راه تو و راه پیام تو،

بیشتر می روم بیشتر رنج می برم، آنها که باید مرا بنوازند، می زنند،

آنها که باید همگام باشند، سد راهم می شوند.

آنها که باید حق شناسی کنند، حق کشی می کنند،

آنها که باید دستم را بفشارند، سیلی می زنند، آنها که باید تقویتم کنند، سرزنشم می کنند نومیدم می کنند، تا در راه تو؛

از تنها پایگاهی که چشم یاری دارم و پاداشی، نومید شوم، چشم ببندم، رانده شوم....تا تنها

امیدم تو شود، چشم انتظارم، تنها به روی تو باز ماند، تنها از تو یاری طلبم، تنها از تو پاداش گیرم، در حسابی که با تو دارم، شریکی دیگر نباشد، تا؛ تکلیفم با تو روشن شود، تا تکلیفم با خودم معلوم گردد،

تا حلاوت "اخلاص" را

که هر دلی اگر اندکی چشید، هیچ قندی در کامش شیرین نیست- بچشم،

خدایا: اخلاص! اخلاص!

و میدانم، ای خدا، می دانم که برای عشق، زیستن،

و برای زیبایی و خیر؛ مطلق بودن، چگونه آدمی را به مطلق می برد،

چگونه اخلاص، این وجود نسبی را، این موجود حقیری را که مجموعه ای از احتیاج ها است و ضعف ها و انتظارها، "مطلق" می کنند!

دکتر علی شریعتی

دعاي مورچه

در زمان حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ ، بر اثر نيامدن باران، قحطي شديدي به وجود آمد، به ناچار مردم به حضور حضرت سليمان آمده و از قحطي شكايت كردند و در خواست نمودند تا حضرت سليمان براي طلب باران، نماز «استسقاء» بخواند.

حضرت سليمان به آنها فرمود:

فردا پس از نماز صبح، با هم براي انجام نماز استسقاء به سوي بيابان حركت مي‌كنيم. فرداي آن روز مردم جمع شدند و پس از نماز صبح، به سوي بيابان حركت كردند، ناگهان حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ در راه مورچه‌اي را ديد كه پاهايش را روي زمين نهاده و دست هايش را به سوي آسمان بلند نموده و مي‌گويد:

خدايا ما نوعي از مخلوقات تو هستيم، و از رزق تو بي‌نياز نيستيم، ما را به خاطر گناهان انسان‌ها، به هلاكت نرسان.

حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ رو به جمعيت كرد و فرمود:

به خانه‌هايتان باز گرديد، خداوند شما را به خاطر «مورچگان» سيراب كرد:

در آن سال آن قدر باران آمد كه سابقه نداشت.

آري گناه موجب بلا از جمله قحطي خواهد شد.

ز رحمت جرعه‌اي بر جرعه نوشان گناه اين خطاكاران بپوشان

بسوزان تا بسوزاند از غم تو بدم تا زنده گردند از دم تو

کاش .... توی بازار صداقت ،کمی ارزانی بود

کاش دردهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
چقدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از این دل دیوانه که بارانی بود
کاش چشمان پر از پرسش مردم
کمتر در پی این زندگی سنگی و سیمانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود

مریم حیدرزاده


حکایت مکرر مشکل معلمان

سکوت همراه با بهت و تعجب ، برفضای آموزش وپرورش حاکم است ، از طرفی حق التدریس و اضافه کاری معلمان پرداخت نمی شود واز طرف دیگر؛ نهادی با این همه مخاطب ، پایگاه اطلاع رسانی جامعی ندارد تا از وضعیت تصمیم گیریهای این وزارت خانه عریض وطویل ،خبر رسانی کند و دیگران هم مطلع شوند ،اگرچه بعضی از همکاران فرهنگی با زحمات خود، از طریق وبلاگ هایی ، اقدام به اطلاع رسانی می کنند و یا سایت های وزارت خانه و نیز استان ها ،کم و بیش اخبار بخش نامه ها را به مخاطبان می رسانند ؛ ولی همه این ها کافی نیست ،«چون دسترسی به منابع خبری و تحلیلی و اطلاعات اندک و محدود است ،اخبار ارائه شده نمی تواند مخاطبین را راضی کند » به هر حال در این آشفته بازار خبری ، آنچه مظلوم است و همیشه مورد اجحاف قرار می گیرد،معلم است که در این موقعیت سال، هم با گرانی وبی عدالتی روبرو است ؛ وهم با بی خبری از تصمیم های آموزش وپرورش مواجه است وهم حق طبیعی او که کار کرده است مدت چهار ماه است پرداخت نمی شود. و این نشان از بهبود اقتصادی کارمندان ومعلمان در این مدت است.

امیدواریم یک پایگاه اطلاع رسانی جامع (نه صرفاّ آموزشی واداری) به همت افراد توانمند برای مخاطبین .معلمان، راه اندازی شود.کالبته با این اوضاع سیاسی ، امیدی نیست!!

امام حسين (عليه السلام)

حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمودند:

إنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسىءُ وَ لا يَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ كُلَّ يَوْم يُسىءُ وَ يَعْتَذِرُ.

همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند. ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.

دفتر آیت الله سیستانی : جامعه مدرسین مرجع تشخیص صلاحیت مراجع نیست


جامعه مدرسين حوزه علميه قم در پاسخ به سئوال جمعي از استادان و فضلاي حوزه علميه قم در زمينه مرجعيت آقاي صانعي اعلام كرد: آقاي صانعي فاقد ملاك‌هاي لازم براي تصدّي مرجعيت است
از این رو، گروه اجتماعی «فردا» با توجه به درخواست کابران خود و پاسخ به شبهات ایجاد شده در مورد تقلید از آیت‌الله صانعی ، در تماس با دفتر مراجع، نظرات دیگر آیات عظام را در این خصوص جویا شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا» دفتر مقام معظم رهبری در پاسخ به این موضوع رجوع به یکی از مراجع تقلید و نظر این مراجع را در این خصوص یادآور شده است .
همچنین دفتر آیت الله سیستانی با اشاره به اینکه جامعه مدرسین مرجع تشخیص صلاحیت مراجع نیست گفت: در این موارد نظر شخص مقلد ارجح است اما دفتر آیت‌الله سیستانی ابتدا شخص آیت‌الله سیستانی را اعلم برای مرجعیت می‌داند و بعد از ایشان نیزآیت‌الله وحید خراسانی را معرفی می نماید.
آیت‌الله موسوی اردبیلی ، از مراجع تقلید نیز ادامه تقلید از آیت‌الله صانعی را بلامانع عنوان کردند.
در پاسخ دفتر آیت‌الله نوری همدانی درباره این موضع نیز آمده است: به سادگی نمی‌توان صلاحیت یک مرجع تقلید را زیر سوال برد اما اگر شخص مقلد با تحقیقات از آیت آلله صانعی پیروی می‌کند می‌تواند ادامه دهد تا زمانی که فسق مرجع مورد نظر اثبات شود.
همچنین در پی تماسی که با دفتر آیت الله مکارم شیرازی گرفته شد، اعلام گردید: در ادامه پیروی از آیت‌الله صانعی ایرادی وارد نیست و همانطور که امام خمینی دیدگاههای سیاسی آیت‌الله منتظری را مردود می‌دانستند اما به مرجعیت ایشان خللی وارد نشد و ایشان هم‌چنان مقلدانی داشتند، در موضوع آیت‌الله صانعی نیز به همین‌گونه برخورد شود.
دفتر آیت‌الله وحید خراسانی نیز عنوان کردند که در این‌باره نمی‌توانند نظر دهند و از اعلام نظر خودداری کردند ولی در عین حال خواستار تماس با دفتر مقام معظم رهبری شدند.
در پایان نظر آیت‌الله جوادی آملی نیز در این خصوص توسط دفتر ایشان به این صورت اعلام شد: در این موضع تشخیص به عهده خود مقلد است و اگر قول و حرف جامعه مدرسین برای مقلد حجت است باید از پیروی از آیت الله صانعی برگردد.
مشابه این اتفاق در سال 61 و درپی اختلاف آیت‌الله شریعتمداری با حضرت امام(ره) و افشای اسناد حمایت وی از عناصر کودتای نوژه رخ داد. در پی این اتفاق جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به صورت رسمی عدم صلاحیت آیت‌الله شریعتمداری را که در آن زمان مقلدین زیادی داشت، برای مرجعیت تقلید شیعیان اعلام کرد.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تشکلی باسابقه و شامل بیش از 50 تن از اساتید و فضلای حوزه علمیه قم است که با نظر امام خمینی(ره) تشکیل شده و نام برخی از مراجع بزرگوار تقلید و علمای تراز اول حوزه علمیه قم در فهرست این تشکل حوزوی به چشم می‌خورد.

در این زمینه :

بیانیه مجمع روحانیون مبارز درباره مرجعیت آیت الله صانعی

بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در رابطه با جایگاه مرجعیت در حوزه های علمیه

هيچ‌گاه مرجعي توسط جايي نصب يا عزل نشده است
منبع مطالب بالا سایت فردا:

http://fardanews.com/fa/pages/?cid=99756

نادری باید

می گویند: نادر در یکی از جنگ هایـش سربازی را دید که فـوق العاده شجاع و دلـیر بـود و از شجاعت و دلاوری او اعجـاب می کرد . یک روز او را خواست ، گفت : تو با این شجاعت و دلاوری ات ، آن روز که افاغنه ریختند به اصفهان و غارت کردند و کشتند ، کجا بودی ؟ گفت : من در اصفهان بودم . گفت تو در اصفهان بودی وافاغنه آمدند و آن همه جنایت کردند؟ گفت بله، بودم . گفت: پس آن روز شجاعتت کجا بود ؟ گفت : آن روز نادری نبود ؛ مقداری از شجاعتی که من امروز دارم ،از روحیه ی نادر دارم. تو را که می بینم ،غیرت من تحریک می شود ؛ شجاع ودلیر و دلاور می شوم .

شهید مطهری مجموعه آثار جلد17 صفحه 59

دو حکایت

نوشته ‏اند :

روزى اسكندر مقدونى، نزد دیوجانس آمد تا با او گفت و گو كند. دیوجانس كه مردى خلوت گزیده و عارف مسلك بود، اسكندر را آن چنان كه او توقع داشت، احترام نكرد و وقعى ننهاد. اسكندر از این برخورد و مواجهه دیوجانس، برآشفت و گفت ::

این چه رفتارى است كه تو با ما دارى؟ آیا گمان كرده‏اى كه از ما بى‏نیازى؟
آرى، بى‏نیازم
- تو را بى‏نیاز نمى‏بینم. بر خاك نشسته‏اى و سقف خانه‏ات، آسمان است. از من چیزى بخواه تا تو را بدهم.
اى شاه! من دو بنده حلقه به گوش دارم كه آن دو، تو را امیرند. تو بنده بندگان منى !
آن بندگان تو كه بر من امیرند، چه كسانى‏اند؟
خشم و شهوت؛ من آن دو را رام خود كرده‏ام؛ حال آن كه آن دو بر تو امیرند و تو را به هر سو كه بخواهند مى‏كشند .
برو آن جا كه تو را فرمان مى‏برند؛ نه این جا كه فرمانبرى زبون و خوارى.

منبع:

بابایی، رضا، حکایت پارسایان


گویند :

شغالى، چند پر طاووس بر خود بست و سر و روى خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووس‏ها او را شناختند و با منقار خود بر او زخم‏ها زدند.

شغال از میان آنان گریخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ اما گروه شغالان نیز او را به جمع خود راه ندادند و روى خود را از او بر مى‏گرداندند.

شغالى نرم خوى و جهاندیده، نزد شغال خودخواه و فریبكار آمد و گفت :

«اگر به آنچه بودى و داشتى، قناعت مى‏كردى، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود مى‏آمد و نه نفرت همجنسان خود را بر مى‏انگیختى. آن باش كه هستى و خویشتن را بهتر و زیباتر و مطبوع‏ تر از آنچه هستى، نشان مده كه به اندازه بود باید نمود .»

منبع:

فروزانفر، بدیع الزمان، قصص و تمثیلات مثنوی، ص92.

در انتظار امام عصر(عج)

در انتظار امام عصر(عج)

شعـري از رهبـرمعظـم انقـلاب

--------------------------


دلم قرار نمي‌گيرد از فغان بي تو

سپندوار زكف داده‌ام عنان بي تو

ز تلخ كامــي دوران نشد دلـــم فارغ

زجام عشق لبي تر نكرد جان بي تو

چون آسمان مه آلوده‌ام زتنـگ دلــي

پر است سینه ام از اندُه گران بی تو

نسيم صبح نمي‌آورد ترانـه شـوق

ســر بهار ندارنـــد بلبــلان بي تــو

لب از حكايت شب‌هاي تــــار مي‌بنــدم

اگر امان دهدم چشم خون‌فشان بي تو

چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان

نمي‌زنــد سخنــم آتشي به جان بي تو

ز بی دلی و خموشی چو نقش تصویرم

نمي‌گشايــدم از بي خودي زبان بي تـو

عقيق سـرد به زيــر زبان تشنه نهـم

چو يادم آيد از آن شكرين دهان بي تو

گزارش غم دل را مگر كنم چو «امين»

جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو


این شعر در 18شهریور85

درسایت بازتاب منتشر شده است.

نگاهی به پاسخ آیت الله یزدی

می توان گفت با صدور بیانیه میرحسین موسوی ، جو التهاب تندسیاسی در جامعه فروکش کرد و اگر عقلای هردو گروه سیاسی بتوانند در یک فضای آرام و بدون تنش و التهاب ،به وحدت و اتحاد ملی و به توسعه و برنامه ریزی برای پیشرفت کشور فکر کنند ؛ آرامش سیاسی به کشور بازگشته است و مسیر نبرد سیاسی ، برای قدرت نمایی هر دو جناح ، به مسیر کار فرهنگی و فکری بر می گردد. اما پاسخ شیخ محمد یزدی به سوالی پیرامون مرجعیت دینی آیت الله صانعی ؛ بار دیگر روحانیت را در مقابل روحانیت قرار داد. و قطعا مجمع مدرسن حوزه علمیه این اطلاعیه را بر نمی تابد.

اگر چه نمی توان گفت که " چنین حرفی باید زده نشود و نباید حق اظهار نظر از شخصیت های فکری و سیاسی سلب کرد " و اگر چه این پاسخ برای مخاطبینی، محترم است و به آن عمل خواهتد کرد؛ اما آیا آنان که به پاسخ اهمیتی نمی دهند ، در برزخ تصمیم گیری قرار نمی گیرند؟؟ آیا مقلدین ایشان با این پاسخ قانع خواهند شد؟ این که چرا جامعه مدرسین بعد از فوت آیت الله منتظری به چنین پاسخی می رسد ؛ خود سؤال دیگری است که در فضای کاملا سیاسی امروز ، پاسخ می طلبد. احتمالا ترس از رجوع مقلیدین ایشان آیت الله صانعی، منجر به طرح این موضوع ،شده است.

ظواهر و شواهد نشان می دهد که اختلافات سلیقه ای مردم، که خسته کننده و بی نتیجه شده است، جای خود را به بروز اختلافات فکری پنهان چندین ساله روحانیت در نحوه اداره جامعه می دهد. در مقابل مردم انتظار دارند فضای نقد این نظرگاه ها در جامعه آن چنان آزاد باشد که بتوان استدلال های هر دو طرف را شنید . امیدواریم این موضوع منجر به شروع التهابات جدید در حامعه نشود.

در این زمینه :
دلایل رئیس جامعه مدرسین
پاسخ حضرت آیت الله جوادی آملی به یک سوال

بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه غلمیه

بیانیه میرحسین موسوی و نامه محسن رضایی



متن کامل بیانیه به شرح زیر است:


بسم الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما


همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.


مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.


گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟


اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .


بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟


آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که " بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم". بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.


بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.


ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .


ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .


اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :


1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .


2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .


3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .


4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟


5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .


به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .


==========

محسن رضايي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ، پس از حضور ميليوني مردم در راهپيمايي روز چهارشنبه نامه‌اي را به خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامي نوشت.

متن كامل اين نامه به اين شرح ذيل است ::

"محضر مبارك رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي

با سلام وعرض ادب؛

حضور باشکوه و ميليوني و يکپارچه ملت ايران در روز چهارشنبه درخيابان‌هاي تهران و شهرستان‌هاي سراسر كشور، نه تنها شرمندگي ناشي از اهانت به مراسم عاشورا را جبران کرد که در خنثي نمودن برنامه هاي دشمن نيز نقش بي بديلي خواهد داشت. يکبار ديگر ثابت شد که توسل به امام حسين (ع) و ادامه پيروي از مرام و مكتب حياتبخش او، وسيله نجات ملت ايران است.

اينجانب که از ميدان فردوسي تا دانشگاه تهران در جمع راهپيمايان حضور داشتم، شور و احساس خالصانه و عاشقانه مردم نسبت به امام حسين(ع)، ولايت و نظام مقدس جمهوري اسلامي را مشاهده کردم. از همه اقشار و گروه‌هاي سياسي در ميان جمعيت ديده مي شد.

بعد از انتخابات، اين اولين بار بود که ملت ايران يکپارچه و يک صدا ديده مي شدند. زنان و مردان و جوانان بسياري را از نزديک مي ديدم که ضمن آنکه از حوادث روز عاشوراي تهران متاثر بودند، ولي اشک شوق هم در چشمانشان حلقه زده بود و از اين‌که دوباره خود را در پرتو امام حسين(ع) و ولايت يافته‌اند شاد بودند. صحنه تظاهرات ديروز، مصداق بارز پيام وحي بود كه " واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا".


اين حادثه مي‌تواند سر آغاز يک تحرک جدي در پيشرفت امور کشور و پايان بخشيدن به نگراني‌ها و ابهامات ماه‌هاي اخير در سرمايه گذاري‌هاي اقتصادي و ساير فعاليت‌هاي كشور گردد، ولي شك ندارم كه افراط گرايانِ هردو طرف، با رفتارهاي نادرست از يك سو و دشمنان كمين كرده ملت ايران با بغض و عصبانيت از سوي ديگر، تلاش خواهند كرد آثار و دستاوردهاي اين حركت عظيم را خنثي كنند.

اينجانب به عنوان سرباز رهبري و ملت ايران ضمن تشکر از مردم و تبريک به جنابعالي ،تقاضا مي کنم که تمام فعالان سياسي و بزرگان انقلاب به پيروي از ملت ايران به صورت دسته جمعي در سپاسگذاري از حركت مردم به يك حركت نمادين دست بزنند.

عقب نشيني آقاي مير حسين موسوي از انکار دولت آقاي احمدي نژاد و پيشنهاد سازنده ايشان به اين‌ که مجلس و قوه قضاييه به وظايف قانوني خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دير هنگام بود، ولي مي تواند سر آغاز يک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضين با ديگران باشد.

صدور پيامي از سوي حضرتعالي و يا رهنمودهايي در يك سخنراني مي‌تواند حركت جديدي که براي وحدت ، همدلي، برادري ،گذشت و ايثار در جامعه شروع شده را تقويت و استمرار بخشد تا هم کساني که در جناح‌هاي سياسي اشتباهاتي داشته‌اند از اشتباه خود برگردند و همكاري با يكديگر را آغاز كنند و هم ازشروع فعاليت افراط گرايان جلوگيري و دشمن كمين كرده را نااميد سازند.

از طرف ديگر،نشاط سياسي جديدي همراه با تقويتِ اعتماد عمومي براي سرعت بخشيدن به فعاليت‌ها و پيشرفت كشور و رسيدن به اهداف چشم انداز ايران 1404 بوجود آيد و در ماه محرم امسال نيز، ديگر بار، مشابه محرم هاي دوران انقلاب و دفاع مقدس ، فرهنگ عاشورايي در ميان مردم و بزرگان کشور گسترش يابد.




منبــــــع سایت فـــرارو